به گزارش وبلاگ دوست خوبم مهار بیابانزایی ،تاكنون شمار غرورآفرين و كمنظيري از انديشمندان و متخصصان عاليرتبهي حوزهي منابع طبيعي و محيط زيست كشور پاي نامهاي را امضاء كردهاند كه يگانه درخواستش، تقاضا از رياست جمهوري اسلامي ايران براي اعتنا بخشيدن جديتر به حراست و حمايت از اندوختهها و منابع طبيعي بيجايگزين وطن است؛ نامهاي كه به بهانهي تصويب طرح پرسشبرانگيز و مخرّب احداث جادهي بلدهي نور به گرمابدر لواسان از سوي هيأت محترم دولت نهم تهيه شده است؛ مصوبهاي كه به عنوان يكي از رهاوردهاي مثبت! بيست و دومين سفر استاني دكتر احمدينژاد به استان مازندران از سوي رسانههاي گوناگون داخلي و خبرگزاريهاي ايرنا، ايسنا، فارس، مهر و ... گزارش شده است.
برخي از شخصيتهاي حقيقي كه تاكنون به شمار امضاءكنندگان اين نامه پيوستهاند، عبارتند از:
هفت تن از رؤساي فعلي و گذشتهي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، رؤساي جامعه و انجمن علمي جنگلباني ايران، پدر دانش نوين محيط زيست در ايران، دهها تن از اساتيد دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، فردوسي مشهد، كردستان، اهواز، شيراز، يزد، شاهرود، گرگان، علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي، رؤساي فعلي و سابق مركز تحقيقات بينالمللي همزيستي با كوير، عاليترين مسئولين پژوهش در حوزهي جنگل، مرتع، بيابان، گياهشناسي و ژنتيك و فيزيولوژي، جمعي از مسئولين و محققين مراكز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استانهاي كشور، معاون و مشاورين پژوهشي سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي، سه تن از مسئولين فعلي و سابق باغ ملّي گياهشناسي ايران، رئيس بانك ژن جمهوري اسلامي ايران، مسئول روابط عمومي و امور بينالمللي عاليترين نهاد تصميمگير در حوزهي تحقيقات منابع طبيعي، مشاور رئيس سازمان گسترش و نوسازي صنايع كشور، بسياري از مسئولين نهادهاي غير دولتي محيط زيست، بسياري از محققان پيشكسوت و بازنشستهي منابع طبيعي، سردبير و اعضاي هيأت تحريريهي فصلنامهي علمي پژوهشي مرتع و بيابان ايران، مسئولين گروه تحقيقات حمايت و حفاظت از منابع طبيعي ايران، مديريت خدمات فني و تحقيقاتي و دبير كميتهي انتشارات مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، برخي از اعضاي عاليرتبهي كميتهي ملّي فرسايش و رسوب كشور و كميتهي راهبردي اكوتوريسم در مناطق كويري و بياباني ايران، كارشناسان دفتر امور بيابان سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، مسئول گروه محيط زيست دانشگاه آزاد اسلامي – واحد شمال تهران، رئيس گروه مستقل تحقيقات زيستفناوري منابع طبيعي، جمعي از اعضاي شاخهي گياهي انجمن ژنتيك ايران، انجمن علمي مرتعداري ايران، انجمن گياهان دارويي، رئيس و اغلب اعضاي انجمن هيأت علمي محققين منابع طبيعي كشور، نمايندهي ايران در CST ، نمايندهي ايران در DPO، نمايندهي ايران در TPN3 ، نمايندهي سابق ايران در فائو، معاون سابق محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست كشور، مؤلف نخستين كتاب آلودگي محيط زيست در ايران كه در سال 1340 منتشر شده است و مؤسس نخستين دهكدهي تندرستي در كشور، مسئول ايستگاه تحقيقات مناطق خشك و بياباني كاشان، مشاور وزير راه و ترابري در امور منظرسازي، مسئول كميتهي مميزي اعضاي هيأت علمي، مديركل روابط عمومي و امور بينالملل سازمان تعاون روستايي، جمعي از اعضاي فعال انجمن دانشآموختگان پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران، مسئولين فعلي و سابق ايستگاههاي تحقيقاتي البرز، همند آبسرد و سيراچال، مسئولين بخش تحقيقات منابع طبيعي در استان اصفهان، مسئول آزمايشگاه خاكشناسي مناطق خشك و نيمه خشك كشور و شمار زيادي از دانشجويان مقاطع دكترا، كارشناسي ارشد و كارشناسي رشتههاي گوناگون منابع طبيعي، كشاورزي و محيط زيست در اغلب دانشگاهها و مراكز آموزش عالي كشور به همراه جمعي غرورآفرين از مردم آگاه و شريف ايران كه به حفظ طبيعت ارزشمند زادبومشان عميقاً متعهد بوده و بدان عشق ميورزند ...
آقاي دكتر احمدينژاد عزيز
آيا اين نامها براي شما و تيم كاريتان در دولت مهرورزي كافي نيست كه به دغدغههاي زيستمحيطي ايشان نيز احترام نهاده و با طبيعت نيز به مهرورزي رفتار كنيد؟
اين آخرين گردنه انتخاباتي است كه در خدمت شما هستيم؛ يعني از امروز (پنجشنبه) از «گردنه انتخاباتي» رد شده و از پس فردا «دره انتخاباتي» خواهيم داشت، (كه البته بديهي است آن را ديگران خواهند نوشت!)
به همين خاطر، تصميم گرفتم اين آخرين يادداشت را هم كاملا بيطرفانه بنويسم و ديگر مثل يادداشت قبلي رپرتاژ آگهي براي كسي نروم.
و در اين آخرين ساعات ملكوتي نزديك به انتخابات، با دلهايي شكسته دستها را به دعا برميداريم و از خداوند ميخواهيم كاري كند كه افراد لايق و كاردان و متعهد و باوجدان رأي بياورند... يا لاقل بقيه رأي نياورند! (اميدوارم آنهايي كه هر حرفي را به خودشان ميگيرند و اين چند روز در سايتهاي زنجيرهايشان، دايم ما را به فحش و فضيحت نواختند، دست كم اين يك دعا را به خودشان نگيرند. اگر هم گرفتند باز فحش ندهند. اگر هم دادند... ايشاءلله سوسك بشوند. آن هم در خوابگاه دانشجويي دخترانه، كه هم گرسنگي بكشند و هم لنگ كفش بخورند! آمين يا رب العالمين).
ليستهاي كارد و پنيري
چهارشنبه، ساعات دوازده شب، مهلت قانوني تبليغات براي انتخابات تمام شد و مهلت غيرقانوني آن شروع شد. در تهران اوضاع شديدا شير تو شير شده و ائتلافها و ليستهاي دروغي زيادي منتشر شدهاند، كه بعضي از آنها دود از سر آدم بلند ميكند. از جمله ليستي كه مرتضي طلايي و چمران با زريبافان و بذرپاش و در مواردي اصغرزاده در يك فهرست جاي گرفتهاند. گويا، شبنامهنويسها خيلي دلشان ميخواهد در شوراي شهر آينده، دايم دعوا و بزنبزن باشد.
تشويق به شيوه عزتي
خدا رحمت كند رفتگان همه را، ما يك آشنايي داشتيم كه قرار بود هفتاد تا آمپول را هر ساعت يكي، از طريق سرم به ايشان تزريق كنند. پرستار مسئول يادش رفت و وقتي بعد از دو روز يادش آمد، خواست تلافي كند و در نتيجه چهل تا آمپول را از طريق سرم يكجا به آن مرحوم تزريق كرد كه ايشان هم بلافاصله ريق رحمت را سر كشيد. در همين راستا(!)، صدا و سيماي داش عزت هم بعد از اينكه چند هفته پيش متوجه شد قرار است 24 آذر انتخابات برگزار شود، تصميم گرفت كه تلافي گذشته را يكجا درآورد و در نتيجه برنامهها اينطوري شد:
برنامه پزشكي:
مجري: آقاي دكتر به نظر شما ـ با توجه به اينكه مردم خوب و شريف ايران همه در انتخابات شركت ميكنندـ چه راههاي پيشگيرانهاي براي بيماري ديابت وجود دارد؟
برنامه ورزشي شبكه سه سيما:
مجري خياباني:و حالا به من از اتاق فرمان اشاره ميكنند كه كشتي شروع شده و روي آنتنه، اما قبل از اون، من ميخواستم در مورد شركت در انتخابات 24 اسفند كه حقا انتخابات سرنوشتسازيه صحبت كنم و ضمن اينكه گويا كشتيگير ما 1 بر صفر جلوست، با اجازه شما چند بيتي از غزل «من عاشق انتخابم» رو براتون بخونم... .
اخبار شبكه سراسري صدا:
مجري اخبار: با سلام و صلوات بر حضرت محمد(ص) و خاندان پاك ايشان، اخبار اين ساعت را با يادآوري اين موضوع كه فقط سه روز و شانزده ساعت و 46 دقيقه ديگر به انتخابات مجلس خبرگان و شوراهاي شهر و روستا باقي مانده است، آغاز ميكنم؛ ابتدا گزارشي به مدت هفده دقيقه در مورد شرکت پرشور مردم در انتخابات داريم و بعد از آن اگر فرصت بود، اخبار را پي مي گيريم...
برنامه كيهان شناسي شبكه 4 سيما:
گوينده روي تصويري از كهكشان راه شيري: و اين كهكشانيست كه منظومه شمسي در آن قرار دارد. خورشيد سوزان در مركز و سيارات به دور آن. و زمين. زمين زيباي ما كه در آن در روز 24 آذر انتخابات پرشكوهي برگزار ميشود؛ پرشكوهتر از بيگ بنگ. آه!
برنامه روشنفكري راديو گفتوگو:
مجري: آقاي دكتر، لطفا ضمن تشريح مفهوم «دازاين» در فلسفه هايدگر، كه البته حتما شما و همه ما و حتي دازاين در انتخابات شركت ميكنيم و ميدانيم كه از نظر هستيشناسي، واقعا اين انتخابات بيست و چهارم آذرماه جايگاه ويژهاي داره، لطف كنيد و بفرماييد آيا چرا همه در انتخابات شركت ميكنيم؟
برنامه آشپزي شبكه 2 سيما:
طرز پخت: ابتدا پياز رو چرخ و با گوشت بزغالهاي كه قبلا رنده شده مخلوط ميكنيم، بعد شناسنامهمون رو برميداريم بعد روغن رو داغ ميكنيم، بعد ميريم رأي ميديم، بعد برميگرديم ميبينيم كل غذا سوخته و بعد از اون به شوهر و بچههامون كه شاكيان ميگيم: البته شركت در انتخابات خيلي مهمتر از شكمه.
پي نوشت
اگر قول ميدهيد برداشتهاي بد بدِ سياسي ـ انتخاباتي نكنيد، اين عكس را ببينيد.

ئه!... قرار شد برداشتهاي سياسي ـ انتخاباتي بد بد نكنيد كه!
بازتاب
گويا براي نخستين بار در تاريخ اين كشور، شاهد آن هستيم كه گروهي از مردان و زناني، واجد رأي كافي براي ورود به كرسيهاي قانونگذاري شهري شدهاند كه مهمترين دليل شهرتشان، دفاع از ملاحظات زيست محيطي بوده است.
پيشاپيش موفقيت چشمگير بانو معصومهي ابتكار و همفكرانش را در انتخابات شوراي شهر تهران، اصفهان، مشهد، شيراز، تبريز، اهواز و چند شهر كوچك و بزرگ ديگر صميمانه تبريك ميگويم.
به اميد روزهايي سبزتر و آسماني آبيتر براي وطن عزيزم.

پس فردا انتخابات شورای شهر است. فکر میکنم تا الان همه به این نتیجه رسیده ایم که رای ندادن و تحریم دوای کار نیست و احتمالاً فرق احمدی نژاد و خاتمی را هم فهمیده ایم. برای برگرداندن ورق و ایجاد جامعه ای آرام انتخابات جمعه اولین قدم است. آنرا جدی بگیریم و افراد مردد را هم مجاب کنیم که برای فردایی بهتر باید اولین قدم را محکم برداشت.
هيات دولت دستور اتصال جاده گرمابدر لواسان را به بلده و نور صادر كرد
ساخت اين جاده كه در دهه 70 عنوان شده بود با مخالفت دوستداران طبيعت و كارشناسان محيط زيست مواجه شده بود . خانم ابتكار و سازمان محيط زيست دردوره رياست جمهوري آقاي خاتمي مخالف ساخت اين جاده بوده و از انجام آن ممانعت كردند . اما امروز آقاي احمدي نژاد كه ظاهرا توسعه عجولانه را بر توسعه پايدار ترجيح مي دهد در سفر استاني خود به مازندران تير خلاص را شليك كرد .

مشاهدهي محل دفن زباله بوشهر در حاشيهي نيروگاه هستهاي بوشهر و در منطقهي جزر و مدي كه به راحتي شيرابههاي آلوده را به خليج فارس انتقال ميدهد، براي هر ناظري دردناك و حيرتانگيز است؛ به ويژه آنكه ميديديم چگونه احشام مردم و حیوانات ولگرد و مرغان دریایی در حال چراي همين زبالههاي آلوده و تفكيك نشده هستند. بوي تفعن موجود در منطقه و تراكم مگس و ديگر حشرات موذي غيرقابل تحمّل مينمود، بخصوص با توجه به اينكه ما در خنكترين زمان ممكن از منطقه بازديد كردهايم و بنابراين، آشكار است كه در فصل گرما، شرايط تا چه اندازه ميتواند غيرقابلتحملتر و مرگبارتر باشد.
آقاي احمدينژاد عزيز
شايد اين كلام اندكي كليشهاي و نخنما به نظر آيد؛ امّا باور كنيد كه كماكان حقيقت درستي را منتقل ميكند ... اين كلام، آن است كه اگر درصدد تبليغ و معرفي نوع نگاه و نحوهي مديريت خويش به دنيا هستيم؛ اگر باور داريم كه نظام كلان مديريت جهان در حال حاضر، يا آنچه كه دكترين بوش و همراهانش مدتهاست در قالب «نظم نوين جهاني» در صدد ترويج و تحميلش به همهي مردم دنيا هستند، غلط بوده و بر شالودهاي عدالتستيزانه استوار است و اگر به درستي ميخواهيم بر اين واقعيت پاي فشاريم كه در جهان امروز ميتوان – بدون خدشه وارد ساختن به امنيت ديگران - مستقل زيست و سربلند بود و مردماني شاد، اميدوار و كارآفرين داشت ... آري، اگر چنين آموزه و آرماني را در سر ميپرورانيم، راهش اين است كه قبل از اينكه به ديگران بپردازيم و درصدد پيچيدن نسخه براي ملتها و فرهنگهاي آن سوي آب برآييم، با تمام وجود و با همهي توان به خود پرداخته و با ساختن ايراني آباد و برخوردار از مردماني شاد و پرتوان كه آمار بزهكاري و افسردگي در آن، در كمينهي ممكن بوده و عميقاً به محيط زيست و مواهب طبيعي و ميراثهاي ملّي و فرهنگي و تاريخياش احترام مينهد، عملاً به جهانيان نشان دهيم كه «ايراني ميتواند» الگويي براي شادزيستن و نگاه روشن به حيات ارايه كند؛ الگويي كه تبعيت از آن، مستلزم انكار يا توهين به هيچ باور و فرهنگ ديگري نيز نيست. آنگاه خواهيم ديد كه چگونه ميليونها انسان از فرهنگهاي مختلف خواهان شنيدن صداي ما و الگو گرفتن از سلوك مديريتيمان خواهند بود.
مشروح سفرنامه غم بار محمد درویش را حتماْ بخوانید و بگریید ...
معصومه ابتکار، محمد علی نجفی، صدراعظم نوری ، احمد مسجد جامعی، شهاب طباطبایی، هادی ساعی، پیروز حناچی، اسماعیل دوستی، الهه راستگو، قاسم تقی زاده خامسی، علی نوذرپور، سید کامل تقوی نژاد، افشین حبیب زاده، عباس میرزا ابوطالبی و حسن کریمی .
برنامه پیشنهادی این جبهه را ، برای اداره شهر تهران می توانید اینجا بخوانید.
میدهد سطح آگاهیهای زيست محيطی در بين آموزگاران مدارس در کشور هند به مراتب بيشتر از معلمان ايرانی است.
نشريه بينالمللی علوم و تکنولوژی محيط زيست در آخرين شماره خود در ماه اکتبر ۲۰۰۶ مقالهای از دو گروه از پژوهشگران ايرانی و هندی را منتشر کرده که حاوی ارزيابی اطلاعات زيست محيطی معلمان دوره متوسطه در ۱۰۳ مدرسه در شهرهای ميسور و تهران است.
به باور محققان کليد موفقيت در آموزشهای زيست محيطی آگاهیهای آموزگاران است و به سختی میتوان انتظار داشت که دانش آموزان مدارسی که معلمانشان از آگاهیهای زيست محيطی کمتری برخوردارند قادر به کسب مهارتهای لازم برای حفظ طبيعت و ارتقا کيفيت محيط زيست در منطقه خود باشند.
در مجموع در هر دو کشور از ۱۰۰۴ معلم دوره متوسطه در ۵۷ مدرسه در ايران و ۴۶ مدرسه در هند خواسته شد تا به پرسشنامهای حاوی سوالاتی در زمينههای جمعيت، بهداشت، آلايندهها، حيات وحش، جنگل و بحرانهای زيست محيطی پاسخ دهند.
به گزارش بي بي سي، تحليل نتايج به محققان نشان داد صرفنظر از تفاوت عمده ميان آگاهیهای آموزگاران در دو کشور، اولويتهای موضوعی برای آموزگاران هر دو گروه عبارت بودند از انفجار جمعيت و بهداشت.
علاوه بر اين، کمترين آگاهی در ميان معلمان هر دو کشور به موضوع جنگل ارتباط داشته و تقريبا هيچ نشانهای از نگرانیهای مرتبط با حيات وحش در ميان معلمان مدارس وجود نداشته است.
در هر دو کشور پرسش شوندگان از ميان معلمان مدارس دولتی و خصوصی انتخاب شده بودند اما بر اساس نتايج منتشر شده هيچ تفاوتی ميان سطح آگاهیهای زيست محيطی معلمان مدارس دولتی و خصوصی وجود نداشته است.
با اين حال مهمترين تفاوتی که در مطالعه جديد به آن اشاره شده آگاهیهای بيشتر آموزگاران زن نسبت به معلمان مرد در هر دو کشور است.
نکته نگران کنندهای که در متن تحقيق به آن اشاره شده اين است که حتی در شهر تهران که ميزان آلودگی هوا احتمالا بيش از هر شهر ديگری در جهان است آگاهی معلمان مدارس متوسطه درباره آلايندهها به طور قابل توجهی کمتر از معلمان شهر ميسور هند است.
به عقيده پژوهشگران در حالی که دولتهای هر دو کشور ايران و هند اميدوارند با ارتقا سطح آگاهیهای عمومی در زمينه محيط زيست فشار روزافزون بر منابع طبيعی را کاهش دهند اما آموزش دهندگان خود از دانش کمی در زمينه محيط زيست برخوردارند.
بر اساس نتايج اين تحقيق از دو دولت هند و ايران به طور قاطع خواسته شده تا دورههای آموزشی مرتبط با محيط زيست را برای معلمان مدارس تدارک ببينند و به همين نسبت امکانات کمک آموزشی بيشتری در اختيار معلمان مدارس قرار دهند.
راهی استکهلم بودیم که خبرم دادند از جلسهی بزرگداشت هشتصدومین سالروز مولانا جلاالدین مولوی در سالن موسسهی ABF استکهلم. بانی برپائی جشن انجمن "آلپ" بود که با نامش از پیش آشنائی نداشتم.
به محل برگزاری جشن که رسیدیم، مراسم آغاز شده بود. بلیتی هم در کار نبود. سالن پر بود از جمعیت، زن و مرد، پیر و جوان. مدتها بود این همه ایرانی، در زیر یک سقف، ندیده بودم. در میانشان هم سنوسالهای من کم نبودند و بودند جوانانی بچه به بغل.
وجود نام "محمد فضل هاشمی" استاد تاریخ اندیشه در دانشگاه "اومِهئوUmeå سوئد، در فهرست سخنرانان، بیشترین جاذبه را برای من داشت، که چند باری از رادیو به سخنانش گوش کردهبودم. او به سوئدی حرف زد به دلیل شرکت تعدادی سوئدی که در صف اول نشسته بودند. سخنان او برای بعضی از حاضرین نامفهوم بود، از جمله دو خانم همسنوسال خودم، نشسته پشت سر ما، که بهمحض آگاهی از ایراد سخنرانی به زبانِ سوئدی، غرغرشان بلند شد که چرا به زبان سوئدی؟ اعتراض آنان نه به گوش سخنران رسید و نه بهگوش مجریان برنامه، ولی ما نیز از فیض سخنان فضل هاشمی نیمه محروم شدیم. پچپج مدام آن دو بانو، حال ما را گرفت
خلاصهی سخنان دکتر فضل هاشمی، از صوفیسم این بود:صوفیگری در تضاد و تقابل با زندهگی تجملی و اشرافی خلفای وقت ظهور کرد. باجهتگیری انتقادی علیه دانش نظری موجود، توسعه و تکامل یافت. صوفی در جستجوی خداست و با وجود پیروی از شریعت، معتقد به وجود امکان ایجاد رابطهی مستقیم با خدا را دادر و این وصول به حق با یکیشدن و حلول در ذات حق ممکن است. نیل به ذات حق از راه اعتقاد و دانش امکان پذیر نیست. صوفی باید صافی شود و این عمل از طریق جهاد و تزکیهی نفس به نتیجه میرسد. براساس آئین صوفیان، اعتقاد و خداشناسی قانون بیرونی است و صوفیگری از عشق و استنباط نشآت میگیرد که به قانون درونی تعبیر میشود. صوفیگری از حقیقتِ حق، صحبت میکند و خداشناسی از تبعیت و پیروی. قوانین مذهبی همهگانی است در حالی که در صوفیسم از عشق صحبت میشود و فرد را به داشتن باور شخصی دعوت مینماید.
باری هدف صوفی، سلوک است در راه حق و برای رسیدن به این منظور:
ابتدا صوفی با توسل به توبه، اقدام به پاک کردن جان و دل خویش میکند. سپس با توسل به مجاهده و پرهیز از لذات و شهوات جهانی که به باور آنان، مانع وصول به حق است، به راه خویش ادامه میدهد. برای رسیدن به این هدف، صوفیِ سالک نیازمند راهبری است که مرشد نامیده میشود. سالک در برابر مرشد مطیع صرف است و از خود ارادهئی ندارد. مرشد با وا داشتن او به ریاضت، گوشه نشینی، عبادت، سکوت ممتد و... او را به مدارج عالی رهنمون میشود. شرط رسیدن به درجات بالا، اخلاص و صدق سالک است به مرشد.
به نظر مولانا درک واقعیات بستهگی به زمان و چگونهگی وقوع واقعه دارد. فضل هاشمی به مثالی از مولانا اشاره کرد مبنی بر دیدار چهار انسانی که به عمر خویش فیلی ندیده بودند. آنان دزدانه به محل نگهداری فیل که تاریک بود، وارد شدند و بجای استفاده از حس بینائی خود برای شناسائی فیل، از حس بساوائی (لامسه)ی خویش استفاده کردند.
اولی با لمس خرطوم فیل، آن را به مار شبیه کرد. دومی گوش آنرا لمس کرد و گفت که فیل شبیه بادبزن است. سومی با پای پیل مواجه شد و حیوان را به ستون تشبیه کرد و چهارمی که دستی بر پشت حیوان زده بود فریاد بر آورد که حیوان به مانند تخت است.
بدین طریق هریک از آنان، فیل را بر اساس آن بخش از تن حیوان که لمس کرده بودند، ارزیابی نمودند در نبود نور و اگر شمعی بود هر چهار نفر به نتیجهی واحدی دست مییافتند.
پیل اندر خانهیی تاریک بود عرضه را آورده بودندش هُنُوداز برای دیدنش مردم بسی اندر آن ظلمت همیشد هر کسیدیدنش با چشم چون ممکن نبود اندر آن تاریکیاش کف میبسودآن یکی را کف به خرطوم افتاد گفت: همچون ناودان است این نهادآن یکی را دست برگوشش رسید آن بر او چون بادبیزن شد پدیدآن یکی را کف چو بر پایش بسود گفت:شکل پیل دیدم چون عمودآن یکی بر پشت او بنهاد دست گفت: خود این پیل چون تختی بُدستهمچنین، هریک به جزوی که رسید فهم آن میکرد، هرجا میشنیداز نظرگه، گفتشان شد مختلف آن یکی دالأش لقب داد، این الف
در کف هر یک اگر شمعی بدی اختلاف از گفتِشان بیرون شدی
براستی منظور مولای رومی از این شمع چیست و دنبال کدام نور است. و آن چه نوری است که ما آدمیان، برای غلبه بر پیشداوریهای خود، بدان نیازمندیم؟
انسان در کنار کمبودهای تجربی خویش، نیازمند چیزی دیگری است. ما تجربیات مجردی و از راه دور کسب میکنیم ولی توانائی چیدن قطعات یافتههایمان را درجای مناسب خودشان نداریم، باید این کمبود با چیز دیگری تکمیل شود.
آنچه مورد نیاز ما است پذیرش و داشتن دیدگاهی مثبت است به "دیگران" که با ما بیگانه نیستند. آنان نیز انسانهائی هستند زنده، ساخته شده از گوشت و خون، با همان دل نگرانیهای روزانهی ما، همان مشکلات و همان شادیها. انسانهائی هستند که ما را احاطه کردهاند و میشود با آنان باب مذاکره و گفتگو را گشود و تبادل عقیده کرد
گروه موسیقی ، با تنبک و تار و نی، شروع به نواختن کرد و خانمی که صدائی رسا و خوش داشت، قطعاتی از اشعار مولانا را بس خارج خواند که زیاد به دل ننشست. رهبر گروه نیز اذعان کرد که چون خواننده و نوازندهگان، هرکدام از نقطهی دیگر، گرد هم آمده اند، فرصت لذا امکان تمرین کافی با هم را نداشتهاند و از کسریها عذر خواست.
دکلمه کنندهگان اشعار مولانا نیز همخوانی با سازی که همراه آنان نواخته میشد را نداشت، او برای خود میزد و این با ریتم خویش دکلمه میکرد.
سخنران بعدی دکتر اصغر فردی بود که بنام پروفسور فردی معرفی شد. مجری برنامه شعر زیبائی از او را با همان صدای کوتاهش، دکلمه کرد و اضافه نمود که معتقد است نام شاعر در میان نسلهای بعدی شهرتی بهم خواهد زد. چون و چرائیاش را نگفت.
آقای فردی که به روایت خودش از طریق مسکو به سوئد آمده بود، مولوی را متعلق به ایرانیان میدانست و قلبن شاکی بود که چرا یونسکو، برگزاری همایش هشتصدمین سالروز مولانا را در ترکیه فراهم کرده است.
میگفت:
زمانی به جهتی با رئیس جمهور ترکیه، اربکان، ملاقاتی داشته است، در زمان جوانیاش و رئیس جمهور ترجمهی ترکی اشعاری از مولانا را برای او خوانده است( اشعار را نیز به ترکی سلیسی خواند و اضافه کرد که خود آذری و زادهی تبریز است) و سپس با افتخار اضافه کرده است که مولانا از ماست( نقل به مضمون). و ایشان در جواب اوربکان، پاسخی داده است مضمون بر این که" مولوی از آنِ آنانی است که شعر او را به زبانی که مولوی سرودهاست" میفهمند. کف حضار.
در شگفتام که اگر عربها در مورد ابن سینا و رازی و ... که به عربی نوشتهاند چنین ادعائی کنند، ما چه پاسخی در مقابل ادعای آنان خواهیم داشت؟
من در اساس بر این باورم که این بزرگان به جامعهی جهانی بشریت تعلق دارند و بزرگداشت آنان از جانب هر قوم و قبیلهئی، بزرگداشت علم و هنر و نهایت انسانیت است و زیانی متوجه مدعیان مالکیت این بزرگان نخواهد شد.
دکتر فردی اشارهئی کرد به اولین دیدار مولانا و شمس تبریزی به شرح زیر:
مولانا که فقیهی عالیقدری بود، در مقابل یک کتابفروشی، کتاب فقهی در دست داشت و آن را بررسی میکرد. که مرد ژولیدهئی از او پرسید:
این چیست که میخوانی. مولانا در جوابش گفت:
این تو ندانی.
شمس با دستاش اشاره ئی به بساط کتابفروش کرد. کتابها نیست شد. مولانا پرسید:
این چیست؟ شمس جواب داد:
این را تو ندانی!
مولانا کارش را ول کرد و به دنبال شمس روان شد و مولانا گشت.
سخنگو معتقد بود که زندهیاد فروزانفر، کاری در مورد شرح و تفسیر مولوی نکرده است و نیکلسون انگلیسی نیز. بخصوص معترض بود که نیکلسون، عشق میان مولانا و شمس را، زمینی دانسته و آنان را همجنسگرا معرفی کردهاست.
او معتقد بود که اروپائیان ما را نمیفهمند و صحنهئی از خوابیدن سه بزرگ ادب فارسی بهار، شهریار و عشقی را تعریف کرد که شبی در اتاقی در کنار هم خوابیده بودند. شهریار هوس بودن در کنار بهار را میکند و لذا از روی بغلدستیاش، به کنار او میخزد و لحظهئی دیگر عشق بودن در کنار عشقی، سبب میشود که او جا عوض کند و از روی این دوست خزیده و به پهلوی عشقی رود. ناطق معتقد بود که این نوع دوستداشتنها، معنایش برای غربیان نا آشناست.
و اصولن آقای دکتر فردی، باورش بر این بود که " کار تحقیقی اصولی" تا کنون روی سرودههای مولانا انجام نشده است.
ایشان صوفیان را به دوگروه مستان و افیونی که به کشیدن حشیش و سرمستی میپردازند که ظاهریاند و دیگر گروه که مست در عشق فنای الله هستند، تقسیم کرد.
یکی از برنامههای جالب جشن، اجرای موسیقی خانقاهی بود بنام مولویه توسط جوانی از خطهی آذربایجان بنام نوید مثمر. نوید صدائی بسیار گرم و رسا داشت. قشنگ مینواخت و گرم به ترکی میخواند. افسوس که با خود نمونهی کارهایش را برای فروش نیاورده بود.
جالب این بود که انجمن آلپ بر خلاف رسم موجود در سوئد، از میهمانان ورودیهئی نگرفت، از آنان با چای و شیرینی پذیرائی کرد، به
هنگام ترک محل به آنان بستهئی به عنوان شام داد، ولی سخنرانان و هنرمندان حتا یک شاخهی گل دریافت نکردند.
جمعیت را زیاد کنید،قول میدهم استان بشوید! از محمد درویش هم بشنوید میگن شوخی بوده!
اخرین خبرها از داماد 16 ساله با 2 همسر! احساس خوشبختی می کنم...سربازی معاف بشم!
پیامد فرزند بیشتر از علی ترک قشقایی آیا پیامد مثبتی می بینید؟! مطلبی از آینده نو
فعالین دانشجویی مزدور آمریکا هستند! وقتی ستاره ها به زمین می آیند
می دونم که کسی حوصله رای دادن نداره ... ولی خب اگه خواستید رای بدهید فکر کنم این لیست بتونه بهتون بیشتر کمک کنه:

دیگه تو این مملکت نمیشه یه لیوان آب رو هم با خیال راحت بنوشی! اگر نوشیدید اشکالی نداره!
کی گفته آسمان همه جا یه رنگه.... اینم دلیلش! اینم مشتی محکم بر طرفداران این عبارت!
گرازها چه اهمیتی دارند؟! هومن روانبخش می گوید از زبان خانم جمشیدی ...
بازهم هجوم به دامنه های پرشيب کوهستانی در لواسان .... هومن خسته نباشی.......
اطلاعیه کانون دیده بان محیط زیست فقط می توانیم ایراد بگیریم.... ما ایرانی ها جز اینکار کاری بلدیم؟!
گردنه ی حیران حیران و هاج و واج مونده! جیران کجایی؟!اینا دارند منو انگولک می کنند!

محمد درویش هم از دسته گلی دیگر خبر داده.. تخریب به بهانه ی جذب توریست..ما فقط هدفمون جذب توریسته ها ! باور نداری... قد قد! (جون خودتون!)
لباس ها رو چرا از لباسشویی نیوردی بیرون! الان حسابتو میرسم! پژوتو به آتیش میکشم! آه کجایی صبر!؟
دول ایرانی آیا جواب بله می دهند... میگن میدند...نه تکذیب شد... قیمت نفت رفت پایین...ملت گیج میزنند....!!
ضربه ای دیگر بر پیکره رنجور دریاچه ارومیه ! خبری از اقا صالح کامیابی + مطالب جالب دیگر
از سال 1870 ميلادي كه زمين شناسان كشاورزي( اولين پدولوژيست ها ) در آلمان ، دانمارك و روسيه مفاهيم اوليه پروفيل خاك را ارايه دادند حدود 136 سال ميگذرد(2) ، هر چند قدمت علم خاكشناسي به امپراتور هاي باستاني ميرسد. هم اکنون علم خاكشناسي پیشرفتهای شایانی نموده و چندين گرايش پيدا كرده است. بیشتر گرایشها، جنبه هاي بسيار علمي و كاربردي داشته است از جمله مي توان به گرايش جديد اين علم ، خاكهاي شهري (Urban soils ) اشاره كرد.



- گراز خوب ُ گراز مرده است. مطلبی از محمد درویش در رثای کشتار پنج گراز وحشی بدست ماموران محیط زیست خلخال.واقعا چندش آور است نگهبان قاتل شود.
مولوي عبدالحميد اسماعيل زهي امام جمعه مسجد مكي اهل سنت زاهدان از رئيسجمهور به دليل مخالفتش با شعار «دو بچه كافي است» تشكر كرد.
به نوشته «جمهوري اسلامي»، او گفت: واقعاً گفتن اين حرف در جهان امروز و حتا در فضاي ايران امروز بسيار جرات ميخواهد كه خوشبختانه ايشان اين جرات را از خود نشان دادند.
وي با مثبت ارزيابي كردن تحليل رئيسجمهور در اين زمينه افزود: ما هم ميگوئيم بجاي اينكه برروي ديوارها شعار «فرزند كمتر زندگي بهتر» نوشته شود، بايد گفت: «اولاد صالحتر آسايش بيشتر».
مولوي عبدالحميد در اين زمينه به فردي اشاره كرد كه فرزندان زيادي دارد و همه فرزندانش داراي تحصيلات عاليه و افراد اجتماعي هستند و به جامعه خدمت ميكنند.
مؤخره: كاش جناب مولوي اين را هم اشاره ميكرد كه در عوض هر چه بزهكار و دزد و قاتل و فقير هم در جامعه ميبينيم، يكسره يكي يه دونههاي لوس و ننر هستند!!
وقتي دانشمند انگليسي فرانسيس كريك براي رمز گشايي دي ان اي جايزه نوبل برد با جمله اي دنياي پزشكي را مبهوت ساخت ؛ تمام لذتها و اندوههاي شما، خاطراتتان و عشقهايتان، اراده و هويتتان و ...چيزي جز عملكرد گروه وسيعي از سلولهای عصبي شما نيستند.
ماده شيميايي عمده اي كه هنگام آزاد شدن در بدن، به شما احساس شعف انگيز عشق را ارزاني مي دارد، فنيل اتيل آمين نام دارد كه از گروه آمفي تامين هاست.اين ماده در شكلات نيز يافت ميشود.اين ماده باعث تپش قلب و عرق كردن دست و گشاد شدن مردمك و احساس دلپيچه در بدن شما ميشود. هنگام بروز عشق دو ماده ديگر هم در بدن آزاد ميشوند. اولي آندرنالين كه باعث هوشياري و احساس بزرگي كردن ميشود. دومي اندروفين كه سيستم ايمني بدن را تقويت ميكند و سرماخوردگي را درمان ميكند.بخاطر همين هم آدمهاي عاشق كمتر در معرض بيماري قرار ميگيرند.
جايگاه عشق در مغز كجاست؟ قسمت مياني مغز كه جرات و شهامت فرد را برمي انگيزد. و قسمت داخلي كه به داروهاي نشاط آور پاسخ ميدهد. بخاطر همين است كه وقتي عاشق ميشويم شاد و سرمستيم و افسرده نميشويم.
شواهد عصبي نشان ميدهد كه پديده عاشق شدن در واقع در اثر يكسري واكنشهاي شيميايي است كه در مغز صورت ميگيرد و باعث عكس العملهاي جسم و ذهن ميشود. 100 بيليون نورون ، شبكه ارتباطي مغز را تشكيل ميدهند.تمام احساسات نتيجه فعاليتهاي بيوشيميايي بدن ميباشند.
با پايان يافتن مراحل ساخت سد سيوند در تنگه بلاغي، مسئولان وزارت نيرو و آب منطقهاي
![]() کلیک کنید؛ تصویر ماهواره ای موقعیت سد سیوند نسبت به پاسارگاد |
فارس اين سد را براي آبگيري آماده ميكنند. اين درحالي است كه طبق توافقنامهاي، آبگيري سد سيوند تنها با اجازه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور امكانپذير است.
محمد حسن طالبيان، مدير پايگاه پژوهشي پارسه، پاسارگاد دراينباره گفت: «سد سيوند مراحل ساخت را پشت سر گذاشته و اكنون براي آبگيري آماده شده است. اما اواخر سال گذشته طي توافقنامهاي ميان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با وزارت نيرو، اجازه آبگيري اين سد به عهده سازمان گذاشته شد و به همين دليل تا زماني كه اين اجازه داده نشود، سد سيوند نميتواند آبگيري كند.»
سد سيوند كه در مسير رودخانه پولوار (سيوند) ساخته شده است، پساز عبور از دره بلاغي به تنگهاي باستاني ختم ميشود. اين درحالي است كه دره بلاغي يكي از مناطق باستاني كشور محسوب ميشود و تا كنون هياتهاي باستانشناسي از نقاط مختلف دنيا به همراه هياتهاي ايراني در آن به كاوش پرداختهاند.
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، اكنون هياتي متشكل از باستانشناسان ايراني و لهستاني در اين تنگه مشغول كاوش هستند، به ميراث خبر گفت: «اين آخرين برنامه پژوهشي در تنگه بلاغي است و پساز پايان اين فصل كاوش منتظر دستور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ميمانيم.»
هيات كاوش با يافتن ظرفي سفالي منقوش به نقش شكار شاهان هخامنشي، فصل تازهاي از مطالعات باستانشناسي را در تنگه بلاغي رقم زدهاند.
تا كنون هشت هيات باستانشناسي متشكل از پژوهشگران ايراني و خارجي سه فصل پياپي را در تنگه بلاغي به مطالعات باستانشناسي مشغول بودند كه حاصل اين مطالعات بخش زيادي از نادانستههاي دورههاي تاريخي و پيشاز تاريخي اين تنگه باستاني را برطرف كرد.
تازهترين مطالعات باستانشناسي نشان ميدهد تنگه بلاغي در زمان داريوش اول شكارگاه وي بوده است.
هيات باستانشناسي ايران و فرانسه با يافتن كاخي از دوران وي، اين موضوع را به اثبات رساندند.