تبليغاتX
همنهاد
گزيده وبلاگهاي مورد علاقه و البته بيشتر زيست محيطي

پيشكش به سرباز عزيز زمين

خودش را اينگونه معرفي كرده است:
من يك سربازم
سرباز وظيفه‌ي زمين!
و سوگند خورده‌ام تا از زمين حفاظت كنم
از زمين، مادر حيات
با سلاح فكر
و بدون خونريزي
پس
به نام خدا (فرمانده بزرگ)
زمين (مادر)
و حيات
مي‌جنگم با آلودگي
تخريب
جنگ
و هر آنچه حيات را به خطر اندازد
با استفاده از سلاح فكر
و بدون خونريزي ....
« سبز پيروز است »

و هرچند كه در مانيفست ساده، اما دلنشين وبلاگش به روشني توضيح داده كه از «خونريزي» گريزان بوده و با «جنگ» مي‌جنگد؛ اما آنقدر شجاعت دارد كه اعلام كند: يه موقع‌هايي تو يه جاهايي و واسه يه كسايي اونقدر ممكنه دلش به درد اومده باشه كه منطقش رو در پاي احساسش قربوني كنه و ناديده بگيره و اصلاً كيست كه آنقدر سنگدل باشد كه دلش از مرگ دلخراش ناصر پيروي عزيز به درد نيايد و با همسر و فرزندان بي‌گناهش غمخواري نكند؟

نشريه زمين، كاري كارستان از حميد ميرزاده

دارم از حميد ميرزاده عزيز صحبت مي‌كنم كه خيلي وقته بدون هيچ ادعايي براي محيط زيست ايران مي‌نويسه، نشريه زمين راه مي‌اندازه، از فلسفه‌بازي‌هاي عبدل حال مي‌كنه و البته پريشان‌فكرهايي هم دارد كه اتفاقاً آنها را هم براي ما مي‌گويد ... او حتي در زمانه‌اي كه همه ژست حمايت از تاريخ و پاسارگاد و كوروش مي‌گيرند و از اين مد تبعيت مي‌كنند، آنقدر جسارت دارد كه بگويد: نمي‌خواهم به تاريخ افتخار كنم!
هر چند من حرفش را - در همه موارد - قبول ندارم، همان گونه كه با حكم مرگ براي جلوگيري از مرگ هم ميانه‌اي ندارم! با اين وجود نمي‌توانم براي حميد و وجدان بيدار و توان پيگيرش در موشكافي اخبار محيط زيست ايران احترام قايل نباشم و يادداشت‌هاي گاه و بي گاهش را در روزنامه اعتماد و برخي خبرگزاري‌ها پيگيري نكنم.

ما محيط زيستي‌ها بزرگترين تهديد براي محيط زيست هستيم!

حميد از آن ايرانياني است كه ايران به آنها بسيار نياز دارد. يك ايراني آگاه كه هرگز از دانستن و اقرار به اشتباه كردن هراسي ندارد و هيچگاه آنقدر مغرور نمي‌شود كه ديگراني را كه با عقيده‌اش به مخالفت برمي‌خيزند، تكفير كرده يا به تمسخر گيرد. براي همين است كه يك روز هم مي‌نويسد:

ما محیط زیستی ها بزرگترین تهدید برای محیط زیست هستیم!

پس به كلبه - كمي تا قسمتي - نارنجي‌رنگ سرباز زمين سر بزنيد و از او قدرداني كنيد و دست مريزادي جانانه نثارش سازيد كه بي شك استحقاقش را دارد. حتي اگر در مسابقه همنهاد هم برنده نمي‌شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آبان1387ساعت 10:13  توسط فرداد دولتشاهي  | 

حميد ميرزاده يا همان سرباز زمين خودمان!

سرانجام پرده‌ها به كنار افتاد و آشكار شد كه آن پرسش كليدي از خانم دكتر فاطمه جوادي چه بوده است كه ايشان را به ياد عرقيات شيراز، نگاه توحيدي، داروهاي گياهي، بحران هويت، نظام آفرينش، ادبيات خلقت، دشمن خارجي، كنوانسيون تحميلي و البته آموزشگاه‌هاي زبان انگليسي انداخت!
تو رو خدا، يكبار ديگر پاسخ شخص اول محيط زيست مملكت را به اين پرسش دكتر ناصر كرمي عزيز بخوانيد كه از معاون رييس جمهور پرسيده‌اند:

«سرعت فرونشست آب‌هاي زيرزميني در ايران چقدر است؟»

من كه فكر نكنم اگر آن كليدواژه‌هايي كه ذكرش رفت را به ابر رايانه فوق مدرن ناسا هم بدهند، بتواند با تلفيق آنها پاسخي در باره سرعت فرونشست آبهاي زيرزميني در ايران ارايه دهد! شما چي فكر مي‌كنيد؟ آيا مي‌توانيد به من كمك كرده و بگوييد خانم جوادي از كدام قرص‌هاي لطيف و توهم‌زايي در هنگام پاسخ به ناصر كرمي  و اسد افلاكي استفاده كرده؟! اصلاً شايد آن دوست جفتك‌انداز ما كه استادانه به همه ثابت كرد تا وقتي جنگلبان در اين مملكت شهيد مي‌شود، گرمايش زمين سيري چند؟! بتواند نوع قرص‌هاي اين بنده خدا را فاش سازد!

نتيجه‌گيري اخلاقي:
حالا ببين روزگار ما و اميدمان به اصلاح وضعيت محيط زيست با وجود چنين گيلاس‌هايي در رأس آن و چنان سينه‌چاكان لطيف و جفتك‌اندازي در ته آن!!

و اما جايزه‌اي كه قولش را داده بودم!
نه! با كسب اجازه از حميد عزيز، يكي دو روزي صبر كرده و آخرين ورجه‌ورجه‌هاي دوست لطيف‌مان را نظاره مي‌كنيم و بعد از آن كه از خنده روده‌بر شدم و شديم! ادامه ماجرا را پي خواهيم گرفت.
هر چه باشد نمي‌توان از اين سوژه كمدي دراماتيك گرين بلاگ‌ مهدي اشراقي عزيز به سادگي گذشت. خدا رو شكر كه دوباره درخواست استعفايش را پس گرفت و مهدي جان به او اجازه ورود داد تا دمي از خودمون حال دروكنيم! آخه تا ما مي‌خواستيم با هاش حال كنيم، يه دفعه موجش مي‌زد بالا و تمام لينكها و وبلاگش را پاك مي‌كرد! اما اينبار ديگه نمي‌تونه!
پس فعلاً يا علي!
بريم صفا كنيم ... بدو بيا ...

پيام ويژه به صفورا:
نوشته‌اي:
«یک آدم‌هایی خوششان می‌آید یک چیزهایی را با هم قاطی کنند تا بشود غذا، یک عده‌ی دیگر هم خوششان می‌آید یک چیزهایی را که با هم قاطی شده است، بخورند ...»
خواستم بگويم: دست مريزاد ... كلي روزگارمان را ارغواني كردي ... ايمان آوردم كه رنگين كمان سهم تو خواهد بود ...

+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 13:40  توسط فرداد دولتشاهي  | 

فاطمه واعظ جوادي

      لطفاً به پاسخي كه سركار خانم، دكتر فاطمه واعظ جوادي، رياست محترم سازمان حفاظت محيط زيست كشور به پرسش ساده يك خبرنگار داده‌اند، دقت كنيد و بگوييد: حدس مي‌زنيد سؤال اين خبرنگار چه بوده است، كه اين مقام والاي محيط زيست كشور، اين شكلي پاسخش را داده‌اند؟!

     فاطمه جوادي مي‌فرمايند:

     «اينها حاصل كار يك‌روزه نيست. اين موارد حاصل بسياري از مسائل طي سال‌هاست. طي سال‌ها دستكاري بشر. ما چون نگاه توحيدي‌مان را عوض كرديم، كارمان به اينجا رسيده. ما كار خدا را يعني آن نظام آفرينش و ادبيات خلقت را چون كنار گذاشتيم، كارمان به اينجا رسيده. بعد مي‌آيد مي‌شود يك كنوانسيون، بعد آن خارجي به ما مي‌گويد اين كار را بكنيد. اين‌ راكه ما خودمان از اول مي‌دانستيم. شما تصور بفرماييد حتي فرهنگ تغذيه ما تغيير كرده. قديمي‌هاي ما تابستان يك غذايي داشتند، زمستان غذايي ديگر. براي بيماري‌هايشان يك‌سري داروهاي گياهي داشتند. الان ما عرقيات شيراز را حقيقتاً چقدر مي‌شناسيم؟ من بارها به وزير آموزش و پرورش گفتم: آخر آن‌قدر كه بچه‌هاي ما توي آموزشگاه‌هاي زبان، خيلي چيزها را مي‌شناسند، عرقيات شيراز و اثرات آنها را نمي‌شناسند

    خُب حالا هر كس اولين پاسخ صحيح را داد، يك جايزه پيش من دارد. زود باشيد كه مي‌خواهم يك نتيجه‌ لطيف از اين شيرين‌كاري فاطمه خانوم بگيرم!

واقعاً هم خنده داره!!

 اخطار!

    لطفاً نامردي نكرده (خانم‌ها هم مردانگي نكرده!) و از موتورهاي جستجوگر براي يافتن متن مصاحبه استفاده نكنيد! و صرفاً از هوش ذاتي خود براي يافتن پرسش خبرنگار بهره بگيريد. مسلم است كه متقلبين راهي ندارند جز آنكه به زباله‌داني آكسفورد فرستاده شوند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 23:15  توسط فرداد دولتشاهي  | 

هر نوع تشابه كاملاً اتفاقي است!

هر نوع تشابه كاملاً اتفاقي است و من هر نوع توطئه اي را تكذيب مي كنم

+ نوشته شده در  جمعه 10 آبان1387ساعت 9:41  توسط فرداد دولتشاهي  | 

احمدعلي محسن‌زاده در نشست رسانه‌اي همايش حقوق محيط زيست - عكس: نسيم اعتمادي

     مي‌دونم، شايد فكر مي‌كنيد دارم شوخي مي‌كنم. راستش من هم وقتي اول اين خبر را در خبرگزاري فارس خوندم، همين احساس بهم دست داد! اما خبر واقعي است و مي‌توانيد خودتان قضاوت كنيد:
    ابتدا آقاي دكتر پرويز داوودي – كه اتفاقاً ايشان داراي يك مدرك دكتراي اصل و غير سرقتي هستند – معاون اول رييس جمهور ايران اعلام كردند كه نه‌تنها برنامه‌هاي حفاظت از محيط زيست و كنترل جمعيت، توطئه‌هايي بر عليه جهان اسلام است، بلكه اصلاً اين برنامه چهارم توسعه را نيز كه زيست‌محيطي‌ترين برنامه‌هاي كشور تاكنون بوده، بايد خمير كرده و نابود ساخت. قبل از آن هم كه دكتر عوضعلي كردان – كه البته مدرك ايشان هم اصلاً و ابداً جعلي نيست – افاضات فرمودند كه اصولاً نهضت‌هاي محيط زيستي را بايد در رده‌ي تحركات مشكوك و دشمن‌شادكن قرار داد.
    خُب با اين حساب، وقتي كه مي‌شنويم آقاي احمدعلي محسن‌زاده، معاون حقوقي و پارلماني سازمان حفاظت محيط زيست، صراحتاً فتوا مي‌دهند كه: «تخريب محيط زيست در دنيا اقدام تروريستي محسوب مي‌شود

آيا گربه‌ها هم مي‌توانند مخرب محيط زيست يا همان تروريست باشند؟!


    آيا اين جمله را نبايد در تضاد آشكار با منويات معاون اول رييس جمهور و وزير محترم و بسيار محبوب كشور ارزيابي كرد؟!
    شما بگوييد تكليف من چيست؟! بالاخره مقابله با تخريب محيط زيست، دسيسه‌اي امپرياليستي و مشكوك است و يا تخريب محيط زيست اقدامي تروريستي؟! همنهاد (فرداد دولتشاهي!) بايد به جنگ كداميك برود؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 12:44  توسط فرداد دولتشاهي  | 

پرويز داوودي را بگيريد!چه قيافه‌اي!!

    فكر كنم همه آن لطيفه‌ي مشهور را شنيده‌اند كه مربي فوتبال يكي از تيم‌هاي وطني كه قرار بوده در برابر تيم مارادونا بازي كند، آنقدر با گل به خودي زدن‌هاي «قاسم» روبرو مي‌شه كه آن فرمان معروف را صادر مي‌كنه و خطاب به شاگردانش در زمين و به شيوه‌اي پروين گون! مي‌گه: مارادونا را ول كنيد! اون مرتيكه .... قاسم را بگيريد!!
   حالا حكايت سخنان معاون اول رييس جمهور ما، آقاي دكتر پرويز داوودي هم شده همون حكايت مارادونا و قاسم! في‌الواقع آنقدر اين اواخر و آن اواسط و اون اوايل! گاف داده كه به نظر مي‌رسه، بايد در راهبرد استراتژيك خودمون تغيير ايجاد كرده  و به جاي مراقبت از محمود جوني، در انديشه‌ي مهار پرويزخان داوودي باشيم!
    اون از سخنان سال گذشته‌اش كه سياست‌هاي كنترل جمعيت و حفظ محيط زيست را، سياست‌هايي امپرياليستي خوانده و آنها را توطئه‌هاي غرب بر عليه جهان اسلام معرفي كرد و اين هم از سخنان اخيرش كه صراحتاً گفت: اگر دست مقام رهبري بود، برنامه پنج‌ساله چهارم را خمير مي‌كرد! در واقع، پرويز داوودي در شرايطي اين ادعاي بي‌سابقه را مطرح كرده است كه خود بايد ضامن اجراي آن برنامه و مدافعش باشد؛ اما حالا در نقش قاسم ظاهر شده و به برنامه‌اي مي‌تازد كه براي اولين‌بار، بخش مهمي از آن به مسايل محيط زيستي و حفظ آب و خاك سرزمين و نيز كنترل نرخ زاد و ولد در حجمي بي‌نظير و وزني درخور اشاره كرده است.
   دوستان عزيز! پس آيا موافقيد كه به جاي توجه به جناب احمدي‌نژاد كه گويا كسالت‌شان نيز عود كرده است، بر روي معاون اولش زوم كنيم؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 9:8  توسط فرداد دولتشاهي  | 

احمدي‌نژاد: نه جون شما ديگه نمي‌شه! بايد قدري هم از محيط زيست دفاع كنم!!

    انگار آش سدسازي چنان شور شده و گند كار آنقدر دراومده كه رييس‌جمهور مدافع سدسازي را هم ناچار از انتقاد كرده است. فقط كاش اين ادعا، يك ژست صرف نباشد و دستور بازنگري در فعاليت‌هاي سدسازي كشور جدي باشد.
    آدم ياد جان مك كين خودمان مي‌افتد كه در همين مناظره سومش با باراك حسين اوباما، وقتي كه سمبه را پرزور ديد، گفت: آقاي اوباما، من جرج بوش نيستم، من با سياست‌هاي كاخ سفيد در مورد دست‌كم گرفتن خطر گرمايش زمين و تغيير اقليم مخالفم!
    مي‌بينيد؟ انگار در اينجا هم طرفداري از محيط زيست، مانند آمريكا مي‌تواند راي‌آور باشد! نظر شما چيست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 8:50  توسط فرداد دولتشاهي  | 

پاسخ نيچر به ابتكار در 23 اكتبر 2008


    خانم ابتكار، ما شما را دوست داريم و برايتان احترام قائليم. به خصوص وقتي مي‌بينيم كه جانشين هم‌جنستان چه بلايي بر سر محيط زيست وطن مي‌آورد. به همين دليل است كه دل‌مان مي‌شكند، وقتي مي‌بينيم شما هم بر مدار توجيه حركت كرده و دست و دل‌تان براي يك عذرخواهي رسمي مي‌لرزد.

نگذاريد شفافيت و صداقت شما محو شود ...

     از سرنوشت كردان عبرت بگيريد و پاسخ منتقدان‌تان را از روي صداقت بدهيد و اگر لازم است، از همه دوستداران‌تان عذرخواهي كنيد تا درسي باشد براي هر سياستمدار ايراني تا بداند: مردم ما سياستمداري را كه به اشتباهش اقرار كرده و عذرخواهي مي‌كند، به مراتب بيشتر از آن مديران كبك پيشه‌اي دوست دارد، كه فكر مي‌كنند، همه چيز با رضايت مقام ولي فقيه حل مي‌شود و مردم فراموش خواهند كرد.

معصومه ابتكار در روزهاي اشغال سفارت آمريكا در تهران! انگار آن روزها صادق‌تر بوديد!!

    خانم ابتكار، شما كه دوست نداريد ابدالدهر و به هر قيمتي رييس باقي بمانيد؟!

 آن کس که بداند و بداند که بداند

باید برود غاز به کنجی بچراند

آن کس که بداند و نداند که بداند

بهتر برود خویش به گوری بتپاند

آن کس که نداند و بداند که نداند

با پــارتی و پــول ، خر خویش براند

آن کس که نداند و نداند که نداند

بر پست ریاست ، ابدالدهر بماند!


    براي آگاهي بيشتر از تازه‌ترين تحولات در باره‌ي موج سرقت‌هاي علمي به اينجا مراجعه كنيد.

   پسانوشت

   این هم آخرین پاسخ عوضعلی کردان به منتقدینش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 21:31  توسط فرداد دولتشاهي  |