تبليغاتX
همنهاد
گزيده وبلاگهاي مورد علاقه و البته بيشتر زيست محيطي

     احمدرضا رضايي را يادتان هست؟ محيط‌بان مجروحي كه حتا نتوانسته بود هزينه‌ي درمان خود را از سازمان حفاظت محيط زيست دريافت دارد، چه رسد به پاداش نقدي.
     اما به مدد تلاش‌هاي ستودني برخي از همكارانش مثل مهندس نظريان و نيز گزارش تكان‌دهنده‌اي كه استاد درويش منتشر ساخت، اينك دستور پرداخت 700 هزار تومان به وي صادر شده است.
    از مهندس نظريان عزيز، استاد درويش گرامي و همه‌ي شما عزيزان كه از اين سربازان گمنام طبيعت، صادقانه حمايت كرده و با انتشار لوگوي حمايت از ايشان، نداي دادخواهي‌شان را در دنياي وبلاگستان هر چه بيشتر بسط داديد، صميمانه سپاسگزاري مي‌كنم و اميدوارم شمار امضاكنندگان حاميان محيط بانان هر چه زودتر به رقم يكصدهزار برسد.

    یادتان باشد! حدود ۲۰۰ سرباز طبیعت در دفاع از مواهب طبیعی سرزمین عزیزمان به شهادت رسیده و افزون بر ۳۰۰ نفر هم دچار نقص عضو و معلولیت شده اند. علاوه بر این حدود ۴ هزار نفر هم به شدت کتک خورده و مجروح شده اند! آن هم تنها به جرم پاسداری از طبیعت!! که آخرین نمونه ی آن جنگلبانان رویشگاه ارس در خراسان رضوی بود. با این وجود شمار حامیان حتا هنوز به ۸۰۰ نفر هم نرسیده است!!!


لطفاً امضا كنيد:

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 شهریور1385ساعت 0:56  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

جمهور!"خداييش حقش بود بياد اول!چون فکر ميکنم از اولين کسايي بود که وارد بلاگفا شده بوديم و به هم لينک داده بوديم.يک مدتي جون جوني بوديم.حالا مدت خيلي زياديه نه من نه اون!يک پسر 58 اهل اهواز؛اهل شديد سياست؛تازگي تقريبا توي هر مقوله اي مينويسه؛از سکس بگير تا احمدي نژاد!زمان انتخابات رياست جمهوري؛ما بدجوري متحد شده بوديم و حنجرمونو جر داديم که بابا! انتخابات تحريم!بعدش خودمونو جر داديم که بابا!به معين راي بدين!بعدش .... جر داديم که بابا!به رفسنجاني راي بدين!بعدش .....جر داديم که بابا!به احمدي نژاد راي ندين!ولي نشد که نشد!مردم ما فهيم تر!! از اين حرفا بودن!مطالبشو دوست داشتم.خودش مثل هر پسر مردادي ديگه اهل رييس بازي و احساس مهم بودن و مدير بودن داره؛و ميشه از پسرهايي که من باهاشون هميشه در جنگ خواهم بود!ازش يک چيز يادم مونده:وقتي انتخابات به نفع ا.ن شد؛توي مطلبي از وبلاگ من کامنت گذاشت:"ديدي آسمون خراب شد سرمون؟" حالا هم هر وقت ا.ن يک تري ميزنه؛اين جمله رو تکرار ميکنم!
*
خراباتي. يک زماني خيلي خونه هم رفت و آمد داشتيم.ولي اونم الان تقريبا به صفر رسيده.اون هم از اوليها بود.
*
همنهاد. درباره محيط زيست مينويسه. بهتره بگم مشکلات محيط زيستي که دست به گريبان مملکت ماست فرياد ميکنه؛ولي کو گوش شنوا.مسائلي که از نظر خيلي از شماها پيش پا افتادست.وگرنه لينک حمايت از محيط بانهاي بي پناه و مظلوم الان نبايد 700 تا امضا بلکه 700000 تا امضا ميداشت.(خجالت نميکشين نميرين امضا کنید؟)به کسي هم نمربوط که من چرا اينقدر برام مهمه!يک بار ما با هم دعوامونم شد!
*
نامه هاي قديمي.......
*
خاطرات من و ويلچيرم. مهدي در سخت ترين روزها کنار و همراه من بود.من خيلي خيلي بهش بدهکارم.بابت خيلي چيزها.بين من و مهدي فقط رابطه بلاگ نويسي و خوانندگي نيست.يک رابطه عميق دوستانه از اونها که مگو ترين رازها رو توش برملا ميکني برقراره.مهدي از ماني زياد خوشش نيومد!و اين يک کمي منو آزرد!البته طفلي فقط نظرشو گفت!مهدي اسطوره اميد و مقاومته براي من.اسطوره عشق هم هست.يک عشق پاک و بي آلايش.مهدي اسطوره خيلي از مفاهيم خوب توي اين زندگي انسانيه که دارن کم کم دود ميشن هوا ميرن.دلم ميخواست ميتونستم کمي از بار غمش رو کم کنم.دلم ميخواست ميتونستم براش يک کاري بکنم.مهدي به روش نمي آره؛اما دلش خونه.کاش ميتونستم....کاش فقط ميتونستم....
*
افاضات مرحوم آتقي.سالي يک بار مياد وبلاگ من!بيشتر از روي کليد کردنش روي حاج باران؛که بهش ميگه فقط دخترا رو تحويل ميگيري؛ميشناسمش.فکر کنم کوچولو باشه هنوز!
*
مهار بيابان زايي. اگر و فقط اگر کمي و فقط کمي دلم ميخواد رعايت ادب و نزاکت رو توي اين وبلاگ و توي نوشته هام بکنم؛و خيلي از حرفهامو ميخورم؛و خيلي چيزها رو بيان نميکنم؛فقط و فقط سر زدن استاد گرامي به دستنوشته هاي منه.که قدم رنجه ميکنن؛منت مينهند و حوصله ميکنند.البته زياد از دستم در ميره و زياد بي ربط نوشتم.که استاد به بزرگواري خودشون ببخشن.(چيه؟ آرايه مودب نديديد؟).استاد در حيطه بوم سازگان اين مملکت فعاليت ميکنند.که باز هم دريغ و صد دريغ که.....(بازم به کسي نه مربوط که چرا برام مهمه!)
*
پر پرنده. من و صدف ميتونستيم دوستاي خيلي خوبي باشيم.به شرطي که من توي نقاب آرايه نبودم.بذاريد به حساب اينکه سعادت آشنايي بيشتر رو با صدف نداشتم.اين يکي از چيزهاييکه که هر وقت ميرم وبلاگش آزارم ميده.صدف خيلي ساده و خودموني روزمرگيهاشو به تصوير ميکشه.و برعکس آرايه که مدام در حال قربون صدقه رفتن خودشه!در حال پيدا کردن عيب و ايراد از خودش؛زندگيش؛شوهرش؛و چسبوندن اونا به جاهاي مخصوصش داره!ولي هميشه هم از اينکه آرايه از خودش اينقدر متشکره!کمال تشکر رو داشته!صدف ام اس داره.يک درد و هزار درد.ولي يک آدم و اينهمه توانايي و اينهمه صبر و اينهمه طاقت.با صدف از طريق وبلاگ عصيان علي کوچيکه آشنا شدم.صدفي جونم بوس بوس.
*
آرميتا گربه وحشي.نميدونم از کجا باهاش آشنا شدم.مدت تقريبا طولانيه که ميشناسمش.يادمه اولين جمله اي که ازش خوندم که مثل آدامس خرسي منو چسبوند به وبلاگش؛ يه چيزايي تو مايه هاي اين بود:"زياد شنيده ام عشق ميسازد،ولي مرا ويران کرد"يادمه خيلي متن قشنگ و تاثيرگذاري بود.در کل آرميتا خيلي قشنگ مينويسه.نثر فوق العاده اي داره.ميدونيد که من بي جهت از چيزي تعريف نميکنم.با اينکه کلمات و جمله ها و اتفاقات خيلي روزمره و ساده اند(برعکس من که همش تخيلات عجيب غريبند!)؛چنان با هنرمندي به هم تافته ميشن؛که دلت ميخواد نويسندشو صد تا ماچ کني!از يک تکيه کلامش خيلي خوشم مياد......"عق!"دوستش دارم.
*
يادداشتهاي دکتر باران. اولين بار سر پست سارا رفتم تو وبلاگش.از وبلاگ رضا 53 بود.هميشه توي نظرها ميديدمش؛ولي رغبت نميکردم به وبلاگ يک "حاجي!"سر بزنم.بدم ميومد ازش!بعدش...ميدونيد که اون پست ميتونست براي من جالب باشه.وآدمي که به اون رو راستي مياد مينويسه که آره!من زن دارم!عاشق منشي ام شدم!خوب خيلي از شماها و ماها ممکنه زن و شوهر داشته باشيم؛و خيلي غلطهاي ديگه هم بکنيم(تو به خودت نگير!)ولي به اين سادگي اعتراف کردن؛کمي نميدونم چي ميخواد!ميخواستم بگم شهامت!ديدم نه!جواب نميده!تا يک مدت فقط بلاگ هم رو خط در ميون ميخونديم.بعدش نظر ميذاشتيم.بعدش نميدونم چي شد که مهرش به دلم افتاد و شدم خواننده هميشگيش.حاج باران؛يک حسي رو به آدم منتقل ميکنه؛که مجبورت ميکنه بهش احترام بذاري و دوستش داشته باشي!اينا بود که باعث شد دو سال نوشته هاشو زير و رو کنم؛تا بيشتر بشناسمش.يکي دوتا حس ديگه هم هست که نميگم!
*
تحليلهاي روزانه.کمي سخت و کمي مذهبي سياسي عرفاني مينويسه.با اينکه مطالبمون هيچ سنخيتي با هم نداره؛ولي همو ساپورت ميکرديم.از آشناهاي قديمي بود.حالا هم ميدونم تک و توک مياد اينجا.
*
لحظه.صادق نويسنده اشه.از زمان انتخابات با هم آشنا شديم.از وبلاگ جمهور که لينک بهش داده بود بريم دلايل يک نفر رو که ميخواد به ا.ن راي بده بخونيم.صادق گفته بود:از مدير زورگو خسته شده.به نظرم صادق بعدها اعتراف کرد که اشتباه کرده به ا.ن راي داده.صادق خيلي محافظه کاره.توي بحثاي عشق و عاشقي که راه ميندازم؛ابدا دخالت نميکنه.58 و اهل اهوازه.هميشه براش احترام قائل بودم و هستم.از همراهاي قديمه.
*
بارانگاه.من و اين يکي باران يک مگوهاي کوچولو با هم داريم.دوستش دارم.دختر به نظر حساسيه.
*
قهوه خونه.از قهوه خونه؛من با احسانه جونم خيلي بيشتر صميمي بودم.خيلي خيلي منو لوس کرده اين احسانه.دوست همراه و مهربوني براي من بوده.خبرنگاره.از اون کار درستها.غر غر کردناش خيلي شيرينه.فکر کنم اين آخريها ميخواست عروس خانوم بشه.شدي گلم؟
*
حرفهاي ناگفته.آبدارچي.خيلي ميومد اينجا.حتي با اينکه من بي معرفت و بي وفا کم ميرفتم.خيلي با حوصله کامنت ميذاشت.به نظرهاش عادت کرده بودم.حالا گويا کلا خداحافظي کرده.هر جا هستي شاد زي.
*
روشناي كاريز. يک باري فکر کنم کامنت گذاشتيم واسه هم.پسر خوبي به نظر مياد خودش.بلاگش مملو از خبره.
*
جسد.تحت تاثير جو وبلاگش همش از مرگ سعي ميکنه بگه.قبلا زياد مي اومد.
*
عصيان. علي کوچيکه شعرهاي قشنگي ميگه.من مطمئن هستم در آينده اي نزديک يک کتاب شعر از کتابفروشي خواهم خريد که اسم اون روش باشه و خواهم برد خونه و تا آخرش خواهم خوند و هي از اول تا آخرش ميخونم و هي دلم ميخواد از اول تا آخرش بخونم.علي کوچيکه يک e-bookبراي من ميل کرد؛که مدتهاست منو سرگرم کرده.ممنونم.
*
حسين خداداد.زياد پيش هم بوديم.از قديميهاست.يکي دوتا پست واسه هم نوشتيم.خيلي تو خط "هندي کمه!!"ولي آدم فوق احساساتي هم هست.
*
بهانه هاي غربت.نسرين جونم.با پسرش آويد.و شوهرش امير.توي بلاد فرنگن!کم زن و شوهر ديدم با هم بلاگ داشته باشن!خيلي خيلي مهربونه و من بابت برحه اي(برهه ای؟)* از زمان خيلي خيلي بهش مديونم.
*
پشت هيچستان.پروانه جونم!اون هم توي بلاد فرنگه.خيلي با هم جور بوديم.نه که الان نباشيم؛الان طوري شده که براي هم نظري نمينويسيم!نميدونم چرا؟تقريبا هيچ دليلي هم نداره.پروانه جونم هم به من خيلي خيلي لطف داشته.اميدوارم بتونم براش جبران کنم.
*
پندار من.شعرهاي بهمن.من خيلي وقتا ازشون الهام ميگيرم.
*
من آن نيستم که مي نمايم.ماني.اين هم از همراههاي قديمي وحتي جديدمه.نوشته هاشو خيلي دوست داشتم و بيشتر شخصيتش رو.انگار مسير زندگيش خيلي عوض شده.ميدونم گاه کاهي مياد خونم.دلم براي نظرهاي نيم خطيش که از خنده روده برت ميکرد تنگ شده!
*
بهمنانه.شعرهاي بهمن.بهمن گاهي براي من ايميلهاي جالب ميفرسته.ممنونم.
*
رها.جقدر من رها رو دوست دارم و چقدر حس نزديکي خواهرانه اي بهش دارم فقط خدا ميدونه.رها جونم خيلي خيلي فعال و پويا بود.يک طوفان بد توي زندگي شخصيش وزید.رهاي کوچولوي من کم تحمل بود.زياد نتونست تاب بياره.اين روزها شاهد غم زيادي توي چشماش هستم.ولي کاري ميتونم براش بکنم؟دلم ميخواست ميتونستم.حس عجيبي براي در آغوش کشيدنش دارم.نميدونم چرا؟انگار ميخواي با هم بغضت بگريي؟من اين حسو بهش دارم.دلم شونه هاشو براي گريه کردن ميخواد.
*
خرداد 53.رضا متولد خرداد 53 ميتونه يک نسبت ديگه هم با من داشته باشه؛که بهتون نميگيم!رضا مرد قابل اعتماد و صميمي و محترميه.دلت ميخواد خفش کني از بس بي شيله پيله است!خيلي مهربونه.يک گوش شنوا براي درددلهاته.کاري از دستش بربياد کوتاهي ازش نميبيني.رضا يک مرده.مردي که ......منم با همسر رضا فاطمه جون چند باري چتيديم در غياب رضا!آي ازش غيبت کرديم!آي براش نقشه کشيديم!آي من و آرميتا خواستيم سر فاطمه رو از راه بدر کنيم!آي با هم خنديديم!آي نشد که نشد!اين زن و شوهر مثل چسب دوقولو به هم چسبيدن.فکر کنم از خدا بچه ميخوان واسه تکميل خوشبختيشون.من دارم سال ديگه رو ميبينم که يک بچه ناز نازي تپلي بغلشون ونگ ونگ ميکنه!رضا هم توي روزگار سختي خيلي کنار من بود.ازش ممنونم.
*
عقايد يک دلقک.سهيل.روانشناسي خونده.توي وبلاگش از شير آدميزاد؛تا روانشناسي؛و متصل کردن کائنات به کهکشانها!و ماجراهاي دختر بازيهاش و ماجراهاي من و جيپم!يا منو سگم!يا سحر و کارترينگش! يا شيوا و لوسي!و البته از خود تعريفيدنهاي بي حد و حصرش! پيدا ميشه.يکي دلش میخواست يک جورايي من و سهيل رو به هم ربط بده!اما موفق نشد!خدا نکنه باهات کل بندازه!يک زماني يکي اومد ميونه دلقک و آرايه رو شکر آب کنه!ولي آرايه فهميده تر از اين حرفها بود!و استثنائا توي اين مورد خيلي فهميدگي از خودش دروکرد!تا نقشه هاي آمريکا و انگليس نقش بر آب شوندي!و روسياهي به ذغال مانندي!توي برحه اي که آرايه نميخواست بنويسه؛سهيل با سخاوت تمام؛ کليد وبلاگشو به آرايه داد تا اگه خواست اونجا بنويسه.و اين لطف سهيل ياد آرايه خواهد ماند.
*کارمند عدليه.يکي از اولينها.ما با هم وبلاگمونو شروع کرديم.
*
مريم مزروعي.....
*
و اما عشق.ليلا و امين عزيز.من و ليلا با هم حرفها زده ايم....سخنها گفته ايم....از عشق....از دوست داشتن...
*
مگريز ز چشمم ، اي خيالش !منصوره و مينا.من و منصوره هم همينطور!
*
در ستايش ديوانگي.يک بار يک کامنتي ازش داشتم که هزار واحد پروتون(انرژي مثبت)توي اون اوضاع بي حالي به سوي من گسيل داشت.ممنونم .
*کورسو...یک دوست خوب...
*
افق روشن.الهام.ما گاهي با هم ميچتيم.يک نفر به اين نتيجه رسيده بود من و اون يکي هستيم!
*
راه ما.يک رابطه عاطفي جالبي بين من و من و ما برقراره.يک کشش,يک حس ناشناخته؛نميدونم چيه؟خوب؛خيلي دوستش دارم.اين حس رو هم دوست دارم.
*
روسري آبي.توي برحه اي از زمان؛من و ري را با هم آشنا شديم.بعدش با هم حرفها زديم.هر کدوم تونست اون يکي رو از حال و احوال جاريش بکشه بيرون.ري راي من رفت تا دنياي خوشبختي.من و ري را...خيلي مثل هم هستيم.خيلي نقاط مشترک داشتيم.....خوشبخت باشي عزيزم.
*
تارا.جنوبيه.معلمه.خانومه.ماجراهاش گاهي جالبند.گاهي نکته انگيز.يک نظر جالب داشت يک روزي.
*کمونيست!محسن.زياد رفت و آمد داشتيم.حالا نه.ولي هنوز همون حسو به هم داريم.
*
هنگ.ما خيلي خيلي خيلي به هم نزديکيم.مهرداد خيلي چيزها براي من گفته.اينقدر که ما براي هم ايميل زديم و با هم چت کرديم؛با کس ديگه اي نکرديم.مهرداد اين اواخر خيلي بد آورد.و خيلي قلطي کرد.من هميشه نگرانشم.حتي اگه نه پي ام بدم؛نه بيام بلاگش؛نه نظر بدم.پسر تو کجايي آخه؟چيکار کردي بلاخره؟
*
سينه چاک.چقدر چقدر و چقدر دوستش دارم.حس خوبي بين ما جريان داشت.يک مرد سي و اندي ساله اهل کرمانشاه.مشوق من براي شروع و براي نوشتن.گاهي که دلم براش تنگ ميشه؛ميرم نوشته هاشو توي پستهاي قبليم ميخونم.نظرهاي قشنگ و سازنده اش رو.دلم براش تنگ شده.يک مدت نبود.فکر کردم رفته !ولي بعدش اومد و گفت که هست.خوش ترين خبري که توي اون ماه شنيدم همين بود.
*
سبکي تحمل ناپذير هستي.با هم کمي چتيديم.با هم کمي مگو داريم.کلا خوشم مياد ازش.
*
ستاره.يک زماني زياد بوديم.حالا يک کم کميم.
*
مشتي ماشالا!!!يک مرد سي و اندي ساله.اولين بار که به وبلاگ قبليش رفتم؛بدجوري بوي مطالب آشنا و لحن آشنا به دماغم خورد.اونوقتها بازار تو ايني و اون توئه و همتون ده تايين و دهتاتون يکي هستين بدجوري داغ بود.هنوز از اولين کامنتي که براش نوشتم احساس ناراحتي ميکنم.نوشتم :حواست باشه!مطالبت بدجور بوي آشنا دارند!من خيلي حواسم جمعه ها!و اينکه چي شده تازگيها همه يک دوست دختر معتاد دارن؟مد شده؟خوب!شروع خوبي نبود.من اونو با سهيل اشتباه گرفته بودم.فکر کرده بودم سهيله.البته حس من پر بيراه هم نبود.سام قبلا يک وبلاگ داشت که مشتري دائميش بودم.و ممنونم از سلوچ که خيلي زود منو آگاه کرد.بعدها مشتي گفت که نشنيده گرفته بوده!بابا مرامتو!مشتي خيلي زود اعتمادتو به خودش جلب ميکنه.احساس ميکني سالهاست ميشناسيش.آدم رک و راستيه.آدم رازداريه.آدميه که ميتوني روش حساب کني.آدمي که اگه هيچ چي هم نگه؛فکر ميکني با همون سکوتش هزارتا حرف نگفته برات داره.ولي....يک کمي...يک کمي...مثل خودم دگم و خودسره!يهو اخلاقش تغيير ميکنه!يک هو لحنش عوض ميشه!يک هو زمين وزمانو به هم ميريزه!من خيلي چيزها ازش ياد گرفتم.از اخلاقش خوشم مياد.درست مثل بهمنه.
*
کهتو.اونم از دوستاي احسانه است.خيلي با هم مچ نيستيم.ولي خيلي به هم سر ميزديم.احترامشو خيلي دارم.تا مدتها نميدونستم پسره!
*
آسمانم ابريست.دختر ناز و مهربونيه.رک و بي شيله پيله و دوست داشتني.
*
زندگي رسم خوشايندي ست.زهره.نوشته هاش گاهي خيلي خوندنين.
*فرنوش.نميتونم باز کنم سايتشو؟ولي يادمه خواننده ات بودم.
*
اقليما دختر آدم.اقليما دختر محکم و با اراده ايه.با احساس و رمانتيک.تازگيها درگير يکسري موج شديد شده.اميدوارم بتونه سکان کشتي شو به دست داشته باشه و به سر منزل مقصود برسونه.اقليما دختر دلسوزيه.نگران خيليها هست.اميدوارم توي اين لحظه اي که داره اين بحران رو پشت سر ميذاره چشماشو خوب باز کنه و  مواظب باشه مثل خيليهاي ديگه از چاله به چاه نيفته.
*
راديو هفتگي تهران اف ام.شروين.خيلي به من لطف داشته.من توي چند قسمت از برنامشون اجرا داشتم.
*
پرتقال.کم مياد.ولي مياد.منتظرشم خيلي وقتا!
*
دختر سرکش.تازگيها با هم يک کم بيشتر آشنا شديم.و يک نقطه پر رنگ که به هم وصلمون کرده!
*
خط خطيهاي يک روح عاشق.نميدونم چرا ديگه نمينويسي؟خوندم!خوب بود!همیشه خوبه!نمیدونم چرا یک حس نزدیکی به شخصیتش دارم؟
*نابخشوده.تو ديگه چرا بلاگت رو دليت کردي؟دلیت نکردی اما نوشته هات کو؟
*
چند نقطه....نمیدونم چرا فکر میکنم من اگه پسر میشدم مثل اون بودم؟

پندار نیک

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 16:14  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

سفرت به‌خیر اما
تو و دوستی خدا را
چو ازین زمین وحشت
به سلامتی گذشتی
به ستاره‌ها به یزدان
برسان!! فغان ما را...

بلاگچین


+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 12:42  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

       بي‌توجهي به محيط زيست و منابع طبيعي در برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌هاي كلان دولت تا بدانجا پيش رفته كه متاسفانه در سفرهاي استاني هيات دولت، منابع طبيعي يا در اولويت آخر قرار مي‌گيرد و يا از اولويت خارج مي‌شود! و حتي در سطح عالي‌ترين مقامات دولت اينچنين اظهار نظرمي‌شود: «منابع طبيعي سد راه توسعه و سد راه مردم نشود!»
       نمونه بارز چنين اظهارنظرهايي كه البته از سوي برخي نمايندگان مشهد در مجلس شوراي اسلامي دامن زده شد! در سفر هيات دولت به استان خراسان رضوي نهايتا موج تازه‌اي از تخريب به جنگل‌ها و عرصه‌هاي طبيعي را موجب شد به طوري كه به گفته مسوولان منابع طبيعي در كمتر از 2 هفته بيش از 40 هكتار از جنگل‌هاي ارس خراسان در ارتفاعات بالاي 2000 متر مورد هجوم گسترده فرصت طلبان و متجاوزان قرار گرفت و اين‌قدر به زمين‌خواران جسارت داد تا حتي مسوولان واحد حفاظت اداره منابع طبيعي كلات را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

هومن روانبخش 

هموطن عزیز من!

    تقاضا می کنم لینک حمایت از محیط بانان را امضا کرده و در تارنمای ارزشمندت تکثیر نما.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 9:20  توسط فرداد دولتشاهي  | 

      به راستی آقای ریس جمهور آیا مشاوری در ارتباط با منابع طبیعی کشور دارند . گر دارند این ها چه کسانی هستند ؟ آیا  کارشناسان سازمان جنگلها و موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور در قبال برخورد های ناجوانمردانه ای که با منابع طبیعی کشور صورت می گیرد به دولت هشدار میدهند.
چندی یش با یکی از "مشاوران جوان " ریس جمهور آشنا شدم این دوست عزیز که مسئول شاخه جوانان در بخش منابع طبیعی کشور هستند . دانشجوی کارشناسی ارشد علف های هرز دانشگاه فردوسی مشهد هستند.

       امیدوارم مسئولین و کارشناسان منابع طبیعی کشور با پیگیری خود مانع از تضعیف منابع طبیعی کشور شوند.

کیومرث سفیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 11:11  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

     اينك به نظر مي‌رسد كه وقت آن است تا موضوعات متنوع قبلي مورد بازنگري و ساماندهي دوباره قرار گيرد. واقعيت اين است كه وظايف بخش اجرايي منابع طبيعي كشور در سه محور اصلي "حفاظت (بازدارنگي)" ، احيا و بهره برداري خلاصه مي‌شود و همين سه محور در سرلوحه وظايف سازماني و قانوني بخش اجرايي منابع طبيعي كشور نيز آمده است .

دکتر محمد خسروشاهی

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 11:3  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

      تركيبات ازته موجود در كودهاي شيميائي يكي از آلاينده هاي مهم آبهاي زيرزميني است . قدرت جذب ازت كودها توسط غلات در حدود 40 تا 80 درصد مقدار موجود در آنها است . 20 تا 60 درصد ازت جذب نشده ، تجزيه شده و آمونياك حاصل ازآن متصاعد گشته و به جو باز ميگردد . بخشهائي از باقيمانده نيتراتهاي محلول به آبهاي زيرزميني مي پيوندد . مراحل فساد نيترات در خاكهاي گرم و مرطوب و ريزدانه بيشتر و سريعتر از خاكهاي خنك و خشك و درشت دانه مي باشد . در حالت ايده آل ميتوان فرض نمود كه در خاكهاي با بافت متوسط و شرايط آب و هوائي معتدل مقدار 10 تا 30 درصد ازت ( يا حدود نصف ازت جذب نشده توسط ريشه ) به آمونياك تبديل شده و 10 تا 30 درصد باقيمانده بصورت نشت آب نيتراتي نفوذ عمقي نموده و از دسترس ريشه عبور كرده و به طرف لايه هاي پائين حركت ميكند . متوسط غلظت NO3 در خاكهاي ماسه ها بيشتر از رسها است و بين 1 الي 3 ميليگرم در ليتر برحسب ازت براي زمينهاي داراي پوشش علفي و 4 الي 10 ميليگرم در ليتر براي مزارع غلات بوده است . مناطق ديم كاري نواحي خشك مقادير بيشتري از غلظتهاي ذكر شده را دارا مي باشند بشرطی که همواره کوددهی شده باشند. در پژوهشی متوسط و حداكثر نيترات در ناحيه سطحي سفره آب زيرزميني واقع در مزارع غرب ناحيه مركزي تگزاس  برابر 56 تا 690 ميليگرم در ليتر گزارش شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 10:59  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

       خاك‌هاي مناطق خشك و بياباني، از مادة آلي و رطوبت پاييني برخوردارند. اگرچه مادة آلي در خاك‌هاي مناطق خشك كمتر است،  ولي در عوض كاني‌هايي مانند كوارتز[1]، كلسيت[2]، دولوميت[3] و اكسيدهاي آهن اثر قابل توجهي روي بازتاب‌هاي خاك دارند. بازتاب‌هاي سطح خاك را مي‌توان يك خاصيت تجمعي ناشي از رفتار طيفي تركيب غير يكنواخت خاك (مواد آلي، معدني و رطوبت) دانست. مطــالعات متعدد، سهم برخي پارامترهاي خاك مانند اكسيد آهن و بعضي كاتيون‌ها در شرايط طبيعي خاك را در بازتاب سطحي نشان مي‌دهد.

عمار رفیعی امام

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 10:53  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

     تبريك مي گويم ... به همه‌ي آن هفتصد عاشق محيط زيست كه از «شاه كوه» هاي مظلوم وطن حمايت كرده و مي‌كنند، تبريك مي‌گويم ... از استاد درويش گرفته كه آغازگر اين حركت ارزشمند در محيط وبلاگستان بودند تا دوست ناديده‌ام: «مسعود مطلبی قاین» كه هفتصدمين امضا را به نام خود اختصاص دادند. شايد ندانيد، ولي اين حركت ما شور و شوق بي‌سابقه‌اي را حتا در ميان محيط‌بانان به راه انداخته و برق اميد را در دلهاي‌شان زنده كرده است.
اميدوارم روزي جشن يكصدهزارمين امضا را در خيابان‌هاي شهر بگيريم.

براي همين است كه يحيي شاه‌كوه محلي را هرگز از ياد نخواهيم برد ...

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 11:56  توسط فرداد دولتشاهي  | 


     اي سازمان حفاظت از محيط زيست! اي حقوق بشر! اي حقوق حيوانات! اي انجمن حمايت از حقوق اشيا! كجاييد كه نشانه رفته‌اند اين اكوسيستم‌ها را! سيستم من با اينكه اكو نيست و هيچ وقت مقالات امبرتواكو را هم نخوانده، دارد آتش مي‌گيرد از اين همه ظلم و جوري كه افسوسش را آيندگان خواهند خورد. خواهشن اي مديران! اي سازمان محيط زيست! اي محدود كنندگان ِ مساحت زيست! دريابيد! مي‌خواهند در اكوسيستم‌هاي شمال كارخانه بزنند! چرا سيستان را كارخانه نمي‌زنيد؟ استان‌هاي محروم چه گناهي كرده‌اند كه معدوم‌اند؟ چه كسي مي‌خواهد جواب اعتياد و قاچاق را بدهد؟ هان اي آدم‌هاي چاق؟

تیرداد تبرزاده
 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 11:17  توسط فرداد دولتشاهي  | 

  • اعداد به درد نخور را دور بریز. این شامل سن، وزن و قد میشه. اجازه بده پزشکان برای اونها نگران باشند، برای همین به اونها پول میدی دیگه.

Throw out nonessential numbers. This includes age, weight and height.
Let the doctors worry about them. That is why you pay them.

 

  • فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن، غرغروها و بد اخلاق ها نابودت میکنند (ضمناً اگر جز اون غرغروها یا بد اخلاق ها هستی این رو به خاطر بسپار).

Keep only cheerful friends.
The grouches pull you down. (keep this In mind if you are one of those grouches;)

 

  • شروع به یادگرفتن کن. کامپیوتر، هنر، باغبانی... هرچیزی که دوست داری،  هرکاری که اجازه نده مغزت بیکار بمونه. "مغز بیکار کارگاه شیطانه"، و نام شیطان آینه: آلزایمر!

Keep learning:
Learn more about the computer, crafts, gardening,
whatever. Never let the brain get idle.
"An idle mind is the devil's workshop."
And the devil's name is Alzheimer's!

 

  • از چیزهای کوچک و ساده لذت ببر.

Enjoy the simple things.

                                                                                                                                

  • بیشتر مواقع بخند، بلند و طولانی. آنقدر بخند که احتیاج به نفس تازه داشته باشی. و اگر دوستی داری که تورو میخندونه بیشتر وقت خودت را با او بگذرون.

Laugh often, long and loud. Laugh until you gasp for breath.
And if you have a friend who makes you laugh, spend lots and Lots of time with

HIM / HER .

 

  • اشک و غصه هم پیش میاد؛ یه کم گریه زاری کن، یه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن... تنها کسی که تمام عمر با تو خواهد بود، خودت هستی. تا زنده ای زندگی کن.

The tears happen:
Endure, grieve, and move on. The only person who is with us our entire life, is ourselves. LIVE while you are alive.

 

  • دور و برت رو پر کن از هرچیزی که دوست داری، فامیل، حیوانات خانگی، هدایا و یادگاری ها، موسیقی، گل و گیاه، سرگرمی ها، هرچیزی که خودت دوستش داری. خونه تو پناهگاه توست.

Surround yourself with what you love:
Whether it's family, pets, keepsakes, music, plants, hobbies, whatever.
Your home is your refuge.

 

  • قدر سلامتی خودتو بدون: اگر خوبه، نگهش دار و مواظب باش، اگر استوار نیست، بهترش کن، اگر هم بدتر از اونی است که خودت بتونی کاری بکنی، خوب کمک بگیر.

Cherish your health:
If it is good, preserve it.
If it is unstable, improve it.
If it is beyond what you can improve, get help.

 

  • به جاهای نادرست و پر گناه نرو برو به خرید، حتی مسافرت به یه شهر و یا یک کشور دیگه اما نه به جائی که پراز گناه و خطاست.

Don't take guilt trips.
Take a trip to the mall, even to the next county, to a foreign country, but NOT to where the guilt is.

 

  • در هر موقعیتی عشق خودت رو به کسانی که دوستشون داری بیان کن و بگو.

Tell the people you love that you love them, at every opportunity.

 

 

بابای فردا

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 0:24  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

    عجب روزيه امروز. حدود هيوده-هيژده سال پيش خودم به دنيا اومدم. همين پارسال-پيارسالا بود که وبلاگم منتشر شد. پارسال هم بلاگ نيوز و امروز انجمن بلاگ نيوز.

سعید حاتمی عزیز

 

شاه کوه محلی را هم فراموش نمی کنیم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 21:4  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 
اگر از غذایتان در یخچال نگه‌داری می‌کنید٬ اگر لباس‌هایتان را در کمد می‌گذارید٬ اگر تختی

برای خوابیدن دارید٬ و اگر سقفی برفراز سر خود می‌بینید٬

شما از 75 درصد مردم روی زمین ثروتمندتر هستید!

توصیه می‌کنم سایت زمین مینیاتوری  را ببینید تا بیشتر برای آنچه در زندگی به ما داده شده شکرگزار باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 9:57  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

      شوان شيواني، محيط بان 24 ساله‌اي است كه ماه گذشته (شانزده مردادماه 1385) در مواجهه با سه شكارچي متخلف در پارك ملّي گلستان، هدف اصابت گلوله از ناحيه‌ي پا و از فاصله‌ي 10 متري قرار گرفته و  نیمی از استخوان نازک‌نی پایش به بیرون پرتاب می‌شود. شوان حتا مسلح هم نبود، چرا كه در شمار نيروهاي به اصطلاح شركتي سازمان جاي دارد كه اجازه‌ي حمل اسلحه ندارند، با اين وجود، لحظه‌اي در تعقيب شكارچيان مسلح درنگ نمي‌كند و وقتي هم كه براي عيادتش مي‌روند، بيشتر نگران وسعت آتش‌سوزي در جنگل گلستان است تا پاي مجروحش ...

    اما شوان تنها نیست! احمدرضا رضایی را که یادتان هست؟ جعفرقلی رحیمی را چطور؟ پای آسیب دیده اش را به یاد دارید؟

جعفر قلي رحيمي، محيط بان شجاع سبزكوه با پاي مجروحش

    باور کنید که سازمان حفاظت محیط زیست می تواند و باید برای این سربازان گمنام و عاشق طبیعت وطن بیش از این حرمت قایل شده و از ایشان حمایت کند ... این یگانه راه پاسداری از خون شهیدانی چون شاه کوه محلی و ناصر پیروی و ... است.

     پس هموطن عزیز من!

    عاجزانه تقاضا می کنم لینک حمایت از ایشان را امضا کرده و در تارنمای ارزشمندت تکثیر کن.

اطلاعات بيشتر را از زبان استاد درويش پي بگيريد.

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 0:1  توسط فرداد دولتشاهي  | 

     خروج پی در پی نخبگان علمی از کشور طی سالهای گذشته روند رو به رشدی به خود گرفته و هر ساله بر آمار دانشجویان ایرانی حاضر در کشورهای در حال توسعه افزوده می شود. در این بین برخی از صاحب نظران،مهاجرت نخبگان به خارج از کشور را یک میل عمومی و امر طبیعی در بین این قشر جامعه تلقی می کنند و معتقدند به آسانی نمی توان مانع این تمایل ایجاد شده گردید ...

خاطراتچی

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 20:19  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

    گلها به دلیل تنوع نامحدودشان در هر شرایطی معانی ویژه و خاصی داشته و تاثیر جاودانه ای بر هدیه شوندگان خود دارند. آگاهی از معانی رنگ گلها، تعداد شاخه های گل در یک دسته و غیره می تواند ما را در اهدای درست و افزایش تاثیرگذاری آنها یاری دهد.
فراموش نکنید که لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به کسانی که دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.

معنی تعداد شاخه گلها بصورت کلی در یک دسته
• 1 شاخه گل نشانه توجه یک فرد به طرف مقابل
• 3 شاخه گل نشانه احترام به طرف مقابل
• 5 شاخه گل نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل
• 7 شاخه گل نشانه عشق

معنی تعداد شاخه گل های رز در یک دسته
• 1 شاخه رز : یک احساس عاشقانه فقط برای تو
• 3 شاخه رز: دوستت دارم
• 5 شاخه رز: بی نهایت دوستت دارم
• 12 شاخه رز : عشق ما به یک عشق دو طرفه تبدیل شده است
• 36 شاخه رز : احساس وابستگی رمانتیک
• 99 شاخه رز : عشق من برای تو جاودانه و تا ابد می باشد
• 365 شاخه رز : هر روز سال به تو می اندیشم و دوستت دارم

همچنین 10 شاخه گل لاله عمومآ به نشانه یک عشق بی نظیر است بکار برده می شود.

معنی رنگ رزها
• رز قرمز : رز قرمز کم رنگ به نشانه " دوستت دارم" می باشد و رز قرمز پر رنگ به معنی زیبایی بی انتهاست.
• رز زرد : امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته این رنگ رز معنی کاهش میزان علاقه و وفاداری را داشت.
• رز سفید : رز سفید به معنی عشق روحانی و پاک است و در دسته گل عروس به معنی احساس عاشقانه شادی آور است. 
• رز ارغوانی : این رز به معنی تمایل و اشتیاق فرد به طرف مقابل است و رز نارنجی به معنی "من فریفته و دلباخته تو هستم" می باشد.
• رز معطر : بدین معنی است که عشق در نگاه اول بوجود آمده است.
• رز صورتی : رز صورتی کم رنگ به معنی تحسین ، ستایش ، وقار و شایستگی و زیبایی می باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشکر از طرف مقابل است.
• به طور کلی تمام رزهای کم رنگ به معنی دوستی با طرف مقابل می باشند.

ترکیب رنگهای مختلف رز در یک دسته گل
• ترکیب رز زرد و قرمز در یک دسته گل به معنی" تبریک " در هر مناسبتی می باشد.
• ترکیب رز زرد و نارنجی در یک دسته گل به معنی علاقه زیاد به طرف مقابل است.
• ترکیب رز قرمز و سفید به معنی یگانگی و اتحاد با طرف مقابل می باشد.

مجله اینترنتی فریا

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 15:51  توسط فرداد دولتشاهي  | 


     در همایش جهانگردی طبیعت یا اکوتوریسم رئیس سازمان محیط زیست کشورخانم جوادی آملی  بیان کردند که اگرنیروهای بسیج وسپاه نبودند آتش سوزی تمام منطقه رافرامی گرفت وتشکرفراوان نمودند درصورتیکه خودم شاهد بودم که درمنطقه افراد حاضر فقط تشکل های مردمی ٬ هلال احمروتعدادی اندک از نیروهای ارتشی بودند وهیچ خبری ازبسیج وسپاه نبود. واین صحبتها وتشکرها چه معنایی دارد ویاچه هدفی رادنبال می کند الله اعلم.
    نکته دیگری که در همایش کذایی به ذهنم رسید نحوه صحبت کردن و لحن بیان رئیس محترم سازمان محیط زیست کشور بود که واقعا در شأن یک مقام مسئول نبود و انسان به وضوح درک می کرد که فضای همایش بیشتر به یک محل مسخره بازی وکمدی تبدیل شده است .
    و بسیاری ازحاضرین ازشرم سربه زیرانداخته بودند .آیا واقعا اداره مهمترین بخش زندگی ما ( طبیعت ) باید دردست چنین افرادی باشد ؟!! نمی دانم چه بگویم لطفا اگراشتباه می کنم من راراهنمایی کنید؟!!

فرزاد فضل پور

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 12:30  توسط فرداد دولتشاهي  | 

    سرهنگ سپاه - افراسیاب نصیری - قاتل بالفطره ای که سال گذشته به منظور تصاحب و تجاوز به جنگلهای ملی کشور سر شهید ناصر پیروی - جنگلبان شجاع ماسالی- را از تن جدا کرده بود برای دومین بار به قصاص محکوم شده است. امیدوارم که این بار عدالت اجرا شود ...

به همه حامیان طبیعت و محیط بانان و جنگل بانان شریف تبریک می گویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 13:0  توسط فرداد دولتشاهي  | 


    عالي‌ترين مقام قضايي جمهوري اسلامي ايران روز سه‌شنبه، سيزدهم شهريورماه 1385در حضور نمايندگان رسانه‌هاي گروهي و خطاب به عالي‌ترين همكاران قضايي خويش خبر داد كه ملت ايران بيمار است! وي گفت: تنها در طول يك سال گذشته متجاوز از هشت ميليون پرونده‌ي جديد قضايي در دادگاه‌ها گشوده شده كه چنين نرخي براي جامعه‌ي جوان 70 ميليوني كشور، بسيار بالا بوده و در جهان بي‌نظير است! به سخني ديگر به ازاي هر 9 ايراني – از كودك يك روزه گرفته تا پيرمرد 120 ساله -  دست‌كم يك پرونده‌ي دعاوي در دادگستري (آن هم فقط در طول يك سال گذشته) مفتوح شده است!!
بايد اعتراف كنم كه حق كاملاً با شاهرودي است! مگر مي‌شود چنين جامعه‌اي را بيمار ندانست؟ جامعه‌اي كه سالي 30 هزارنفر را فقط در تصادفات جاده‌اي از دست مي‌دهد، آن هم در شرايطي كه در اين كشور خوشبختانه كسي نمي‌تواند مست كند!! جامعه‌اي كه سالهاست تن‌فروشي و استعمال مواد مخدر و رباخواري در آن داراي بيشترين مجازات حقوقي است و با اين وجود، در كمتر كشوري مي‌توان اين تعداد تن‌فروش، معتاد و رباخوار و چك برگشتي يافت!
فقط اي كاش آقاي شاهرودي عزيز - اين وارث خوش‌قيافه‌ي ويرانه‌ي قضايي مملكت -  كه هر از چند گاه مي‌آيند و يك جمله‌ي قصار مي‌گويند و مي‌روند! اين را هم اضافه مي‌كردند كه مقصر اصلي بيمار شدن مردم ايران كيست؟ يا چيست؟! مگر حدود سه دهه از عمر حكومت الهي در اين كشور نمي‌گذرد؟ مگر شوراي نگهباني در اين كشور وجود ندارد كه جلوي تصويب قوانين غيرشرعي را بگيرد؟ مگر حتا ما استفاده از ويدئو و ماهواره را هم ممنوع نكرديم؟ مگر شهر «نو» ها را نبستيم؟ و فرياد نزديم كه يا «روسري» يا «توسري»؟ مگر ...

      آقاي شاهرودي عزيز!
     بيا و به خاطر خدا هم كه شده بگو چرا ما به اين منجلاب افتاديم و چرا اينك بايد در تيمارستاني زندگي كنيم كه تقريباً از هر سه خانوار آن، دو خانواده پايش در دادگاه گير است و بيش از 60 درصد مردمش با نوعي از افسردگي مواجه‌اند؟ و به گفته‌ي وزير بهداشتش: هيچ جاي ديگري را در دنيا نمي‌توان سراغ گرفت كه سرانه‌ي مصرف دارو در آن به مانند جامعه‌ي ايران، بالا باشد؟!
     اصلاً جامعه‌اي كه پربيننده‌ترين و محبوب‌ترين سريالش «نرگس» است، بايد هم كه بيمار باشد! سريالي كه در آن مشتي آدم را مي‌بينيم كه پيوسته در حال فرياد زدن بر عليه يكديگر و خنجر زدن از پشت هستند؛ سريالي كه در آن نه پدر حرمت پسر را دارد و نه پسر احترام پدر را؛ سريالي كه در آن آدم‌ها به راحتي آب خوردن نسبت به عزيزترين كسان خود خيانت كرده،  غيبت مي‌كنند و آدم مي‌كشند؛ و سريالي كه همه انگار در آن يه جورايي دچار تيك‌هاي عصبي و ماليخوليايي و هذيان‌هاي افلاطوني بوده و البته در عين حال از ياد نمي‌برند كه حق مسلم‌شان چيست؟!!


بابا! كسي نيست به داد ما مردم مريض برسد؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 0:58  توسط فرداد دولتشاهي  | 

      عدم  مدیریت، عدم  ایجاد  شغل و عدم  بکار گیری صحیح و دور از منت و کمتر بینی فارغ‌التحصیلان  همه‌ي  علوم  علی‌الخصوص بخش کشاورزی این  چنین پی آمدی برای قشر تحصیل کرده دارد که مایه‌ي تأسف است.
      دیگر امیدی به رسیدگی به حال فارغ التحصیلان نخواهد بود! یعنی گذر زمان، اطلاعات و دریافت‌های ذهنی تحصیل کرده‌ها را به زوال خواهد کشاند و دیگر شغل و استفاده از مدرک تحصیلی ارزش و مفهوم اصلی خویش را از دست خواهد داد.
اینچنین است رسم روزگار؟ این جفا بر ما روا نیست!

جواد بهادری

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 2:50  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

     به گزارش خبرنگار كسري نيوز حراست سازمان محيط زيست توسط افرادي كه موردتأييد حراست سازمان نبود ، عزل شد . به گفته يك منبع آگاه در سازمان محيط زيست همسر خانم جوادي رئيس سازمان محيط زيست دولت نهم كه بعد از انقلاب نيز داراي پروند ه هايي در نهاد هاي انقلابي است مدتي است به عنوان مشاور عالي رئيس سازمان محيط زيست منصوب شده است .

      اين مشاور عالي همسر ، كه سابقه مسئوليت يك كار اجرايي كلان در پرونده خود ندارد ، در چند ماه گذشته مورد تأييد حراست سازمان محيط زيست قرار نگرفته ، فلذا دستور عزل حراست سازمان محيط زيست را صادر كرده است . برخي انتصابات هواي سازمان محيط زيست را آلوده كرده و حتي شنيده شده است چند تن از معاونين رئيس اين سازمان كه در دولت نهم منصوب شده اند ، به تازگي توسط خانم جوادي عزل شده اند . شايان ذكر است مردم از معاونين رئيس جمهور در دولت نهم به هيچ وجه انتظار چنين اقداماتي را ندارند .

وحید نوروزی

 

پيوست:
محيط بانان عاشق طبيعت ارزشمند وطن را هم فراموش نخواهيم كرد و نخواهيم گذاشت تا خون پاك يحيي شاه‌كوه محلي و همرزمانش در آستانه‌ي چهلمين شب شهادت آن سرباز شجاع طبيعت به هدر رود. شمار امضاها به ۶۰۸ نفر رسيده است. لطفاً با كليك بر روي لوگوي بالاي صفحه به جمع حاميان طبيعت وطن بپيونديد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 8:19  توسط فرداد دولتشاهي  | 

     سازمان دامپزشكي كشور اعلام كرد: «با پيگيري حوزهء نمايندگي ولي فقيه در سازمان دامپزشكي كشور و تدبير نمايندهء ولي فقيه در وزارت جهاد كشاورزي، پس از تبيين توجيهات اقتصادي و فني طرح پرورش كروكوديل (تمساح) , فتواي جواز پرورش تمساح‌براي اولين بار در ايران، صادر شد.»
      به گفتهء سلطاني،"كروكوديل يا همان تمساح حيواني است مهره‌دار و تخم‌گذار كه داراي خون جهنده بوده و فلس‌هايي در زير پوست دارد كه براساس نظريات كارشناسان، اين حيوان داراي كاربردهاي اقتصادي فراوان با ارزش افزودهء بالاست به طوري كه هم‌اكنون در بسياري از كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه، به شكل يك صنعت درآمده و از گوشت، پوست و ساير اجزاي بدن حيوان، جهت مصارف صنعتي، دارويي و چرم‌سازي استفاده دارد .

صالح کامیابی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 8:17  توسط فرداد دولتشاهي  | 

     خوشحالم که در این دیار پرمشکل با آدمهایی پرمشغله هنوز می توان ۶۰۰ نفر را یافت که برای نجات محیط زیست حاضرند چند دقیقه وقت بگذارند و بیاندیشند ...

سیاهه حامیان محیطبانان از مرز ۶۰۰ نفر گذشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 8:15  توسط فرداد دولتشاهي  |