شايد باور نكنيد، امّا ارزش سالانه ضايعات نان در كشور ، معادل پولي است كه براي ساخت 52 سد بزرگ مخزني مشابه سد كرج نياز است!
از اين بدتر اينكه ارزش 20 ميليارد نخ سيگاري كه ايرانيها در روز دود ميكنند، معادل قيمت 500 كيلوگرم طلاست!
حالا شما بگوييد: ما در كشور فقيري زندگي ميكنيم يا مديريت فقيري بر كشور حكمفرماست؟!
مرگ تالابها و موجآفريني وبلاگنويسان - افرا سزاوار
هنوز هم خيليها معتقدند وبلاگ فقط وبلاگ است، يعني فقط و بهخصوص جايي است كه آدمها- آن هم نه همهشان- ميروند و مينشينند و با آب و تاب درددلهايشان را براي هم مينويسند. بعد هم عدهاي ديگر از آدمها ميروند و برايشان <كامنت> ميگذارند و دلداريشان ميدهند، همين. اين ميشود وبلاگ. اما برخلاف نظر اين گروه واقعيات ديگري هم در دنياي مجازي وبلاگها جريان دارد. مثلا وبلاگنويسهايي كه در حوزه محيط زيست مينويسند اخيرا جريانهاي مهم و تاثيرگذاري را در وبلاگستان فارسي به راهانداختهاند.
در يكي از اين جريانهاي اينترنتي كه از شانزدهم تا بيستودوم خردادماه گذشته به راه افتاد، وبلاگنويسان حامي محيط زيست به مناسبت <هفته محيط زيست> در يك اقدام دستهجمعي از پيش تعيينشده همه با هم درباره محيط زيست و درباره ضرورت حفظ و نگهداري آن نوشتند و حتي از وبلاگنويساني كه در حوزههاي ديگري بهجز محيط زيست مينويسند هم دعوت كردند تا در <هفته محيط زيست> هرچند ساده و غيرتخصصي، اما درباره محيط زيست و ديدگاههاي خودشان براي حراست از آن بنويسند تا به اين ترتيب يك موج سبز محيطزيستي در وبلاگستان به راه بيفتد و ساكنان جهان مجازي بار ديگر به ياد ضرورت حفاظت از محيط زيست بيفتند. پس از اين موج سبز و با پايان هفته محيط زيست هم اما وبلاگنويسان محيط زيستي بيكار ننشستند و اين بار به پيشنهاد وبلاگ <آواي محيط زيست> موج سبز وبلاگي ديگر در حمايت از تالابها و اكوسيستمهاي آبي ايران به راه افتاده است. نويسنده اين وبلاگ در رسانه كوچك خود نوشت: <خبر خشك شدن تدريجي قسمت جنوبي تالاب انزلي بيشك تلخترين خبر زيستمحيطي است كه ميتواند محافل محيط زيستي ايران را به سوگ بنشاند. مدتهاست كه كارشناسان و متخصصان محيط زيست نسبت به پيامدهاي خشك شدن و تخريب تدريجي تالاب در نتيجه ساخت جاده هشدار ميدهند اما كو گوش شنوا؟> محسن تيزهوش با اين مقدمه از همكاران و دوستان وبلاگنويس خود خواست تا يك روز مشخص را براي اعتراض به خشك شدن تدريجي <تالاب انزلي> با هم تعيين كنند و به اين وسيله به آيندگان اين سرزمين نشان دهند كساني هم بودهاند كه براي حفاظت از محيط زيست كشورشان دست به هر كاري زدهاند.>
پيش از اين هم وبلاگنويسان محيط زيستي به دليل خشك شدن <تالاب بختگان> تمامي در يك روز مشخص اعلام عزاي عمومي اعلام كردند و به نقض آشكار اصل 50 قانون اساسي اعتراض كردند. به اين ترتيب وبلاگنويسان هواخواه حفاظت از محيط زيست 15 تا 22 تيرماه را <هفته تالابنويسي> اعلام كردند و عده زيادي از اعضاي جامعه مجازي، اين روزها را گذاشتند براي اينكه تنها از تالابها و ضرورت حفظ آنها بنويسند. لابهلاي اين نوشتهها اطلاعات قانوني و عمومي بسيار خوبي درباره حفظ تالابهاي كشور داده شد و جالب اينكه مديريت <پرشينبلاگ> هم از گروه وبلاگنويسان محيط زيستي و تلاششان براي حفظ تالابها و جلوگيري از مرگ آنها حمايت كرد. موج وبلاگي وبلاگنويسان حتي مورد توجه روزنامهها و رسانههاي مكتوب هم قرار گرفت. به اين ترتيب وبلاگنويسان توانستند با استفاده از رسانههاي شخصيشان توجه عمومي را به نابودي تالابهاي مهم كشور از جمله بختگان، اروميه، انزلي، ميانكاله و اميركلايه جلب كرده و ثابت كنند كه وبلاگ تنها وبلاگ نيست و ميتواند جاي خالي بعضي بخشهاي رسانهاي را هم پر كند.
یعقوب رفت ... اما اگر من و تو بخواهیم می تواند همواره باشد ...می تواند برگردد و می تواند همچنان وبلاگش تر و تازه بماند ... نفرین بر حاکمانی که حکم مرگ را برای بشر جایز دانستند و به اجرا درآوردند ...

نگراني از تخريب محيط زيست در جهاني كه هر چه از عمر آن ميگذرد بيشتر و بيشتر به اين تخريبها دامن ميزند، براي دوستداران طبيعت به دغدغهاي جدي تبديل شده است. با اين حال بشر در تداوم علايقي كه آن را تحت عنوان يك نام كلي توسعه ميخواند هر چه بيشتر و بيشتر به اين تخريب دامن ميزند. انتشار گزارشهاي متعدد از سوي مراكز تحقيقاتي و نهادهاي بينالمللي نشاندهنده تداوم تخريبها است؛ تخريبهايي كه در نتيجه ادامه آنها جهان به روزي خواهد رسيد كه چيزي به نام حيات وحش و طبيعت براي انسان آينده تداعي معنا نخواهد كرد. اين در حالي است كه بنا بر ارزيابي كارشناسان سازمان ملل، بشر براي مهار تخريب جو زمين تنها 13 سال فرصت دارد.
فرصتي اندك كه در صورت تداوم بيتوجهيها به زودي و سريعتر از آنچه تصور ميكنيم به پايان خواهد رسيد. گزارشهاي به دست آمده نشان ميدهد كه تا پايان سده ميلادي كره زمين گرمايش بيسابقهاي را تجربه خواهد كرد و ميزان متوسط حرارت آن 4/6 درجه سانتيگراد افزايش خواهد يافت. اين يكي از ارزيابيهايي است كه در چهارمين گزارش <شوراي جو زمين>، وابسته به سازمان ملل مطرح شده است. بر اساس اين تحقيقات كه چندي پيش در رسانهها انعكاس يافت، يازده سال از دوازده سال گذشته گرمترين سالها از 1850 به اين سو بودهاند. از سال 1850براي اولين بار بشر شروع به ثبت و ضبط ارقام مربوط به تغييرات جوي و ميزان گرماي هوا كرده است. گزارش اول شوراي جو سازمان ملل ميگويد كه بنا بر ارزيابي روندها و دادههاي موجود و با اتكا به يافتههاي حاصل از شبيهسازيهاي كامپيوتري، زمين تا آخر قرن جاري در بهترين حالت 1/ 1 تا 9/ 2 و در بدترين حالت تا 4 / 2 و يا حتي 4 / 6 درجه گرمتر خواهد شد. در چنين شرايطي و در صورت تداوم بيتوجهيها، افزايش اين روند دور از ذهن نخواهد بود. در اين وضعيت، گفتههاي كارشناسان مبني بر اينكه اگر بشر از توليد گازهاي گلخانهاي نكاهد در دهههاي آتي با حوادث طبيعي بيشتري دست به گريبان خواهد بود، چندان بيراه نيست.
كارشناسان سازمان ملل در مجموع، افزايش گرماي زمين به ميزان 8/1 تا 4 درجه تا پايان قرن حاضر را بسيار محتمل ميدانند. به گفته صاحبنظران 4 درجه افزايش گرماي زمين به معناي آن خواهد بود كه بسياري از مناطق اينك سرسبز اروپا نيز به صحرا بدل خواهد شد.
با تمام اين هشدارها روزي نيست كه خبري از تخريب بخشي از محيط زيست در نقطهاي از دنيا به گوش نرسد. اين وضعيت در كشورهايي كه اشتياق به توسعه و پيشرفت هر چه سريعتر با روشهاي مبالغهآميزي دنبال ميشود گستردهتر است. جهان با تداوم اين وضعيت به كجا خواهد رفت؟ نگاهي به گزارشهاي سازمان ملل نشان ميدهد كه سطح آب درياها و اقيانوسهاي عمده جهان از 1961 تا 2003 سالانه بهطور متوسط 8/ 1 ميليمتر افزايش يافته است. اين افزايش البته در فاصله 1993 تا 2003 سالانه 1/3 ميليمتر بوده است. اين بدان معناست كه جو زمين در دهه گذشته تغييرات شديدتر و شتابناكتري را به خود ديده ا ست. بنا به گفته كارشناسان سازمان ملل افزايش ارتفاع سطح درياها در صد سال آينده بر18 تا 28 و در بدترين حالت بر 59 سانتيمتر بالغ خواهد شد كه علت آن عمدتا ذوبشدن يخ مناطق قطبي خواهد بود. به زير آب رفتن بخشهاي ديگري از كره زمين و در عين حال از آب تهيشدن بخشهاي ديگري از آن، پيامد چنين روندي خواهد بود. ارزيابيها و برآوردهاي تحقيقاتي اين كارشناسان از تغييرات فزاينده جوي اين است كه حوادث زيانبار اقليمي مانند خشكسالي، بارشهاي شديد و سيلساز، بروز امواج كم يا بيسابقه گرما و سرعتگرفتن چرخههاي جوي در مناطق حاره در دهههاي آينده، زندگي بشر و طبيعت را بيش از گذشته تحت تاثير قرار خواهد داد.
خطر گازهاي گلخانهاي
وقتي از تخريب محيط زيست سخن به ميان ميآيد عدهاي تنها به دنبال مشاهده تغييراتي هستند كه در نتيجه دستاندازي بشر بر چهره طبيعت و حيات وحش ايجاد شده است. تخريب جنگلها، خشك شدن رودخانهها، از بين بردن حيات وحش جانوري و موضوعاتي از اين دست به خاطر قابل مشاهده بودن دغدغه بسياري از علاقهمندان به محيط زيست را تشكيل ميدهد. همه اين نگرانيها درست و معقول است. انسان با هجوم بيرحمانه به طبيعت بسياري از اين مظاهر زيباي اكوسيستم را از بين برده يا در آستانه تخريب قرار داده است. نگاهي به چهره طبيعتي كه در اطراف زندگي همه قرار دارد كمابيش اين نكته را ثابت ميكند و نيازي به نشان دادن مصاديق آن نيست. با اين حال جدا از همه اين اتفاقاتي كه بشر با دست خود به وجود آورده يك اتفاق نگرانكننده ديگر نيز در سطح محيط زيست جهاني رخ داده كه ادامه آن به شكل خطرناكتري زندگي همه بشر را تهديد خواهد كرد. اين معضل گسترش انتشار گازهاي گلخانهاي در سراسر جهان است. به گفته كارشناسان تداوم و تشديد پخش و نشر گازهاي گلخانهاي در هوا مهمترين عامل تغييرات جوي خطرناكي است كه در گزارشهاي سازمان ملل نيز به آنها اشاره شده است. علت اصلي90 درصد افزايش اينگونه گازها، مانند دي اكسيد كربن و متان و ... انسان است. استفاده از سوختهاي فسيلي براي توليدات صنعتي يا حمل و نقل و توليد برق و گرما، افزايش بيسابقه شمار ساكنان زمين و فقر كه به تخريب محيط زيست كمك كردهاند و نيز رواج بيسابقه دامداري صنعتي از ديگر عوامل تراكم و تشديد گازهاي گلخانهاي در جو بودهاند. صاحبنظران در بررسي اين وضعيت اصطلاح گلخانهاي را از آن رو به گازهاي يادشده اطلاق كردهاند كه كاركردي مانند ديواره شيشهاي گلخانهها دارند، به اين معنا كه اجازه ورود گرماي خورشيد به جو زمين را ميدهند، اما مانع تبادل حرارتي اين جو با فضاهاي بيرون از آن ميشوند. به اين ترتيب چرخه تبادل حرارتي جو با فضاي بيرونش مختل ميشود كه پيامد آن گرم شدن اقليم زمين است.
بنا به پيمان معروف كيوتو كه اوايل دهه جاري شماري از كشورهاي جهان در مورد آن به توافق رسيدند ميزان پخش گازهاي گلخانهاي تا سال 2012 بايد در قياس با سال 1990، بهطور متوسط 8/5 درصد كاهش يابد، اما آمار و ارقام نشان ميدهد كه اين هدف حتي اگر به نتيجه هم برسد باز هم از سير روزافزون تغييرات جوي به مراتب عقبتر است. به گفته كارشناسان نقش كشورهاي صنعتي در انتشار گازهاي گلخانهاي به مراتب بيشتر از ساير كشورها است. اين وضعيت به جايي رسيده است كه بنا به گفته كارشناسان سازمان ملل بشر تنها تا سال 2020 وقت دارد كه روند تخريب جو را معكوس كند و مانع بروز فجايع محيط زيستي گسترده و بيسابقه در دهههاي آينده شود. با اين همه، اينكه بعد از اتمام مهلت پيمان كيوتو كدام مقررات و معيارها راهنماي كشورهاي جهان در بهبود جو زمين خواهد بود هنوز هم مشخص نيست. اجلاس جهاني كه سال گذشته براي تعيين اهداف حفاظت از جو در سالهاي پس از 2012 برگزار شد بدون حصول توافق پايان يافت . آيا بشر حاضر نيست در اين زمينه به فكر راه چارهاي باشد؟
در حال حاضر آخرين اخبار از جلسات سران گروه 8 نشان ميدهد كه آنها از كاهش 50 درصدي انتشار گازهاي گلخانهاي تا سال 2050 حمايت كردهاند. اين تصميم 8 كشور قدرتمند صنعتي جهان است كه در نشست گروه 8 (جي 8) شركت كردهاند. اين كشورها شامل آمريكا، ژاپن، روسيه، آلمان، فرانسه، انگليس، كانادا و ايتاليا هستند . آنها همچنين از ساير اقتصادهاي بزرگ جهان خواستند تا در تلاش براي مقابله با پديده خطرناك گرم شدن تدريجي زمين شركت كنند. ياسو فوكودا، نخست وزير ژاپن در اين باره گفت: <كشورهاي گروه 8 )8(G- تاييد كردند كاهش 50 درصدي انتشار گازهاي گلخانهاي تا سال 2050 بايد يك هدف جهاني باشد.> با اين حال بيانيه گروه 8 بيشتر به انتشار گازهاي گلخانهاي در جهان اشاره داشت تا به توليد اين گازها در داخل اين 8 كشور صنعتي. آمريكا نيز از اين توافقنامه استقبال كرد و اعلام داشت به همكاري تمامي اقتصادهاي بزرگ جهان مانند چين وهند براي كاهش ميزان گازهاي گلخانهاي نياز است.
<تيم فلانري> استاد دانشگاه در استراليا در گفتوگو با شبكه تلويزيوني الجزيره انگليسي روندجاري جهاني براي محيط زيست را بسيار نگران كننده توصيف ميكند.
وي با بيان اين مطلب كه اگر بتوان با طرح مسائل جديدي در نشست سران گروه 8 جبهه جديدي را بهوجود آورد ميتوان بر روند فعاليت كشورهاي در حال توسعه و نوع پرداختن آنها به معضل گرم شدن كره زمين تاثير گذاشت، ميگويد: <ما فرصت زيادي براي اقدام كردن نداريم. روندي كه در چند سال اخير شاهد آن بودهايم سرعت پيدا كردن شماري از نگرانكنندهترين تحولات در عرصه محيط زيست است. ذوب شدن يخهاي كره زمين و افزايش دماي كره زمين از جمله آثار مشهود اين تغييرات آب و هوايي است كه مشكلات زيادي را براي جهانيان بهوجود آورده است. اين وضع لزوم اقدام فوري در اين عرصه را برجستهتر ميكند.>
اين كارشناس استراليايي افزود: <ترديدي نيست كه مشكلات كنوني جهان در اين زمينه نتيجه اقدامات كشورهاي توسعهيافته است. درعين حال بايد توجه داشت كه نميتوان بدون همكاري و مشاركت كشورهايي كه به سرعت در حال رشد هستند اين مشكلات را حل و فصل كرد. بايد تلاش شود رويكرد كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي توسعهيافته در قبال همديگر تغيير كند. چين و هند ميتوانند نقش مهمي در اين ميان ايفا كنند. نبايد مشكلات را تقسيم كرد بلكه بايد با همكاري يكديگر به مقابله با آن پرداخت.>
حفاظت از محيط زيست در كشور ما نيز وضعيت خوبي ندارد. اگر اخبار چند سال گذشته را مرور كنيم با اين واقعيت تلخ بهتر آشنا ميشويم. بسياري از اكوسيستمهاي طبيعي در معرض دست اندازي بشر قرار گرفته و تالاب و جنگلهاي متعدد در معرض تخريب قرار گرفتهاند. آلودگي هوا در تهران بيداد ميكند و قلمروهاي طبيعي ديگري چون خزر نيز چندان خوشايند نيست. در اين ميان تكليف ما با موضوع مهمي چون گازهاي گلخانهاي چندان معلوم نيست. ادامه اين روند چيزي جز ضرر براي آيندگان اين سرزمين نخواهد داشت. برنامهريزان توسعه در كشور در تلاقي دو مفهوم توسعه و حفاظت از محيط زيست بيشتر جانب توسعه را گرفته و نسبت به حفاظت از طبيعت آنگونه كه بايد و شايد توجه نشان ندادهاند. بايد هشدارها را نسبت به اين وضعيت جدي گرفت.