تبليغاتX
همنهاد


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در سه شنبه 20 فروردین1387 ساعت 9:26 | لینک ثابت


يك تبريك ديگر به مژگان جمشيدي آن هم در آستانه نوروز 1387


     در حالي كه فرزند برومند ايران، در آستانه‌ي نوروز با برگزاری همزمان سه مسابقه بهترین وبلاگ -  بهترین پست و بهترین وبلاگ اول - گرد و خاكي پرهيبت در وبلاگستان سبز به راه انداخته، به نحوي كه موجش تا انگلستان هم رصد شده است! برو بچه‌هاي مجله اينترنتي هفت‌سنگ نيز، بي‌سر و صدا مطابق رسم اين چندساله اقدام به انتخاب و معرفي برترين‌هاي رسانه‌اي سال كرده‌اند. خوشبختانه، نام وبلاگ «ديده‌بان محيط زيست ايران» در بين يكي از هفت كانديداي برتري است كه به انتخاب هيأت داوران اين رسانه، در بخش «وبلاگ سال» استحقاق قرارگرفتن در بين برترين‌ها را يافته است.


     ضمن تبريك به خانم جمشيدي و پيش‌كش اين عيدي ارزشمند در آستانه نوروز 1387 به ايشان، از همه‌ي گرين‌بلاگي‌هاي عزيز خواهش مي‌كنم تا به هفت سنگ سري زده و به «وبلاگ ديده‌بان محيط زيست ايران» رأي دهند تا مانند سال گذشته، دست‌كم نام يك وبلاگ سبز در بين، وبلاگ‌هاي برتر فارسي‌زبان قرار داشته باشد.

يك چهارشنبه‌سوري توپ با نوروزي بي‌مانند برايتان آرزو دارم.
ياعلي.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در سه شنبه 28 اسفند1386 ساعت 19:55 | لینک ثابت |


لطفاً از واتيكان بياموزيد و به خرگوش‌دره رحم كنيد!

 


     واتيكان، طي بيانيه‌اي تاريخي، آلوده‌ساختن محيط زيست را در شمار «گناهان جديد» معرفي كرده و از پيروان ارتودكس خويش خواسته است تا از ارتكاب چنين گناه نابخشودني پرهيز كنند. واتيكان، حتي به اين هم بسنده نكرده و براي مصرف انرژي نوراني و بخشي از گرمايش خويش، با نصب سلول‌هاي فتوولتائيك، تصميم گرفته تا انرژي خورشيدي را مورد بهره‌برداري قرار دهد و بدين‌ترتيب در كاهش روند گرم‌شدن زمين، به سهم خود بتواند مؤثر بوده و ديگران را تشويق سازد.
    عملكرد واتيكان را مقايسه كنيد با حوزه علميه قم و يا اغلب مكان‌هاي مذهبي كشور و يا حتي مسجد جمكران تادريابيد به نام دين و خدا چه اصرافي در هدررفت انرژي را در كشور شاهديم.
   از اين بدتر اينكه، برخي از خودمان، به جاي حمايت از حركت‌هاي سبز و محكوم ‌ساختن فعاليت‌هاي دولتي طبيعت برباد ده و درخت‌كشنده، با مته به خشخاش زدن، يادمان مي‌اندازند كه از خرگوش دره مهم‌تر هم هست و «هياهو براي هيچ» چرا راه انداخته‌ايد؟!
   بله، از خرگوش‌دره مهم‌تر هم هست، ولي خرگوش‌دره در كنار پايتخت ايران و در معرض ديد مردم و مسئولين است و بايد براي يكبار هم كه شده، دولتمردان طبيعت‌ستيز ما دريابند كه ديگر نمي‌توانند مانند گذشته به قلع و قمع درختان و سبزينه، آن هم به بهانه توسعه بپردازند. دوستان عزيز، چرا گفته دكتر يخكشي را از ياد برده‌ايد كه مي‌گفت: مردم هامبورك حتي براي توسعه فرودگاه شهرشان و كاهش خطرات فني پيش آمده، اجازه قطع يك درخت را ندادند و شبانه روز، بيش از 10 سال است كه با تشكيل زنجيره انساني از آن محافظت مي‌كنند و آنگاه ما به راحتي نه‌تنها براي قطع شبانه 7 هزار درخت 30 ساله مجوز شرعي و علمي صادر كرده، بلكه آن اندك مخالفين اقدام شهرداري تهران را هم به تمسخر مي‌گيريم! چرا؟!
    پس ديگر چه جاي گله وقتي، وزير سبز ما مي‌شود: ريس وزارتخانه‌اي كه عامل بيشترين تخريب و نابودي محيط زيست و تالاب‌ها در 10 سال گذشته بوده است و به راحتي قتل عام 8 هزار درخت 500 ساله در بالادست سد سيوند را هم انكار مي‌كند!

    - در همين باره به كامنت خانم زهره امين در پست پيشين نيز توجه كنيد كه شهرداري محترم تهران، چگونه مجوز قطع درختان كهنسال و شاداب پاركي دوهزارمتري را در خيابان ظفر تهران صادر كرده تا به جاي آن پاركينگ خودرو براي اورژانس تدارك ببينند! باور كنيد اگر چنين كاري در يك كشور نسبتاً توسعه يافته هم اتفاق مي‌افتاد، نه‌تنها شهردار كه تمام مسئولين شهري آن منطقه هم بايد استعفا مي‌دادند. يعني در اين شهر دراندشت كه سرانه فضاي سبزش كمتر از يك سوم استاندارد جهاني است، هيچ زمين برهنه‌اي پيدا نشد جز همين پارك دو هزارمتري كه مناسب ساخت پاركينگ باشد؟!
    واي برما ...

اعتراض به شهرداری در مورد جاده سازی در خرگوش دره


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در سه شنبه 21 اسفند1386 ساعت 13:10 | لینک ثابت |


شرط موفقيت طرح‌هاي زيست‌محيطي چيست؟


سالهاست كه سازمان متولي محيط زيست كشور به بهانه حفاظت از برخي زيستگاه‌هاي كشور، نام مناطق چهارگانه را بر آنها نهاده و كوشيده تا به ضرب و زور اسلحه و مجازات و دادگاه، آن اندك گياهان و جانوران و چشم‌اندازهاي زيباي وطن را در اين لكه‌هاي ناب طبيعت ايران حفظ كند. امّا و امّا چيزي كه عملاً حفظ نشده همان زيستمندان نگون بخت مناطق به اصطلاح حفاظت شده بوده، وگرنه از كنار اين مقررات حفاظتي، كلي نمد براي آن مديراني كه بايد دوخته شده و مي‌شود.
خلاصه اينكه به نظر نمي‌رسد طرح زيست‌محيطي بتوانند در اين كشور به موفقيت دست‌يابند، مگر آنكه راهكاري عملي و علمي براي جلب مشاركت واقعي مردم تبيين نشود. چرا كه موضوع جلب مشاركت مردمي در محيط زيست، يكي از مؤلفه‌هاي تأثير‌گذار و حياتي در تضمينِ موفقيت يا عدم كاميابي طرح‌هاي زيست‌محيطي است. از همين رو، راهكارهاي جلب مشاركت، امروزه در كانون توجه قرار گرفته و اهميت واقعي خويش را يافته است. ايجاد روحيه‌ي مشاركت و انگيزه در تمام طرف‌هاي ذينفع، داراي اهميت قطعي است. بنابراين نبايد از خاطر برد كه در هر طرح مديريت زيست‌محيطي، ضمن توجه به تحقق تمام و كمال آرمان‌هاي حفاظتي، بايد پاسخگوي نيازهاي ساكنين منطقه‌ي مورد مطالعه هم بود، نه صرفاً پاسخگوي چيزي كه تصور مي‌شود براي مردم بهترين بوده و سودمند (ظاهري) است!
در اين راه، بسيج امكانات براي ايجاد مشاركت، امري ضروري بوده، ولي لازمه‌ي مديريت مؤثر و فعال آن است كه با مردم در زمينه‌ي مشخصات و خصوصيات راهكارهاي ارايه شده در طرح‌ها مذاكره كرده و به توافق كامل رسيد.
در بحث مشاركت‌هاي مردمي، بايد نقش طرف‌هاي ذينفع و درگير به‌وضوح مشخص باشد. در اين راستا، تبديل نقش مديريت ذخيره‌گاه‌هاي تحت حفاظت كشور از تنها حافظ، ذينفع و حامي منطقه به تنظيم‌كننده و تضمين‌كننده‌ي سودمندي منطقه براي استفاده‌ي چندجانبه‌ي ساكنين محلي، بازديد‌كنندگان و اهداف حفاظتي دولت، اهميت محوري دارد. چنين است كه براي دستيابي به موفقيت، بايد گروه‌هاي ذينفع، سازمان‌هاي غيردولتي و بخش خصوصي، اهميت و ارتقاء يافته و اقتدار و استقلال بيشتري پيدا كنند.
در اين ميان، مشاركت مالي بهره‌برداران از چنين طرح‌هايي يك ضرورت محسوب مي‌‌شود. اين موضوع بدان معناست كه فوايد قابل لمس براي استفاده‌كنندگان (نظير دامداران، زارعين، باغداران، صيادان و شكارچيان مجاز و …) بايد با مشاركت آنها تناسب داشته باشد. كليه‌ي طرح‌ها، نه‌تنها بايد با لحاظِ نظرات مردم تهيه و ارايه شده باشند، بلكه پرداخت و مشاركت مالي آنها نيز، مي‌بايست براساس انتخاب و اظهار تمايل خودشان باشد. بنابراين، طرح‌هاي ارايه شده بايد بسته به نياز و سطح پرداخت مردم، قابل ارتقاء باشد. به‌طور مثال، در طرح‌هاي تفرجگاهي، مي‌بايست نيازها و تمايلات مردم مورد توجه قرار گيرد؛ چراكه تنها در اين صورت است كه مردم تمايل به سرمايه‌گذاري و مشاركت خواهند داشت. خلاصه اينكه طرح‌ها بايد نشأت‌گرفته از تقاضا باشند، نه مصرف مورد تصور و تشخيص ذهني طراحان.
از آنجا كه پايداري و دوام در ارايه‌ي هرگونه خدماتي، نيازمند توانايي استفاده‌كنندگان در برخورد با مسايل جديد ناشي از آن خواهد بود، بايد ظرفيت حل مسايل را با آموزش و ايجاد مهارت افزايش داد. داشتن اطلاعات صحيح و مجهزبودن به ابزار ارتباطي مناسب براي كسب تجارب و ارتقاء دانش، از مقدمات كار است.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در پنجشنبه 25 بهمن1386 ساعت 21:30 | لینک ثابت |


مژگان جمشيدي با كارگزاران آمد!

     بعد از همشهري، شرق، اعتماد، اعتماد ملّي، آينده نو، هم‌ميهن و ... اينك مژگان جمشيدي همكاري جدي خود را با صفحه دانش روزنامه كارگزاران آغاز كرده و در شماره امروز كارگزاران، گزارشي تأمل‌برانگيز از وضعيت اسفبار تالاب شورابيل اردبيل تهيه كرده و منتشر ساخته است. تالابي كه به دليل اعمال سياست‌هاي غلط دولتمردان پيشين (محمود احمدي‌نژاد در مقام استاندار) و فعلي استان، چنين سرنوشت شومي پيدا كرده و به دليل يخ زدگي (ناشي از كاهش محسوس غلظت نمك آن)، پرندگان آبزي و كنار آبزي و ديگر حيات وحش منطقه را در آستانه يك فاجعه زيست محيطي گسترده قرار داده است.‌
     جالب آنكه اتفاقاً تنها استاني كه جناب احمدي‌نژاد با پاسخ منفي مردمش در انتخابات رياست جمهوري مواجه شد، همين استان اردبيل بود!
      گزارش مژگان جمشيدي را با عنوان: «تراژدي مرگبار يخ بستن درياچه شورابيل» را مي‌توانيد در صفحه 10 روزنامه امروز (11 دي ماه 86) كارگزاران بخوانيد.
      براي مژگان جمشيدي عزيز، در آستانه‌ي اوّلين سالگرد تولد وبلاگ ارزشمندش، بهترين آرزوها را دارم.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در سه شنبه 11 دی1386 ساعت 14:13 | لینک ثابت |


چه فرق می کند! در کنار یک اعدامی یا یک شکار عکس گرفتن؟!

    اولین عکس: فاتحان تهران را نشان می دهد در سال ۱۳۲۷ هجری قمری به هنگام به دار کشیدن فردی به نام ميرهاشم دوره چي - یعنی در اوج قدرت مشروطه طلبان! ببینید با چه افتخار و غروری به دوربین خیره شده اند!

دومین عکس نیز دو نفر از متمدنین اروپایی را نشان می دهد که در کنار لاشه شکار به دوربین لبخند می زنند!

آیا شما پیشرفتی را در بشر ملاحظه می کنید؟!


ادامه مطلب

نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 1:10 | لینک ثابت |


آيا «او» در همين نزديكي است؟!

     به دعوت دختر سرخ دوست و سبزانديش وبلاگستان و فرزند ايران، من هم به اين - به قول مانداناموج مكزيكي پيوستم و مي‌خواهم از رويدادي بنويسم كه هيچگاه فراموش نخواهم كرد.
     بهمن ماه سال 1384 بود، براي انجام يك كار اسنادي مجبور بودم به اتفاق عمه زهرا به بيارجمند بروم. همه چيز به خوبي پيش مي‌رفت و حدود ساعت 5 بعدازظهر، هنگام بازگشت در نزديكي‌هاي ميامي بوديم كه ناگهان پرايد سفيد رنگ عمه زهرا تلو تلويي خورد و خاموش شد! بله، گويا آمپر بنزين اتومبيل درست كار نمي‌كرد و ما وقتي متوجه شديم كه كار از كار گذشته بود و حالا در يك غروب دلگير وسط هفته، آن هم در آن جاده‌ي برهوتي بايد منتظر خودرويي عبوري مي‌‌ايستاديم ... اما مگر خودرويي مي‌آمد! و تازه آن چندتايي هم كه آمدند، ترجيح مي‌دادند در آن سرما و تيرگي شب، خودشان را به نديدن بزنند و بروند ... ديگه كم كم نااميد شده و از شدت سوز سرما به داخل اتومبيل برگشتيم و داشتيم خود را براي گذراندن يك شب مصيبت‌وار آماده مي‌كرديم كه ناگهان، نور درخشان خودرويي كه به آرامي در پشت ما نگه داشته بود، به خودمان آورد!
    راننده‌ي پاترول كه مرد ميان‌سالي بود، با ته لهجه‌ي يزدي گفت: شلنگ داري؟! من كه هاج و واج مونده بودم، تا اومدم بگم تو از كجا فهميدي كه ما بنزين تموم كرديم،  ديدم خودش به سرعت مشغول خالي كردن بنزين ماشينش شده است! خلاصه اينكه ماجرا به خير و خوشي تموم شد و هنگام خداحافظي، عمه زهرا رو كرد به من و گفت: فرداد! حداقل پول بنزين را به آقا بده. اما اون مرد جمله‌اي گفت كه جفتمون، خشكمون زد!
گفت: مگه شما از من پول گرفتيد كه من از شما پول بگيرم؟!!
گفتم: ببخشيد، شما ما رو مي‌شناسيد؟!
گفت: نه! ولي ماشينتونو مي‌شناسم! يادته چهار سال پيش نزديكي‌هاي طبس چه اتفاقي افتاد؟!
يادم افتاده بود ... يك تصادف شده بود و يك پژو 405 در 35 كيلومتري طبس چپ كرده بود ... راننده كه زخمي شده بود، فقط مي‌گفت: همسرم! همسرم! همسرش را كه بيهوش شده بود، به اتفاق حسين (پسرعمه‌ام) از درون خودرو بيرون آورديم ... گويا يك لحظه راننده خوابش مي‌برد و حادثه آفريده مي‌شود ... خلاصه هر دو نفر را به بيمارستان مركزي شهر رسانديم و جريان را به پليس راه اطلاع داديم تا خودرو وي را بكسل كنند.
اون مرد گفت: اگه تو و حسين، اون شب به داد من نمي‌رسيديد، هيچوقت نمي‌تونستم سحر عزيزم را ببينم! اما سحر، فروردين كه بياد، چهارسالش تموم مي‌شه!
    هيچي نداشتم كه بگم ... هزاران پرايد سفيد رنگ تو جاده‌ها در حال تردد هستند، او چه جوري فهميد كه ما هستيم؟! تازه! اصلاً عمه زهرا كه اون موقع پرايد نداشت!! او يك پيكان قرمز رنگ داشت!
اومدم به مرد بگم: ولي ما كه پرايد نداشتيم؟ ديدم دستي تكان داد و به سرعت از ما دور شد و رفت ...
عمه زهرا مي‌گفت: شايد پس از اون اتفاق، پدر سحر به خودش قول داده كه هر در راه‌مانده‌اي را كمك كنه!
     و اصلاً نمي‌دونسته كه ما آشنا هستيم!
    امّا من هنوز گيج بودم و درست نمي‌تونستم بفهمم كه موضوع چيه ... تا اينكه داستان اسكناس 200 توماني را خوندم و دوباره ياد «او» افتادم ...
    راستش خدا خدا مي‌كردم كه بالاخره يه نفر از من هم دعوت كنه تا بتونم قصه‌مو بنويسم ... واسه همين يه دنيا از فرزند ايران عزيز ممنونم.
    دوست دارم مژگان جمشيدي، استاد ناصر كرمي، استاد وحيد نوروزي، سيدعباس سيد محمدي، حاج رضا، آرايه، زيتون، مسيح علي نژاد، احسانه، اریک، كوروش ضيابري، ويولت، هوای خنک استغنا و مخمل‌بانوي عزيز هم در اين بازي شريك شوند و از «او» بنويسند. اميدوارم كه دعوتم را بپذيرند و رويم را زمين ننهند.
    تا اينجا بگم كه از قصه «ملوچ» بانو مينو صابري (آونگ خاطره‌هاي ما) بسيار لذت برده‌ام و از «او» يي كه ماندانا تصوير كرد، كلي انرژي گرفتم. هر چند اغلب روايت‌ها جالب بود، از جمله داستان دوست آمريكايي عمو اروند و صعود در دور روزگاران. استاد معطري عزيز: شيفته‌ي اين جمله‌ي داستان شما هستم: «از بس که کم می‌دانستیم، خیلی خطر می‌کردیم

    آنها که تا امروز از "او" یاد کرده اند:

   - ضامن آهو – عليرضا نظريان

   - لای این شب بوها – سيامك معطري

   - سپاه صلح در الوند! – محمد افراسيابي

   - Maluch / دعای ملوچّ - مينو صابري

   - یک بازی - اودراین نزدیکی است - سيامك معطري

   - درویش‌ها می‌روند در گناباد بمیرند - حسين نوروزي

   - و سرداران جهان مجازی محمد درویش مهربانم - محمد آقازاده

   - از حضرت او برای یک عزیز - قصه سه اسكناس پانصد توماني! - حميدرضا بي‌تقصير

   - گر نگهدار من آنست كه من مي دانم - جواد رمضاني

   - من، تو، او، بازی!

   - عمليات والفجر ۸ - فرزند ايران

   -  درباره او

   - آيا «او» در همين نزديكي است؟!

   - بلاگ نيوز

   - فرشته توانگر

   - نگارک ها

   -  از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )

   - خدا می آید

   -  پسرم بار دگر مي پرسد : تو چرا مي جنگي؟!

   -  آخ كه من عاشق دوچرخه بودم!

   - من "او" را دوست دارم

   - مهم اين است كه روزهاي‌مان را نفروشيم! - باباي فردا

   - پشتم به اوست... - سارا باقری

   - وظیفه اون اسکناس فقط یاد آوری او به یک آدم نبود!

   - امروز بهار است و من نمي‌توانم آن را ببينم!

   -  خدا بايد قرمز باشد و صورتي! - چهار ستاره مانده به صبح

   -  وقتي "او" هست چه كم داريم؟

   - او - کتاب - عشق! مخمل بانوی ایران 

   - گاهی باید به او اعتماد کرد و طناب را برید!

   - او اینجاست!

   - خیال می کنید احمقم؟ اشکال نداره ... - گرگ خاکستری

   -  از آغاز كننده اين جريان سپاس‌گذاريم - ليلا رستگار-شهريار رحماني

   - مردی که با خدا راه می رود!

   -  آرام باش و بدان كه من خدا هستم ...


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در سه شنبه 6 آذر1386 ساعت 0:2 | لینک ثابت |


ماجراهاي يك روز تعطيل در كنار جعبه جادو با خانم جوادي و صفاريان و ...

خانم جوادي! شمارش معكوس شروع شده است

 

      در همين باره:

      - فاطمه جوادی : رعایت شئونات اسلامی شرط ما برای برگزاری سیرک در پردیسان است !- وبلاگ درخت بدون سايه

      - پرونده داغ موضوع در بالاترین
     - وقتی که رییس سازمان محیط زیست از زجر کشیدن حیوانات می خندد و شاد می شود. – ديده‌بان عزيز محيط زيست ايران

     -  نقدی بر مصاحبه رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در روز جمعه 25 آبان 86

     - سیرک : سرگرمی شما=شکنجه آنها

     - راه‌اندازی سیرك در قلمرو سبز سازمان محیط زیست طنز تلخی را رقم زد!

     - «طنز تلخ» با حضور مسؤولاني از سازمان حفاظت محيط زيست اجرا شد....

     - بیانیه اعتراض آمیز انجمن حمایت از حیوانات اصفهان در خصوص برگزاری سیرک در اکوپارک طبیعت پردیسان

     - به بهانه راه اندازی سیرک حیوانات توسط سازمان محیط زیست در پارک پردیسان

     - سازمان محیط زیست سیرک راه انداخت!

     - ببینید ! این است سند جنایت سازمان محیط زیست !

     - راه‌اندازي سيرك در قلمرو سبز سازمان محيط زيست طنز تلخي را رقم زد! 

     - سازمان حفاظت از محيط زيست ایران يا سازمان بازاريابی سيرک ایتالیایی؟   - ماندانا

     - خانم جوادی در سيرک! 

     - بیا و مرگ ما را تماشا کن

     - حالا ديگه وقت رفتنه! سيرك هم كه هست ... بيكار نمي‌مانيد!

     - سرکار خانم جوادی متوجه جایگاه خود هستید؟

     - کمپین اعتراضی به استفاده از حیوانات در سیرک ایتالیایی Darix Togni در ایرلند. 

     - حاجیه خانم محموده احمدی نژاد؛ رئیس سازمان محیط زیست!  

     - سازمان محیط زیست مردود شد - استاد سیامک معطری

     - سیرک حیوانات درقلب سازمان محیط زیست = حماقت + بی سوادی 

     - کشف بزرگ خانم جوادی: مارها حیوانات مفیدی هستند!

     - من یک فیل هستم!

     - جبهه آزادیبخش حیوانات

     - سیرک در پردیسان

     - خانم جوادي! خجالت هم خوب چيزي است ...

     - سيرك پرديسان و اخلاق زيست‌محيطي! - محمد درویش

     - جناب آقای ضرغامی، لطفا باغ وحش ها را به خانم جوادی تحويل دهيد! - علیرضا آیینه چیان

     - هر دم از اين باغ بری ميرسد..... تازه تر از تازه تری ميرسد!

     - خانم جوادي ٬ كاش كمي تامل مي كرديد !!!!!!   

     - وقتی خانم جوادی جای یانگوم را می گیرد! - استاد صدرالدین علیپور

     - دسته گل جدید تنها حامی رسمی حیات وحش!

     -  با رييس سازمان بدون شرح.....!  

     - شعور مردم بازیچه نیست!

     - رابطه سيرك پرديسان با كنسرت جواد يساري در حسينيه ارشاد!

     - دیدن کدام برای شما لذت بخش‌تر است؟

     - حفاظت از محیط زیست یا حفاظت از محیط سیرک

     - بیا و مرگ ما را تماشا کن...

     - فیلی که به بهشت رفت

     - پارک پردیسان

     - کشف یک رابطه مشکوک بین جواد یساری و فاطمه جوادی!

     - آیا مجوز این سیرک هم در دولتهای قبلی اعطا شد؟

     - دلقكي كه به اشتباه رئيس شد!

    - تاملی بر فجایع زیست محیطی و عوامل آن

    - اندر حكايت معجزه سازمان محيط زيست در دولت نهم  

    -  اين روزها همه از خانم جوادي مي‌گويند! شما چطور؟ - نوشته ای جسورانه از مهندس فرهاد خاکساریان

     - آزار حیوانات در سیرک

     - سیرک سازمان محیط زیست و آزار و اذیت حیوانان ( به همراه تصویر)

     - نوشته‌ای به بهانه رخ دادن یک بلاهت آشکار!! - صفورا زواران حسینی

     - روز جهانی توالت!

     - کجا کسی به یک عمر عذاب یک ساعت میخنده؟

     - انتقاد معصومه ابتکار از برپایی سیرک در جوار سازمان محیط زیست

     - ابتکار تحسین برانگیز! - نوشته ای طنز آمیز از استاد حمیدرضا عباسی 

     - بازداشت حیوانات

     -  رویکرد خانم ابتکار در مورد برگزاری سیرک در پاک پردیسان...

     - دلقكي كه به اشتباه رئيس شد!

     - بيچاره ها فيلشان هم مرد!   

     - مرگ فيل سيرک ايتاليايی ها در پارک پرديسان

     - حیوانات تفریح نیستند!

     - تجمع اعتراض آمیز حامیان حیوانات مقابل سازمان حفاظت محیط زیست !

    - فراخوان دوستداران حيوانات و محيط زيست براي اعتراض به عملكرد سازمان!

    - خانم جوادی لطفا شئونات اسلامی را معنی کنید؟   

    -  اعتراض به برگزاری سیرک در پارک پردیسان

    - مشاور عاقل   

    -  به حقارت انسان بخند نه مظلومیت حیوان..!

    - قوانین سازمان محیط نیست تدوین شد!

    -  یه جوالدروز به دوستان زیست محیطی

    - حیوانات تفریح نیستند

    - آخر الزمان محیط زیست ایران

    - تبليغ سيرك ايتاليايي با نام خليل عقاب در رسانه ملي حالا به بچه‌ها چه بايد جواب داد؟!

    - واکنش انجمن حمایت از حیوانات به برگزاری سیرک پردیسان

    - قسم حضرت عباس یا دم خروس!

    - سیرک

    - حمایت یا ...


ادامه مطلب

نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در جمعه 25 آبان1386 ساعت 19:9 | لینک ثابت |


نيك‌ آهنگ جان! تا حالا كجا بودي؟

وقتي كه نيك آهنگ كوثر حجت را تمام مي كند!


به اين جملات دقت كنيد:
- تندروی بیش از حد برای اثبات یک ایده گاه تبدیل به گسترش تنفر می‌شود.
- اشکال کار اینجاست که می‌اندیشیم آنقدر موجواتی کامل و بی‌نقص هستیم که می‌توانیم در مورد هر چیزی قضاوت کنیم و بدون شک و تردید، رقیب را متهم به چیزی کنیم که نیست.
- اگر هدف ما گسترش اندیشه باشد، اگر بخواهیم گفتگو کنیم، با رفتار خودمان داریم در گفتگو را می‌بندیم.
- وقتی خود را به در فضای منفی غرق می کنیم، نمی‌توانیم درک کنیم که مسوولیت ما به عنوان نویسنده یا صاحب فکر و قلم و کیبرد چیست. منفی بودن خیلی راحت است. منفی ماندن راحت‌تر. ولی خروج از منجلاب به این راحتی‌ها میسر نیست.
- فرض کنیم بنا به هزار و یک دلیل از فردی بدمان بیاید. بخواهیم از او انتقام بگیریم. عقده‌ای باشیم و ... هر چقدر به او ضربه بزنیم، از وجود خودمان کاسته‌ایم.
- بدتر از همه افتادن به دام تشویق‌کننده‌هایی است که فقط دعوای گلادیاتوری سیرشان می کند. یعنی باید چند آدم عاقل و بالغ به جان هم بیافتند تا این جماعت راضی شوند. متأسفانه موجودی می‌شویم در حد و اندازه همان طالبان دعوا. موجودی که شاید زمانی از آن می‌هراسیدیم.
- می‌توانیم از هم انتقاد کنیم، و باید ایده‌های همدیگر را بیازماییم، ولی آیا ایجاد تنفر به ما سودی می‌رساند؟
- باز هم می گویم: از زمانی که تندروی می کردم، راضی نیستم و خطاهای زیادی مرتکب شدم. همان دیدگاه را اگر با زبانی مناسب‌تر بیان می‌کردم، اینقدر احساس پشیمانی نمی کردم.
- برای دفاع از یک محتوای معقول، بدترین کار، انتخاب فرمی نامعقول و منفی است.


     حرف ديگري نمانده ... اين جملات را كسي گفته كه خودش تا مرز باتلاق زردنويسي رفته و برگشته ... حرفش را بايد بشنويم.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت 22:24 | لینک ثابت |


از مخدوم بيشتر انتظار داشتيم!

دكتر جوادي


ساعتي پيش، شبكه خبر جمهوري اسلامي، مثلاً مناظره‌اي را بين دكتر مخدوم و دكتر فاطمه جوادي، رييس سازمان حفاظت محيط زيست ترتيب داد كه از چند جهت باعث تأسف شد و البته از يك جهت هم نه!
اول، تأسفات:
1- مجري برنامه كاملاً اوت بود و سواد و اطلاعاتش از محيط زيست همان قدر بود كه احتمالاً مادربزرگ مش حسن! يعني واقعاً در آن سازمان عريض و طويل و با آن بودجه‌هاي ميلياردي كه براي برنامه آشپزي ده ها كارشناس خبره دارد، هيچ مجري متخصص‌تري را نمي‌توانستند سراغ گيرند تا اينگونه مضحكه‌ي خانم جوادي نشود؟!
2- با همه احترامي كه براي دكتر مخدوم قائلم، به نظر مي‌رسيد ايشان هيچ برنامه و خط فكري مشخصي براي اين مناظره نداشت. غم ناك تر آنكه در ماجراي سد سيوند، اطلاعاتش بسيار ناقص و روزنامه‌اي بود، چنان كه وقتي جوادي گفت: سد سيوند عامل خشكي طشك و بختگان نيست! چرا كه هنوز آبگيري نشده است!! او حتا به ياد رييس سازمان هم نياورد كه علاوه بر سد سيوند، دو سد ملاصدرا و درودزن نيز رژيم رودخانه كر و سيوند را به مخاطره انداخته‌اند.
3- در ماجراي انتقاد از معاون محيط طبيعي سازمان هم بسيار ناشيانه عمل كرد. آيا از يك استاد دانشگاه انتظار نمي رفت كه به جاي نام بردن از اشخاص به نقد عملكرد سازمان در محيط طبيعي بپردازد؟!
4- خانم جوادي هم يك تك مضراب دارد و آن هم اين است كه من وارث عملكردهاي اشتباه پيشينيان هستم و لابد بايد آن عملكردها را هم ادامه دهم!! دكتر مخدوم هم پي در پي مي‌گفت: بله تقصير شما نيست!
دوم، مثبتات (چي شد!):
- اينكه يك موضوع زيست محيطي مي‌تواند آنقدر اهميت پيدا كند كه 45 دقيقه از پخش زنده رسانه ملي را به خود اختصاص دهد، خودش جاي خوشبختي و اميد دارد.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در سه شنبه 22 آبان1386 ساعت 22:24 | لینک ثابت |


اثرات حيرت‌انگيز گرمايش زمين بر آدم‌زميني‌ها!

گناه جرج بوش و همفكران او در تشديد گرمايش جهاني غير قابل بخشش است.


هر روز كه مي‌گذرد، دانشمندان با ابعاد جديدتر، خطرناك‌تر و پيچيده‌تري از عقوبت‌هاي پديده‌ي مرگ‌بار گرمايش زمين آشنا مي‌شوند؛ شواهدي كه عظمت خطري را كه به راحتي از كنارش عبور مي‌كنيم، بيشتر نمايان مي‌سازد. آنقدر كه بايد از كنار ناپديد شدن 125 درياچه در قطب شمال در طول دو سه دهه‌ي گذشته ناشي از گرمايش صرفنظر كرد! هرچند متأسفانه بسياري از سياستمداران ما هنوز در خواب خرگوشي به سر برده و مانند قورباغه معروف فيلم ال گور عمل مي‌كنند!
به هر حال در همين مورد، لايو ساينس اخيراً گزارشي را عرضه داشته كه بخش‌هايي از آن در روزنامه همشهري نيز انعكاس يافته است. گزارش عجيب لايو ساينس با طرح اين پرسش آغاز مي‌شود: «آيا در اين چند سال اخير حس نمي‌كنيد كه عطسه‌ها و آبريزش چشمان‌تان كه هر سال بهار به سراغ‌تان مي‌آمد، شديدتر شده است؟ اگر جوابتان به اين پرسش مثبت است، بدانيد كه گرمايش جهاني مي‌تواند دليلي براي اين شدت بيماري شما باشد.»
لايو ساينس اين هشدار را نيز به علاقه‌مندان آثار تاريخي داده است كه گرمايش جهاني مي‌تواند براي سازه‌هاي باستاني خطري بزرگتر از سدسازي باشد. به عنوان مثال، اخيراً سيلي ناشي از گرمايش جهاني باعث از بين رفتن معبدي 600 ساله در تايلند به نام سوكوتاي شده است. از سوي ديگر،  درست همان زماني كه يخ‌ها آب مي‌شوند و توفان‌هاي شديد دنيا را درمي‌نوردد، يك اثر ديگر هم از گرمايش جهاني در گوشه و كنار جهان ديده مي‌شود: آتش‌سوزي در جنگل‌ها. وقتي بهار زودرس فرا مي‌رسد و برف‌ها زودتر از هميشه آب مي‌شوند، مناطق جنگلي بيشتر از هميشه خشك مي‌مانند. همين امر باعث بالا رفتن درصد ريسك آتش‌سوزي در جنگل‌ها مي‌شود.
و سرانجام آنكه از اوايل قرن بيستم ميلادي بود كه انسان‌ها مجبور شدند براي ديدن موش خرماها، موش‌ها و سنجاب‌ها به مناطق مرتفع‌تر بروند. پژوهشگران دريافته‌اند كه بسياري از اين حيوانات به مناطق مرتفع‌تر نقل مكان كرده‌اند، يعني قبلا در مناطقي كم ارتفاع‌تر زندگي مي‌كردند. اين تغيير احتمالا نتيجه دگرگوني محيط طبيعي زندگي آنها به خاطر گرمايش جهاني بوده است.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 16:34 | لینک ثابت |


خوشحال باشيم ؛ نام آلوده‌ترين شهر ايران در بين 10 شهر آلوده جهان قرار ندارد!

     يك مؤسسه معتبر زيست‌محيطي به نام بلك اسميت در نيويورك، اخيراً نام 10 شهر آلوده جهان را ليست كرده است كه عبارتند از: چرنويل در اكراين، درزينيسكي در روسيه، هانيا در جمهوري دومينيكن، گابو در زامبيا، لائورويا در پرو، لين فن در چين، مايلوسو در قرقيزستان، نورليسكي در روسيه، راني پت در هند و رادياناپرتيستان نيز در روسيه. همان‌طور كه مي‌بينيد شش شهر موجود در اين فهرست سرخ! متعلق به روسيه و ديگر جمهوري‌هاي شوروي سابق هستند. واقعيتي كه نشان مي‌دهد در اطراف ما اوضاع چقدر بدتر از ماست! بخصوص اگر چين و هند را هم اضافه كنيم. به بياني ديگر، انگار زياد هم نبايد ناشكر باشيم، چرا كه از سياه هم سياه‌تر وجود دارد!
    اون از عراق و پاكستان و افغانستان كه با گلوله و بمب امنيت را از بين برده‌اند! اين هم از كشورهاي آن‌سوترش كه با فلزات سنگين و مواد شيميايي و آلودگي هسته‌اي و ... مرگ تدريجي را پيشكش مي‌كنند!
    خلاصه اينكه هشدار! داريم محاصره مي‌شيم؛ نگيد نگفتم ها ... فقط مونده تركيه (كه اون هم به مدد پ ك ك معلوم نيست چي بشه) و سواحل جنوب كشور (كه البته اونجا هم به دليل خودكشي دلفين‌ها و دست‌درازي آمريكايي‌ها و ... كاملاً مشكوك مي‌زنه). 


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در یکشنبه 13 آبان1386 ساعت 16:16 | لینک ثابت |


جايگاه ايران در بين 221 كشور جهان و چند اما و اگر ساده!

    نمي‌دانم از محتواي تازه‌ترين گزارش سازمان خواروبار ملل متحد (فائو) خبر داريد يا نه؟ اين سازمان در آخرين گزارش خود، وضعيت 221 كشور جهان را از نظر درآمد سرانه مورد بررسي و مقايسه قرار داده است (برگردان بخش‌هايي از اين گزارش مفصل را مي‌توانيد در صفحه 17 روزنامه اطلاعات، ش 24037 بخوانيد).
در اين گزارش چند نكته تأمل‌برانگيز است:
اول اينكه درآمد سرانه ايران در سال 2006 به 3396 دلار رسيده است (كم است يا زياد است؟!) كه در مقايسه با سال 1970 (327 دلار) ظاهراً افزايش فاحشي در آن به چشم مي‌خورد.
دوم آنكه مشخص شد كه درآمد سرانه ايران حدود 31 برابر درآمد سرانه فقيرترين مردم جهان (بروندي) است (اندك است يا فاحش است؟!). در حالي كه در سال 1970 اين نسبت فقط حدود 7 برابر بود.
بنابراين از اين گزارش معلوم مي‌شود كه وضعيت درآمد سرانه‌ي ايرانيان نسبت به فقيرترين مردم جهان در طول 36 سال گذشته بهتر شده است.
     امّا اين همه‌ي واقعيت نيست! بر طبق داده‌هاي آماري اين گزارش، كشور ايران، يعني مملكتي كه آن را بيست و يكمين قدرت اقتصادي جهان خطاب كرده و صاحب بزرگترين مخازن نفتي و گازي جهان است. حتا به اندازه ميانگين درآمد سرانه‌ي جهان (7326 دلار) هم درآمد سرانه ندارد! چرا؟! (در حقيقت در اين گزارش، ايران را در رديف كشورهايي چون آلباني، بوسني هرزگوين، مالديو، ناميبيا، پرو و فيجي قرار داده‌اند).
نكته نگران‌كننده ديگر آن است كه نسبت بين درآمد فقيرترين و ثروتمندترين مردم جهان (بروندي و ليختن‌اشتاين) از 115 برابر به 753 برابر رسيده است كه نشان مي‌دهد شكاف بين ضعيف و غني تا چه اندازه به مرزهاي بحراني نزديك‌تر شده است. شكافي كه مسلماً يكي از اولين قرباني‌هاي آن طبيعت بكر و ميراث‌هاي طبيعي در سرزمين‌هاي فقير خو

همنهاد

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

همنهاد مي كوشد تا حرف خويش را بيشتر از زبان آناني بگويد كه بهتر از او مي انديشند و مي نويسند ...

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
جوابیه خنده دار سازمان حفاظت محیط زیست: نمره ما 20 است، ديگران مقصرند!
کارشناسی ناپیوسته محیط زیست در آموزشکده!
ننگ بر مجلسی که به جای استیضاح، التماس کند!
بوي نم از اطراف آرامگاه کوروش به مشام مي‌رسد!
رحيم مشايی : ۱۰ سال آينده ۲۰ ميليون توريست خواهيم داشت !
هدف از دعوت گردهمایی وبلاگ نویسان محیط زیست
چرا محظور هستم از حضور در همایش وبلاگ نویسان
بحث زیست محیطی - سیاسی ؛ خاتمی - ابتکار ، احمدی نژاد - جوادی
لطيف مي‌رزمد، فرداد مي‌لرزد!
مرد هزار چهره_آخرین دفاع
هم اندیشی وبلاگ نویسان محیط زیست
خانم جوادی! تا شهر شلوغ است برو ...
در خطاب به ييلاق‌نشينان ايران
اسکار محیط زیست!
24 اسفند روز جهانی مبارزه با سد ها
زمین پاک را دلواپسی مردم کنید
ما محیط زیستی ها بزرگترین تهدید برای محیط زیست هستیم!
سفر به سرزمین بهرام گور
انتخاب بهترين وبلاگ زيست‌محيطي سال ۱۳۸۶
سناريويي كه هر سال تكرار مي شود
بزرگداشت منابع طبيعي ؛ از حرف تا عمل
گرمايش زمين يكي از مهم‌ترين عوامل بحران‌هاي جهاني است
خرید ماهی قرمز را تحریم کنیم!
برای آنکه دلتان تازه شود ...
سد ها برای خودنمایی
ادامه بزرگراه همت مهمتر است يا درختهاي خرگوش دره؟
کشتار وحشیانه گرگ در رامسر
آغاز به کار سایت اینترنتی انجمن حمایت از حیوانات اصفهان
منابع طبيعي ايران را نجات دهيد
نامه سرگشاده جمعي از تشكل‌هاي زيست‌محيطي به رييس سازمان حفاظت محيط‌زيست
گزارش تجمع در مقابل سازمان به اصطلاح حفاظت از محیط زیست
جامعه جنگلبانی ایران شركت در مراسم هفته منابع طبیعی را تحریم كرد
عربستان سعودي هم رفت دنبال انرژي خورشيدي! ما هنوز از حق هسته‌اي دفاع مي‌كنيم!!
همه چيز شايعه بود مژگان جان! كي مي گه درخت بريدند؟!
تصوير حسين رضازاده در حال تبليغ املاك رابينسون دبي!
من ندیدم باغبانی به این سنگ دلی !
در پاسخ به وحيد نوروزي!
عبدل اسمیت کیست؟
یک بی آبرویی دیگر برای شهرداری تهران !
از بلایی که بر منابع طبیعی می رود
تجمع اعتراض آمیز باز هم جلوی درب سازمان محیط زیست
من در گردهمایی مقابل سازمان محیط زیست شرکت نخواهم کرد!
خلیج فارس همیشه خلیج فارس خواهد ماند
تصور جهان بدون ابر!
پاسخی به آقای ناصر کرمی: کسی که حتی املای کلمات را هم نمی داند!
دستور دادستان كل براي بررسي پرونده جاده ابر
آلودگي هوا مدارس اهواز را تعطيل كرد
سبزترین‌های ایران معرفي شدند ... تبریک آقای فتاح!!!
غولي كه از چراغ درآمد!
آشوب آب و هوایی چین نشانه‌ای از رویدادهای آینده

تمام پیوندها

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آرشیو موضوعی
وبلاگ کودکان
وبلاگ زیست محیطی
وبلاگ سیاسی
فوتو بلاگ
وبلاگ ادبی
وبلاگ هنری
وبلاگ فنی
وبلاگ تاریخی
وبلاگ ژورنالیستی
متفرقه
خودم
وبلاگ فلسفی
خبر زیست محیطی


پیوندها
مانداناي سرخ دوست
وحيد نوروزي
صفورا زواران حسيني
استاد شهريار عيوض زاده
مسيح علي نژاد
ش . ر (ويولت عزيز)
مخمل بانوي عزيز ايران
وب سايت جديد حاج رضا
هدا رستمي
استاد ناصر كرمي
شهيد ناصر پيروي
بابای فردا
اروند
زندگی سالم
با زندگی برقصیم
سرزمین پارسیان
خراباتی
چای بخور غصه نخور
مردمان
نقطه سرخط
زيتون عزيز
خاكهاي ايران - محمد كريم زاده عقدا
با طبيعت
ارمغان
پندارهاي آرايه
كوروش ضيابري
پديسار
گوناگون از زيست شناسي
هاپوتي
پرواز با پروانه
مه سا اسلاميه
Cactiboy
رضا حسين زاده
محسن عباسپور
كشاورزي آينده در دست ماست
دانشجويان محيط زيست دانشگاه آزاد اهواز
كشاورز - حسين خواجه يوسفي
طبيعت
يك دورگه عجيب - اريك
فمينيست مسلمان - سميه
كوروش ضيابري - جوان ترين خبرنگار ايران
راديو سيتي - رها عزيز
چشم انداز - مهرپويان
گلپونه هاي وحشي
گويچه قرمز
فرياد رامسر
كشاورزان پيشرو
احسان غرقابي
ناهيد هنرور
هيچ چيز زيباتر از علم نيست - كاميار عزيز
چيچك آستارا
صنايع چوب - محمد تسوجي
علي رشوند
من و تو - نسيم
پرستو - فريدون
مريم خزائلي عزيز
ورود با كفشهاي سياه ممنوع - نيلوفر
وحيد شريفي - هر چي بخواي پيدا مي كني!
رضا عليزاده - يك كلمه
افشين
گلپونه هاي وحشي - صنم
آواز پر جبرئيل - نازنين
طرفه نگار
دستنوشته هاي يك كج و معوج 16 ساله
ايران نامه - آرمان
بهزاد بهادري
نگراني - محمدرضا
بهانه هايي براي بودن - نسرين
كاكتوس - ساناز
مهرداد رحيمي – ققنوس
آيريكان - سياوش
زريبار، بهشت گمشده
پروانه اسماعيل زاده
هواي خنك استغنا - مريم
صلح و دوستي - مرجان
زهرا جباري
قاب بي شيشه - سيد رسول معرك نژاد
پرنده آتش عزيز
روزنه - عليرضا خياطي
ليلوا - چشم انتظار
حيدر صادقي - جلفا
مسافر - الهام
دكتر سيامك معطري
مهردل - مصطفي ستاربان
نبض سبز حيات
نازخاتون
كوچه ي پشتي
موسسه كوهنوردي زرين تار دماوند
دیده بان میانکاله
به ياد من باش - ماني
مهدي موسوي - ترانه ي ما
دلداده
بچه ناف آباده
كشف - راه
مجله حمایت از گربه های بی سرپرست دنیا - مهشيد
تصاويري از بانه - اسمر
گهواره سبز
جووني
طبيعت ايران - شميم
بهنام همايوني - روايت
محيط زيست زمين - شيوا
تصاويري از طبيعت بانه
وبلاگ تخصصي اكولوژي
صدرالدين عليپور
خودماني
آدينه - مينا
انجمن پاسداران محيط طبيعي ايران
حلواي شيرين
ميانكاله - محسن
وبلاگ رسمي دانشجويان محيط زيست كرج
الهه موسوي - پيدا و پنهان
بازيافت
سيد عباس سيد محمدي
جورواجور
مرد خاكي
رضا شيرازي
درناي مهاجر
ابوطالب ندري
فرزند سبز ايران
الهه مهر
پيام شهابي
ميهن سبز
محيط بان ايران
نگارك ها
مهندسي محيط زيست - نگين
بیایید به مسیح ایمان بیاوریم
تاملات
عمانوئيل آسماني
نداي مسيح
گفتگوهايي پيرامون اسلام
محمدرضا موسوي زاهد
سايه
هميشه بهار
اميد ابدي
حلواي شيرين
غيرتمند
ايل دخت
رويداد
چند قدم نزديك تر به خدا - ياسمن
ايران من
استاد عزيزم شيطان
امير شعبانپور
عكسهاي خفن ايروني
مشرق زمين - غزل
شهروند امروز
حسين مومني
گفتگوهای عرفانی
در پي آفريدگار
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

نوار ابزار زیست محیطی برای Internet explorer !

جدیدترین مطالب وبلاگ های محیط زیست

گروه وبلاگنويسان محيط زيستي ايران

پيشنهادي براي رونق بيشتر به طرح وبلاگستان سبز سپهر سليمي

سپهر را دريابيد و وبلاگستان را سبزتر كنيد ...


     سپهر خان سليمي از ديار زيباي زنده رود، مانند هميشه پيشگامانه حركت كرده و طرحي نو درانداخته است. او مي‌خواهد حضور رنگ سبز و انديشه‌هاي سبز را در وبلاگستان فارسي افزايش دهد و توجه عمومي را به دغدغه‌هاي طرفداران محيط زيست بيشتر جلب نمايد. از همين رو، به كمك مهدي اشراقي عزيز و جمعي ديگر از دوستان درصدد برآمده تا فراخواني بزرگ به بهانه روز جهاني محيط زيست تدارك ديده و از همه‌ نويسندگان صاحب وبلاگ بخواهد كه به اين بهانه چند خطي را قلمي كنند. او البته ايده‌هاي زيباي ديگري هم دارد كه لابد تاكنون آنها را خوانده‌ايد.

وبلاگهاي سبز را انتخاب كنيد.

    پيشنهاد جديد من اين است كه با توجه به آغاز دومين سال انتخاب برترين وبلاگ‌هاي فارسي‌زبان، از سوي گروه پرشين بلاگ و با توجه به خاموشي و سكوت و بي‌تفاوتي دوستان ما در بلاگفا! بايد از اين فرصت استفاده كرده و همه‌ي دوستان بكوشند تا 5 وبلاگ برتر خود را به اين ليست وارد كنند تا در نهايت، دست كم يك يا دو وبلاگ محيط زيستي هم در بين وبلاگ‌هاي برتر كشور قرار گيرد. موضوعي كه با توجه به بازتاب‌هاي رسانه‌اي گسترده‌ي اين مسابقه، مي‌تواند در معرفي ديدگاه‌هاي زيست‌محيطي و اعتباربخشيدن به وبلاگ‌هاي سبز مؤثر باشد. سخنان مدير روابط عمومي پرشين‌بلاگ در دوم ارديبهشت ماه سال جاري، از اين منظر مي‌تواند بسيار حايز اهميت باشد.

سبزها را انتخاب كنيد - مي‌توانيد از 5 منتخب امسال هم استفاده كنيد

    بنابراين، خواهشم اين است كه دوستان در گام نخست بكوشند تا هر 5 انتخاب‌شان زيست‌محيطي باشد و در گام دوم، حداقل در مورد يك يا دو وبلاگ با اتفاق نظر بيشتر عمل كرده و نام آن وبلاگ‌ها را حتماً قيد فرمايند. به عنوان مثال، مي‌توان وبلاگ خوب سپهر سليمي، روشنك شهبازي، استاد سيامك معطري، مژگان جمشيدي، عباس محمدي، محمد درويش، سام خسروي‌فرد، گربه ایرانی، گرگ خاكستري و يا هر وبلاگ ديگري كه به توافق رسيديد را به صورت مشترك انتخاب و معرفي كنيد. مهم اين است كه حتماً شركت كنيد و تعداد وبلاگ‌هاي محيط زيستي را در بين منتخبين نهايي افزايش دهيد. چرا كه متاسفانه تاكنون در بين يكصد وبلاگ برتر نامي از وبلاگهاي زيست محيطي نيست!

يا علي 


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 ساعت 18:3 | لینک ثابت |


لطفاً به گيرنده‌هاي خود دست نزنيد! اشكال از گرين بلاگ است!!

     امروز مهدي اشراقي و خانه‌ي سبز مجازي‌اش رفته گل بچينه و به همين مناسبت از اين ابتكار دلپذير براي تعميرات سايت ارزشمندش بهره برده است.

آقا مهدي جايت خالي است ...

گرین بلاگ در دست بازسازی است.
لطفا ساعاتی دیگر مراجعه کنید.


     به هر حال، اميدوارم از پس هزينه‌هاي تعميرات برآيد، چرا كه به بركت سياست‌هاي فروزان و درخشان و آتشين احمدي‌نژاد عزيز و بقيه‌ي بروبچ مهرورز در دولت نهم، حسابي تورم خورده بهش.
     فارغ از شوخي، مي‌خواستم با اين يادآوري نمكين! به دكتر مهدي اشراقي عزيز يادآوري كنيم كه قدر تو و زحمات ارزشمندي را كه براي اعتلاي وبلاگستان سبز مي‌كشي، مي‌دانيم.
خدا قوت.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در شنبه 14 اردیبهشت1387 ساعت 10:29 | لینک ثابت |


چرا هم‌انديشي را به همايش بدل كرديم؟!


با تمام احترامي كه براي سيد محمد مجابي عزيز قايل هستم و بخصوص آنجا كه خود را پشت تريبون – اشتباهي – معرفي كرد!
بايد بگويم ...

 
و اما آخرين پاسخ به آقاي اشتباهي را اينجا بخوانيد


ادامه مطلب

نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 ساعت 10:59 | لینک ثابت |


تشكر از دلاورخان نجفي!


     به دنبال يادداشت پيشين و گلايه از عدم اشاره سازمان حفاظت محيط زيست به مناسبت بزرگي چون  روز زمين (2 ارديبهشت ماه) در وب سايت رسمي‌اش، اينك اين اطلاعيه در صفحه نخست وبسايت مي‌درخشد.
     گفتم: از معاون محيط طبيعي سازمان، دكتر دلاور نجفي تشكر كنم كه يه وقت فكر نكنه فقط ايراد مي‌گيريم و نقاط مثبت را ناديده مي‌انگاريم.
     در ضمن، يه خبر خوب ديگه هم دارم! نه، اشتباه كرديد؛ ربطي به آقاي اشتباهي نداره كه حسابي قاط زده و همين روزها راهي تيمارستاني در بندر پيتزبورگ خواهد شد (خودش مي‌دونه چرا؟!).

     اين خبر در باره ويژه‌نامه‌هاي سبزي است كه اغلب روزنامه‌هاي پرتيراژ كشور مي‌خواهند به مناسبت روز زمين منتشر كنند. در حقيقت، روز دوم ارديبهشت ماه 87 از نظر حجم مطالب زيست‌محيطي در رسانه‌هاي نوشتاري كشور، ركوردي زده خواهد شد ... پس از همين حالا منتظر دست‌پخت مژگان جمشيدي در كارگزاران و اعتماد ملّي، مونا قاسميان و الهه موسوي در اعتماد، ناصر كرمي و اسدالله افلاكي در همشهري، پوريا ناظمي در جام جم و بهنام همايوني در تهران امروز باشيد.


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در شنبه 31 فروردین1387 ساعت 11:43 | لینک ثابت |


چرا سايت سازمان حفاظت محيط زيست ايران سكوت كرده است؟!

    دوم ارديبهشت ماه، برابر با 22 آوريل مصادف است با يكي از مهمترين مناسبت‌ها و رويدادهاي محيط زيست در جهان، يعني «روز زمين پاك»، مناسبتي كه حتي در ايران هم ظاهراً مورد عنايت قرار گرفته و به پاس آن، هفته‌اي را به نام هفته «روز زمين پاك» نام نهاده‌اند. امّا با اين وجود، دريغ از نمايش يك لوگو يا لينك فعال در صفحه اول سايت رسمي سازمان محيط زيست كشور كه به اين موضوع بپردازد! راستي چرا مهمترين سازمان متولي محيط زيست كشور، آيين‌هاي پاسداشت از روز ملي زمين را فراموش كرده است؟! آن هم در حالي كه بسياري از مراكز دولتي و غير دولتي در ايران و جهان، از هم‌اكنون خود را آماده‌ي برگزاري اين مراسم مهم كرده‌اند؟!
     با مزه تر و شاید غم انگیزتر! آنکه كماكان، خبرهاي كهنه و سوخته‌اي چون: برگزاري همايش ملي محيط زيست،سيمان،بتن ،صنايع وابسته در تاريخ 7 الي 8 اسفند ماه 1386  و يا: به نمايش گذاردن آموزش پذيري حيوانات و انس انسان با حيوانات در سيركها در كنار آموزش زيست محيطي تماشاچيان - در صفحه نخست سايت سازمان خودنمايي مي‌كند!
     خانم فاطمه جوادي! آيا بهتر نيست به جاي شركت در اين مراسم و آن نشست مرتبط با انتخابات و دعاي عاشورا و ناسزا گفتن به پيشينيان كه ويرانه تحويل شما داده‌اند، هر از چندگاهي نيم‌نگاهي هم به سايت رسمي سازمان متبوعت بياندازي و از دلاورخان نجفي بخواهي كه اين ويترين مجازي و مهم سازمان را هر از چندگاهي آب و جارو كرده و دستي به سر و رويش بكشد! آيا اين بهتر از بد و بيراه گفتن به اساتيد و بزرگان محيط زيست كشور نيست؟!

 

اطلاعیه ... اطلاعیه

 كسي مي‌دونه چرا شير ... ببخشيد كرگدن بيشه وبلاگستان فارسي! كه حريف مي‌طلبيد، حالا مجبور شده كلاً از خير كامنتدوني وبلاگش صرفنظر كند؟! آهاي عبداللطيف عبادي كجا رفت آن همه ادعا؟ مگر تو حرف حق نمي‌زني؟ چرا مي‌ترسي از ابراز نظر مخالف؟! نكنه همون شير بودي؟ منتها از نوع پاكتي‌اش!! يا شايد هم اشتباهي فكر مي‌كردي كرگدن تشريف داري! فعلاً هم كه خودت را سرگرم كشف جديد و يافتن يك وبلاگ زرد ديگر كرده ای ... دوستان عزيز: نكته‌ي جديدتر اين دانشمند معظم را بخوانيد تا پاك نكرده ...


نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت 13:35 | لینک ثابت |


چرا حتي توماس شلينگ هم از گرم‌شدن زمين مي‌گويد؟

توماس شلينگ

     توماس شلینگ، يكي از نخبگان علم اقتصاد است كه به پاس خدمات بي‌سابقه‌ي نرم‌افزاري‌‌اش به غناي دانش جهاني، در سال 2005 به كسب عالي‌ترين مدال علمي تاريخ بشر (نوبل اقتصاد) نيز دست يافت. اين آمريكايي اقتصاددان كه از قضا رابطه‌ي خوبي هم با كشورهاي جنوب دارد، اواخر سال گذشته مهمان ايرانيان بود و در چند مركز علمي معتبر كشور، از جمله دانشگاه صنعتي شريف به تبيين نظريه‌ي مشهورش در باره‌ي گازهاي گلخانه‌اي پرداخت؛ نظريه‌اي كه كوشيده است برای حل مشکل انتشار شتاب‌آلود گازهای گلخانه‌ای در اتمسفر زمين، یک مدل ارايه دهد. مطابق اين مدل، تلاش براي كاهش انتشار گازهاي گلخانه‌اي، يك معامله اقتصادی است که هزینه آن به عهده کشورهای توسعه یافته و سهم بیشتر منافع آن برای کشورهای در حال توسعه است. اهمیت این مساله در این است که کشورهای در حال توسعه، بیشترین شمار از جمعیت کره زمین را در خود جای داده‌اند و به دلیل وابستگی معيشتي بالاي آنها به سرزمين، بیشترین آسیب را در اثر تغییرات جوی متحمل می‌شوند. از طرف دیگر زیرساخت‌های اقتصادی آنها چندان قوی نیست که بتوانند درمقابل این تحول مقاومت کنند.
    از آنجا كه شايد بسياري از دوستان به دليل مصادف شدن حضور شلينگ و بحث‌هاي مهمش در باره‌ي گرمايش زمين، در كوران امتحانات دانشگاهي بوده و نتوانستند، آن گونه كه بايد به بسط و تحليل افكارش در خانه‌هاي مجازي سبز رنگشان بپردازند، در اينجا به انتشار كامل برگردان نظريه‌ي مهمش مي‌پردازم كه توسط مونا مشهدي رجبي عزيز به فارسي برگردانده شده و البته اصل آن نيز در کتابخانه اقتصادی آن لاین امریکا قابل دسترسي است.
    منتها پيش از آن، توجه دوستان را به اين نكته جلب مي‌كنم كه اينك، ابعاد ويران‌گر فاجعه‌ي تغيير اقليم و گرمايش زمين به چنان آستانه‌اي رسيده كه نه‌تنها دانشمندان گروه دانش‌هاي مرتبط با علوم زمين (اقليم، زمين‌شناسي، اكولوژي، محيط زيست، گياه‌شناسي، خاك‌شناسي و ...) را درگير خود ساخته، بلكه پاي نخبگان علمي حوزه هاي ديگر علم، از اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اجتماع و ... را نيز به ميان كشيده است. واقعيتي كه نشان مي‌دهد، نفي اين پديده در شرايط كنوني تا چه اندازه ساده‌انگارانه مي‌نمايد.

چرا لطيف ، كامنت‌هاي ماندانا را پاك مي‌كند؟!
 

ادامه ...


ادامه مطلب

نوشته شده توسط فرداد دولتشاهي در چهارشنبه 21 فروردین1387 ساعت 20:33 | لینک ثابت |


پاسخ تند استاد ناصر كرمي به محبوبه حسين‌زاده و نگار سليماني و ...


     چندي پيش، به همت محبوبه حسين‌زاده و نگار سليماني و سحر طلوعی و الهه موسوی، چهار تن از فعالين كمپين يك ميليون امضاء براي احقاق حقوق زن در جمهوري اسلامي، فراخواني مطرح شد كه در آن از همه ايراني‌ها درخواست شده بود تا از گذاشتن ماهي‌هاي سرخ كوچولو در تنگ‌هاي بلورين هفت‌سين خودداري كنند و اجازه دهند تا اين جانداران بي‌آزار و بي‌گناه به حيات طبيعي خود ادامه داده و قرباني يك سنت غلط نشوند! بخصوص كه مريم خرسند، روزنامه‌نگار مشهور پايتخت و از دوستان نزديك مژگان جمشيدي نيز اعلام كرده بود: سالي ۶۰ميليون قطعه ماهي قرمز بين 15 اسفند تا 15 فروردين سر سفره هاي هفت سين مي‌ميرند.
    اينك، امّا ناصر كرمي، يكي از اساتيد جوان، امّا خوش‌قلم و صريح‌الهجه‌ي محيط زيست، در آخرين يادداشتش طرفداران نجات ماهي‌هاي سرخ را از تنگ بلورين سفره‌هاي هفت سين به چالش گرفته و با طرح اين پرسش كه سانتيمانتاليسم سبز را تا كجا مي‌خواهيد گسترش دهيد؟! تذكر داده كه اگر دلتان براي مرگ ماهي‌ها مي‌سوزد، چرا خود و خانواده عزيزتان، به راحتي سالي چند ده ماهي قزل‌آلا و سفيد و شوريده و ... را نوش جان مي‌كنيد و كك‌تان هم نمي‌گزد؟!
البته، استاد كرمي، در پايان يادداشت خود – احتمالاً با توجه به آگاهي از جنسيت مؤنث اكثر طرفداران نجات ماهي‌هاي سرخ – اعلام داشته: « نگارنده البته چنان انسان‌هاي رقيق‌القلبي را بسيار دوست دارد و مايل است در دلسوزي براي ماهي قرمز سفره هفت‌سين با آنها همراهي كند
    تا بلكه بدين‌ترتيب خود را با جنس لطيف – لطفاً با آن يكي لطيف اشتباه نشود – درگير نساخته و دنياي خويش را قرباني يك يادداشت وبلاگش نسازد! چرا كه هر چه باشد، به قول مژگان جمشيدي: ناصر كرمي يكي از زيرك‌ترين نويسندگان كنوني جرايد كشور است.

(در پرانتر): حرفهاي ناصر كرمي بدجوري به دلم نشست! لطفاً رحم كنيد ... دل است ديگر!

راستي! اين مطلب داريوش عزيز را هم بخوانيد. بسيار مفيد است.

 

لطفاْ بر روی سه لینک زیر هم کلیک کنید تا خیر از جوونی تون بیشتر ببینید

 

 وقتی که لطیف اشتباهی می شود! 

احمدی نژاد خطاب به لطیف: غصه نخور عزیزم! من هم اشتباهی بودم!!


من نه آدم كُشم نه آفتابه دزد!