
در حالي كه فرزند برومند ايران، در آستانهي نوروز با برگزاری همزمان سه مسابقه بهترین وبلاگ - بهترین پست و بهترین وبلاگ اول - گرد و خاكي پرهيبت در وبلاگستان سبز به راه انداخته، به نحوي كه موجش تا انگلستان هم رصد شده است!![]()
![]()
برو بچههاي مجله اينترنتي هفتسنگ نيز، بيسر و صدا مطابق رسم اين چندساله اقدام به انتخاب و معرفي برترينهاي رسانهاي سال كردهاند. خوشبختانه، نام وبلاگ «ديدهبان محيط زيست ايران» در بين يكي از هفت كانديداي برتري است كه به انتخاب هيأت داوران اين رسانه، در بخش «وبلاگ سال» استحقاق قرارگرفتن در بين برترينها را يافته است.

ضمن تبريك به خانم جمشيدي و پيشكش اين عيدي ارزشمند در آستانه نوروز 1387 به ايشان، از همهي گرينبلاگيهاي عزيز خواهش ميكنم تا به هفت سنگ سري زده و به «وبلاگ ديدهبان محيط زيست ايران» رأي دهند تا مانند سال گذشته، دستكم نام يك وبلاگ سبز در بين، وبلاگهاي برتر فارسيزبان قرار داشته باشد.
يك چهارشنبهسوري توپ با نوروزي بيمانند برايتان آرزو دارم.
ياعلي.

واتيكان، طي بيانيهاي تاريخي، آلودهساختن محيط زيست را در شمار «گناهان جديد» معرفي كرده و از پيروان ارتودكس خويش خواسته است تا از ارتكاب چنين گناه نابخشودني پرهيز كنند. واتيكان، حتي به اين هم بسنده نكرده و براي مصرف انرژي نوراني و بخشي از گرمايش خويش، با نصب سلولهاي فتوولتائيك، تصميم گرفته تا انرژي خورشيدي را مورد بهرهبرداري قرار دهد و بدينترتيب در كاهش روند گرمشدن زمين، به سهم خود بتواند مؤثر بوده و ديگران را تشويق سازد.
عملكرد واتيكان را مقايسه كنيد با حوزه علميه قم و يا اغلب مكانهاي مذهبي كشور و يا حتي مسجد جمكران تادريابيد به نام دين و خدا چه اصرافي در هدررفت انرژي را در كشور شاهديم.
از اين بدتر اينكه، برخي از خودمان، به جاي حمايت از حركتهاي سبز و محكوم ساختن فعاليتهاي دولتي طبيعت برباد ده و درختكشنده، با مته به خشخاش زدن، يادمان مياندازند كه از خرگوش دره مهمتر هم هست و «هياهو براي هيچ» چرا راه انداختهايد؟!
بله، از خرگوشدره مهمتر هم هست، ولي خرگوشدره در كنار پايتخت ايران و در معرض ديد مردم و مسئولين است و بايد براي يكبار هم كه شده، دولتمردان طبيعتستيز ما دريابند كه ديگر نميتوانند مانند گذشته به قلع و قمع درختان و سبزينه، آن هم به بهانه توسعه بپردازند. دوستان عزيز، چرا گفته دكتر يخكشي را از ياد بردهايد كه ميگفت: مردم هامبورك حتي براي توسعه فرودگاه شهرشان و كاهش خطرات فني پيش آمده، اجازه قطع يك درخت را ندادند و شبانه روز، بيش از 10 سال است كه با تشكيل زنجيره انساني از آن محافظت ميكنند و آنگاه ما به راحتي نهتنها براي قطع شبانه 7 هزار درخت 30 ساله مجوز شرعي و علمي صادر كرده، بلكه آن اندك مخالفين اقدام شهرداري تهران را هم به تمسخر ميگيريم! چرا؟!
پس ديگر چه جاي گله وقتي، وزير سبز ما ميشود: ريس وزارتخانهاي كه عامل بيشترين تخريب و نابودي محيط زيست و تالابها در 10 سال گذشته بوده است و به راحتي قتل عام 8 هزار درخت 500 ساله در بالادست سد سيوند را هم انكار ميكند!
- در همين باره به كامنت خانم زهره امين در پست پيشين نيز توجه كنيد كه شهرداري محترم تهران، چگونه مجوز قطع درختان كهنسال و شاداب پاركي دوهزارمتري را در خيابان ظفر تهران صادر كرده تا به جاي آن پاركينگ خودرو براي اورژانس تدارك ببينند! باور كنيد اگر چنين كاري در يك كشور نسبتاً توسعه يافته هم اتفاق ميافتاد، نهتنها شهردار كه تمام مسئولين شهري آن منطقه هم بايد استعفا ميدادند. يعني در اين شهر دراندشت كه سرانه فضاي سبزش كمتر از يك سوم استاندارد جهاني است، هيچ زمين برهنهاي پيدا نشد جز همين پارك دو هزارمتري كه مناسب ساخت پاركينگ باشد؟!
واي برما ...
ديدهبان محيط زيست ايران كه اين روزها بيشتر از هر زمان ديگري نشان داده كه نهتنها چيزي از همتايان مذكر خود در حوزه ژورناليسم سبز كم ندارد، بلكه از مشهورترين آنها مثل جناب افلاكي در همشهري و پوريا ناظمي در جام جم فرسنگها پيش است، اين بار نيز آس برنده خود را رو كرده تا مشاور سبز سردار قاليباف را بيش از پيش شرمنده سازد تا ديگر ياد بگيرد از واژه شايعه درست استفاده كند.

براي يگانه شيرزن محيط زيست ايران آرزوي بهروزي و كامروايي بيشتر دارم.![]()

استاد ناصر كرمي امروز در مقالهاي شورانگيز و با اشاره به حجم خاكي كه سالانه به دليل ندانمكاري و نابخردي مديريت حاكم بر سرزمينمان از دست ميدهيم، اين پرسش را طرح كرده: آيا ميدانيد ايرانيان سالانه به اندازه حجم سه جزيره مشهور خود در خليج فارس (تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي) خاك از دست ميدهند؟ چگونه است كه براي ادعاي ارضي شيخنشين دبي بر آن سه جزيره رگ گردنمان ميزند بيرون، ولي براي نابودي معادل آن سه جزيره كه هر سال به دست خودمان انجام ميدهيم، كسي ككش هم نميگزد؟!
سؤال خوبي است ...
گفت بر آتش تو نشستيم و دود شوق برآمد، تو ساعتي ننشستي كه آتشي بنشاني
امروز تنها روز درختكاري در همه سال است. تنها روز از اين جهت كه ديده نشده و شنيده نشده كه در روز ديگري اينقدر از درخت صحبت شود. اما شگفت است كه آنچه در اين تنها روز انجام ميشود نيز هرگز از يك نمايش فرمايشي فراتر نرفته است.
اين همه هياهو و تبليغ و شعار نتوانسته حتي گروهي اندك از مردمان را برانگيزد براي اقدامي داوطلبانه و خودجوش براي درختكاري. پولي است كه بايد هزينه شود، نهالهايي هستند كه شتابناك اينسو و آنسو بر زمين نشانده ميشوند، نهالهايي كه تجربه ساليان قبل نشان داده خيلي فرق است مابين انگيزه كاشتن و قصد نگهداشتن و آب دادنشان.
آنچنانكه اگر يك به 10 آنچه در همه اين ساليان در اين روز نهال بر زمين نشاندهاند سبز شده بود و برگ و باري مييافت... اكنون ايران چه گلستاني بود! و شگفت است كه زادآوري ذاتي و طبيعي را از زمين بازميستانند آنگاه بهزور بر آن نهال مينشانند.
برگرديم به تاريخ.كجاست اكنون جنگلهاي انبوه ري و ورامين كه حتي سياحاني كه 300 سال پيش به اين خطه آمده بودند از آن روايت ميكنند؟ كجايند درختزاران انبوه زاگرس؟
كجاست آن جنگلهايي كه به گفته ناصرخسرو از شعاع هفتفرسخي (42كيلومتري) كرمان را دربر گرفته بود؟ چرا هنوز ايران در شمار 5 كشور نخست رودررو با پديده مرگبار فرسايش خاك قرار دارد؟
فرسايش خاك... كه رمق را از ايران بازميستاند و بهتدريج آنرا از حيات تهي ميكند. آنقدر خاك ايران كه هر سال از دست ميرود. ميدانيد چه حجمي و چهقدري دارد؟
براساس يكي از برآوردهاي انجام شده، اين مقدار دقيقا برابر است با مجموع حجم 3 جزيره ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي (براساس گزارش ارائه شده از سوي مؤسسه توسعه پايدار مناطق طبيعي) يعني اگر اين خاكي را كه بهدليل از دست رفتن حفاظ طبيعي سالانه شسته شده و با هرز آبها و بادها از دسترس طبيعت خارج ميشود جمع كرده و فشرده كنيم حجمي معادل 3 جزيره پيش گفته بهدست ميآيد.
خاكي كه سرچشمه حيات است و تشكيل هر سانتيمتر از آن در شرايط اقليمي ايران نيازمند دستكم هزار سال زمان است.
ما البته در برابر ادعاهاي فزونطلبانه آن همسايه جنوبي درباره جزاير فوقالذكر رگ گردن سفت ميكنيم، تا آخر تاريخ هم اگر آن ادعاها ادامه داشته باشد همچنان بايد رگ گردن سفت كنيم و چنين نيز خواهيم كرد، اما فراموش ميكنيم كه اين خاكي كه بهواسطه فرسايش همهساله از دست ميرود اگر نه بسيار بيشتر، اما دستكم اينكه همانقدر مهم است.
طرفه است كه متوجه نيستيم هر سال معادل آن 3 جزيره را از بخش مرغوبتر و حياتيتر و مهمتر كشور داريم از دست ميدهيم.
ظاهرا شماري از طرفداران محيطزيست معترض شدهاند به قطع شماري درخت دستكاشت در خرگوشدره. شوري كه آن اعتراض را برانگيخته البته قابل ستايش است... اما، شگفت است كه از اين شورها براي جنگلهاي چند ميليون ساله هيركاني و چند صد هزارساله زاگرس برانگيخته نميشود.
شگفت است كه كسي شمار نهالهاي كاشته شده در روزهاي درختكاري اين همه سال را نميشمارد و در شگفت نميشود كه چرا اين همه درختكاري كفدستي از كشور را سبز نكرده است.