|
ضمن تبریک به سپهر سلیمی عزیز و همه دوستانی که در نهضت موج سبز شرکت کردند و نیز تبریک ویژه به این دوست اصفهانی بابت دریافت جایزه ای که تا ساعاتی دیگر خواهند گرفت ... توجه دوستان را به تازه ترین مقاله گرمایشی فیگارو جلب می کنم که سامرا قليزاده عزیز آن را به فارسی برگردانده است:
وقتی که فیگارو هم بابت گرمایش زمین به جرج بوش گیر می دهد!
|
|||||||||||
|
آيا نظر جرج بوش در مورد گرم شدن كره زمين تغيير كرده است؟
حال كه دوران رياستجمهوري جرج بوش در حال اتمام است، با اينكه او هميشه با پروتكل كيوتو در جهت كاهش گازهاي گلخانهاي مخالفت كرده است؛ در پايان نشست اتحاديه اروپا آمريكا در اسلووني اظهار اميدواري كرد كه تا قبل از پايان دوره رياستجمهوري خود به نتيجه مطلوبي در مورد گرمايش زمين دست يابد. اين در حالي است كه آمريكا خود مولد يك سوم گازهاي گلخانهاي جهان است و هميشه در اين مورد با اروپا دچار مشكل بوده است. چرا كه اروپاييها هميشه از الگوي «كيوتو» براي كاهش گازهاي گلخانهاي در كشورهاي پيشرفته استقبال كردهاند. از هماكنون تا سال 2012، 38 كشور صنعتي جهان در مقايسه با سال 1999، ملزم به كاهش 2/5 درصد مونواكسيدكربن هستند و اين كار براي آمريكا چندان هم خوشايند نيست، چرا كه اين برنامه ممكن است به اقتصاد اين كشور ضربه زند، هر چند كه دومين توليدكننده اين گاز مضر در جهان يعني چين يا هند هم از اين موضوع گريزان هستند. در نشست روز سهشنبه، رئيسجمهور آمريكا قوه ابتكار خود را بهكار گرفت و خواهان استفاده از تمامي قدرتهاي اقتصادي جهان در اين تلاش همهجانبه شد. برنامه پيشنهادي بوش در جهت كاهش گازهاي گلخانهاي كه هنوز هم بحث بر سر آن بسيار است، برنامهاي دراز مدت است كه كشورهاي در حال توسعه را هم دربر ميگيرد، اما هنوز در مورد چگونگي آن توضيحي داده نشده است. نخستوزير اسلوونيايي «ژانز ژانزا» خاطرنشان كرد كه آمريكا و اتحاديه اروپا نظرهاي متفاوتي در مورد چگونگي مبارزه عليه گرمايش زمين دارند و كاهش توليد مونواكسيدكربن از نظر اتحاديه اروپا امري بسيار ضروري است. اتحاديه اروپا اميدوار است كه تا سال 2020، توليد مونواكسيدكربن 20 درصد كاهش يابد در حالي كه برنامه پيشنهادي بوش به عنوان مثال در كشور آمريكا تنها به توقف توليد اين گاز تا سال 2025 ميپردازد و به دليل همين اختلاف نظر، كشورهاي عضو اتحاديه اروپا تا زمان رخت بستن صاحب فعلي كاخ سفيد، اميد چنداني به پيشرفت در اين زمينه ندارند. آنها بيشتر بر روي جانشين جرج بوش حساب باز كردهاند تا خود او. در حالي كه رئيسجمهوري آمريكا هميشه با حدت فراوان مخالف پروتكل «كيوتو» بوده است، باراك اوباما و جان مككين دو كانديداي رياستجمهوري كاخ سفيد از اين سيستم استقبال كردهاند.
|
|

محيط زيست، همان گونه كه از نامش پيداست، جايگاه و بستر اوليه زيستن است. همه گياهان، همه جانوران و همه انسانها براي صرف درست فعل زندگي، نياز به عرصهاي دارند كه بتوانند در آن ريشه دوانيده، رشد كنند و خاطره بيافرينند. مگر ميشود بدون محيط زيست، بدون طبيعت، بدون آفتاب، بدون باران و بدون چشماندازهاي زيباي طبيعي جهاني قابل سكونت را تصور كرد؟ مگر ميشود كسي را يافت كه حاضر باشد در جهاني خاموش، بدون زمزمهي آشناي رودها، بدون خروش جاودان موج اقيانوسها، بدون آواز چكاوكها و قناريها و پرواز رؤيايي عقابها و بدون ريزش اهورايي آب رودخانهها از كوهساران و آفرينش آبشارها، بدون گام نهادن بر ذرات بلورين و نرم ماسههاي شفاف بيابانها و ... زندگي كند؟

راستي با وجود آنكه ميدانيم كه حفظ طبيعت يعني حفظ زندگي، چرا آن طور كه شايسته است براي حفاظت و حمايت از طبيعت انرژي به خرج نميدهيم و چرا جوابي دندانشكن به طبيعتستيزان دولتي و غير دولتي نميدهيم؟
مشكل كجاست؟
ما مردم چرا آنجا كه بايد به خيابان بريزيم و فرياد برآوريم و تحصن كنيم، اغلب ساكت و خاموش مينشينيم و درعوض، آنجا كه ميتوان با گفتگو مشكل را حل كرد، به سنگ و چماق و گلوله روي آورده و استمداد ميطلبيم؟!

اميد كه روزي همه ما ياد بگيريم كه چگونه بايد از محيط زيست حمايت كنيم.
ممنون از سپهر سليمي، مهدي اشراقي، محمد مجابي، محمد درويش، مژگان جمشيدي، مهدي بوترابي، شاهين سپنتا، ناصر كرمي، هومن روانبخش، روشنك شهبازي، ماندانا آيينه چيان، محسن تيزهوش، مريم خزايلي، محمد خسروشاهي، شكوه ميرزادگي، سيامك معطري، مهدي زارع، معصومه ابتكار، اسدالله افلاكي، مونا قاسميان، مريم سادات گوشه، مهين گرجي و ... ديگر دوستان و عزيزاني كه اين موج سبز را به راه انداخته يا از آن جانانه حمايت كردند.

و سرانجام سپهر سلیمی و مهدی اشراقی عزیز به قول خود وفا کردند و موج سبزشان را استارت زدند. البته هر چند این استارت اندکی دیر خورد ... ولی از قدیم گفته اند: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است ...
پس پیش به سوی سبزترین خرداد همه این سالها ...
ليلا از محيط زيست دماوند برايمان خواهد نوشت و از رنجي كه توسط آدم ها مي كشد و البته زيبايي هاي منحصر به فرد اين ستيغ جاودان ايران زمين.
براي ليلاي عزيز در راه سبزي كه پيش گرفته است آرزوي موفقيت و البته دوام در وبلاگ نويسي دارم.
وبلاگ های زيست محيطی در يکی دو سال اخير به شکل قابل توجهی در ميان وبلاگ های فارسی گسترش یافته ،و اکنون به يکی از ژانرهای وبلاگ نويسی در ايران تبديل شده و طرفداران بسياری دارد.
شمار وبلاگ های فعال اين بخش بيش از ۵۰۰ وبلاگ است.وبلاگ نويسانی که در مورد محيط زيست می نويسند توانسته اند دستکم در دو حوزه تاثير گذار باشند؛اول فرهنگ سازی زيست محيطی و ديگر اطلاع رسانی در مورد بسياری از اقدامات ضد محيط زيستی برخی از مسئولان اعم از مسئولن دولتی،شهرداری ها يا حتی بخش خصوصی.
بعضی توجه گسترش این وبلاگ ها را واکنشی به برنامه های ضد محیط زیستی مسئولان و پدیدار شدن علنی عوارض چنین اقداماتی عنوان می کنند،و بعضی دیگر محدودیت رسانه های سنتی در مورد انتشار اخبار زیست محیطی را علت آن می دانند.
اهميت وبلاگ های زيست محيطی بيشتر به خاطر آن است که در رسانه هايی چون راديو و تلويزيون،روزنامه ها و مطبوعات دولتی يا حتی مطبوعات نيمه مستقلی که در ايران منتشر می شوند جايی برای محيط زيست نیست.
رادیو و تلویزیون دولتی تقریبا تا کنون هیچ برنامه ویژه ای برای فرهنگ سازی زیست محیطی یا حتی انتشار اخبار این بخش نداشته است.عمر انتشار صفحه ای در روزنامه ها با رويکرد زيست محيطی هم در ايران بسيار کوتاه است و از سال های ۸۰ به بعد در برخی از روزنامه ها و از جمله روزنامه همشهری و پس از آن در روزنامه های اعتماد و شرق و اخيرا در روزنامه اعتماد ملی چنين صفحه ای منتشر شده است.
همين رويکرد در روزنامه ها نيز مستمر نبوده و به نظر می رسد که بيشتر تفننی يا ويترينی است.تعداد خبرنگاران تخصصی محيط زيست هم در کشور اندک شمار است که اخيرا اعلام شد که از تعداد انگشتان يکدست نيز تجاوز نمی کند.
در چنين فضايی است که وبلاگ های زيست محيطی به ارگان محيط زيست در ايران تبديل شده اند و صدای پلنگ ها و درخت های رو به انقراض،صدای جنگل ها و باغ ها،صدها گونه گياهی و جانوری،مناطق حفاظت شده،درياچه ها و رودخانه هایی که بر اثر سیاست های نا همگون توسعه یا برنامه های تبلیغی - سیاسی مدیران دولتی و محلی و سودجوئی ها در حال نابودی است،از اين وبلاگ ها به گوش می رسد.
حالا اين وبلاگ های زيست محيطی،رفته اند يک وبلاگ خوان خودکار درست کرده اند به اسم: گرين بلاگ .
گرين بلاگ يا «وبلاگ سبز» در واقع يک يک خبر خوان آنلاين است که در فواصل يک ساعته به طور خودکار آخرين مطالب وبلاگهای زيست محيطی را دريافت و به صورت خلاصه نمايش میدهد.هرکس هم خواست يکی از مطالب را بيشتر و مفصل تر بخواند،تنها با يک کليک روی مطلب مورد نظر در گرين بلاگ به وبلاگ مورد نظر می رود و پست کامل را در آن جا می خواند.
مشهورترين وبلاگ نويسان زيست محيطی محمد درويش با وبلاگ مهار بيابان زدايی و مژگان جمشيدی است که در وبلاگ ديده با محيط زيست می نويسد.اما هر يک از ديگر وبلاگ های های زيست محيطی نيز جذابيت خودشان را دارند.
گرين بلاگ هم يک فهرست از ۱۵۰ وبلاگ زيست محيطی فعال را هم فراهم کرده که خودش می تواند محل مراجعه دوستداران محيط زيست و اطلاع از رويدادها و بحث های محيط زيستی باشد.
گرين بلاگ را مهدی اشراقی دانش آموخته جغرافيای طبيعی، مدرس دانشگاه و علاقمند به مسائل محيط زيست با همکاری حر منصوری فعال محيط زيست و نویسنده وبلاگ ديدهبان ميانکاله در قالب يک فعاليت داوطلبانه راه اندازی و اداره می کنند.
حتی اگر بحران هايی مثل خشکسالی ، وارونگی و آلودگی هوای تهران و برخی از ديگر شهرهای بزرگ ايران ، يا آنچه در هفته های اخير پديده غبار آلودگی استان های جنوبی و به خصوص در خوزستان هم رخ نمی داد ، وبلاگ های زيست محيطی فارسی جايگاه خود را داشتند اما با اين پديده ها و عوارض زيست محيطی ديگر و از جمله گرم شدن زمین و ده ها عارضع دیگر زیست محیطی که زمین را تهدید می کند، خواندن وبلاگ های زيست محيطی واجب تر شده است.