
در سومين سال انتخاب برترين وبلاگهاي محيط زيستي، اين بار دوستان عزيزي چون مجتبي سميع نژاد، مهدي حسني، مريم شباني، آيدا سعادت، هنگامه شهيدي، اميد حبيبينيا و نيك آهنگ كوثر تصميم گرفته اند تا در غالب مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، اقدام به برگزاري و انتخاب برترين وبلاگ هاي فارسي در حوزه هاي گوناگون حقوق بشر، از جمله محيط زيست كنند.
به همين دليل از تمامي دوستان گرين بلاگي –
به جز يك نفر
– دعوت مي كنم تا به سايت اين دوستان رفته و وبلاگ هاي منتخب خود را معرفي كنند.

يادتون باشه كه فقط تا 15 اسفند 1387 وقت داريد.
همچنين يادتون باشه كه وبلاگهاي خوبي چون وبلاگ مژگان جمشيدي، ناصر كرمي، ژاله فتوره چي، سام خسروي فرد، محمد درويش، محمد مجابي، مونا قاسميان، حر منصوري، حميدرضا ميرزاده، روشنك شهبازي، مريم خزايلي، صفورا زواران حسيني، عباس محمدی، سپهر سليمي، سيامك معطري، ماندانا آيينه چيان، فاطمه متينفر، حسامالدين نراقي و مهدي اشراقي عزيز را فراموش نكنيد.
در همین باره:
- با محبوبترين وبلاگهاي زيستمحيطي سال 1385 آشنا شويد!
- پایان خوش نظرسنجی برترین های زیست محیطی سال 86، معرفی 5 وبلاگ برتر و اهدا جوائز!
دکتر ناصر کرمی شاید مشهورترین، شناختهشدهترین و البته تنهاترین مخالف جدی افسانه خواندن تز گرمایش زمین است (البته در بین دانشمندان ایرانی). او نزدیک به دو دهه است که مخالفت جدی خود را با این تز مطرح کرده، حتی قبل از آن که تز گرم شدن زمین و تغییر اقلیم به صورت رسمی اعلام موجودیت کند!
به هر حال، فکر کنم شنیدن این خبر برای استاد دوستداشتنی و رمانتیک اقلیمشناس ما - که البته خیلیها خواندن داستانهای کوتاه و مصاحبههای طنازانهاش را با فاطمه جوادی بر تئوریهای اقلیمیاش ترجیح میدهند – زیاد خوشایند نباشد.
البته همچنان باید یک کردیت به او داد! چرا که هیچ رسانه داخلی در ایران به مانند روزنامه همشهری، حال آنتی تز استاد را نگرفته و نمیگیرد. به این میگویند: دموکراسی اقلیمی!!
سرعت گرمایش زمین بیش از پیشبینیها است
ذوب یخهای قطب شمال رکورد شکسته است
آب و هوای کرهی زمین با سرعتی بیش از آنچه که تاکنون تصور میرفت، گرم میشود. به گفتهی دانشمندان، دلیل اصلی این امر روند شتابگیرندهی انتشار گاز دیاکسید کربن در کشورهای در حال رشدی مانند چین و هند است.
کریستوفر فیلد، محقق آب و هوا در کنفرانس سالانهی انجمن آمریکایی پیشبرد علم یا AAAS روز شنبه در شیکاگو گفت، انتشار گاز دیاکسید کربن در سالهای دههی ۹۰ نهدهم درصد در سال افزایش مییافت. در حالیکه این رقم اکنون به سه و نیمدرصد رسیده، یعنی سه برابر شده است. فیلد دلیل اصلی این روند را مصرف هر چه بیشتر ذغالسنگ برای تولید انرژی در کشورهای در حال توسعه خواند. او گفت، جوامع تمایل دارند از ارزانترین منبع، یعنی ذغال سنگ، برای تولید انرژی استفاده کنند.
کریستوفر فیلد، از دانشگاه استانفورد و مؤسسهی کارنگی و همچنین عضو IPCC یا هیأت بینالمللی تغییرات آب و هوایی است. او یکی از کسانی بود که در نوشتن گزارش چهارم این هیئت در فوریهی ۲۰۰۷ نقش داشتند.
فیلد و همکارانش بیش از همه نسبت به ذوب یخهای قطب شمال و خطر آتشگرفتن جنگلها در مناطق استوایی ابراز نگرانی کردهاند.
دو هشدار جدی، پرموفراست و جنگلهای استوایی
فیلد خاطرنشان ساخت که تاکنون رطوب جنگلهایی بارانی استوایی عاملی برای حفاظت آنها بوده است. اما دمای هوا میتواند آنچنان بالا برود که این رطوبت توان مقاومت نداشته و آتشی گسترده به جان این جنگلها بیافتد.
شبیهسازیهای کامپیوتری تحولات جوی این پیشبینی را به دست میدهند که از دست دادن جنگلهای بارانی استوایی میزان تراکم گازکربنیک اتمسفر را تا پایان قرن به شدت بالا خواهد برد. به گفتهی فیلد، این پدیده پیامدهای ناگواری به بار خواهد آورد. حتی امروز نیز تراکم این گاز در اتمسفر در طول ۶۵۰ هزار سال گذشته سابقه ندارد.
نکتهی دیگری که فیلد و همکارانش بر آن دست گذاشتند امکان ذوب پرمافراست است. پرمافراست به لایهی منجمد دائمی اعماق زمین در مناطق توندرایی اطلاق میشود. به گفتهی آنان، اگر گرمایش زمین بیش از حد شود این لایه ذوب خواهد شد. ذوب شدن پرمافراست باعث میشود که مقادیر عظیمی از گاز دیاکسیدکربن و متان به هوا آزاد شود.
زیر لایهی یخی که زمین را پوشانده موادی مربوط به گیاهان آلی وجود دارد که از ۲۵ تا ۵۰ هزار سال پیش در این لایهمدفون شدهاند. فیلد به آخرین ارزیابیها اشاره کرد و گفت، در صورت ذوب پرمافراست دی اکسید کربنی که در هوا منتشر میشود به اندازهی کل دیاکسید کربنی خواهد بود که از زمان انقلاب صنعتی تاکنون به فضا منتشر شده است.
بالا آمدن آب دریاها بیشتر از پیشبینیها است
یکی از دانشمندان مرکز ملی فرانسه برای بررسیهای فضایی، Anny Cazenave نسبت به افزایش سطح دریاها هشدار داد. به گفتهی او، بهبود تصاویر ماهوارهای نشان داده است که سطح دریاها نیز سریعتر از آنچه که تاکنون تصور میشد بالا میآید.
سوخت زیستی هم بدون مشکل نیست
در کنفرانس شیکاگو همچنین به سوخت زیستی و مشکلات ناشی از آن اشاره شد.
مایکل کو (Michael Coe) از مرکز تحقیقات «وود هول» توسعهی کشت سویا برای تولید سوخت زیستی را مثال زد و گفت، اگر قرار است که سویا هم نیازهای غذایی مردم را پوشش دهد و هم سوخت زیستی را تأمین کند پس باید زمینهای بیشتری زیر کشت برود. به همین دلیل برزیل جنگلهایش را سوزاند تا سویا کشت کند. در حالیکه آتش زدن جنگل مقدار زیادی گازکربنیک به فضا متصاعد کرد. گاز کربنیک هوا بیشتر شد، آن هم به بهای از دست رفتن درختانی که این گاز را جذب میکردند.
مرتبط!
استاد ناصر كرمي عزيز! اين فقط ناسا نيست كه اشتباه مي كند!!
علاوه بر ناسا و تایمز ، حالا نوبت روزنامه خود استاد کرمی است!
بیشتر از تهدید معمولی! عنوان تازه ترین یادداشت روزنامه همشهری است که انگار در پاسخ به یادداشت دبیر محترم صفحه اجتماعی همان روزنامه - استاد ناصر کرمی - نگاشته شده است! نظر شما چیست؟ آیا همشهری هم مانند ناسا و تایمز دارد اشتباه می کند یا؟!!
به گزارش پورتال رسمي وزارت جهاد كشاورزي، جناب آقاي مهندس احمد محرابي به عنوان سرپرست سازمان جهاد كشاورزي استان مركزي منصوب شدند.
اميدوارم، ايشان در مسئوليت جديد بتوانند منشأ خير بيشتري براي منابع طبيعي و كشاورزي مملكت باشند.
همزمان با آغاز سومين موج سبز وبلاگستان، نتايج نظرسنجي بهترين وبلاگهاي فارسيزبان كه توسط عليرضا شيرازي، مدير خوشفكر بلاگفا انجام گرفته بود، اعلام شد.
خوشبختانه وبلاگ خانم مژگان جمشيدي در بخش وبلاگهاي مرتبط با حوزه طبيعت، محيط زيست و توريست توانسته است، بيشترين رأي را به خود اختصاص داده و اول شود.
اين موفقيت ديگر باره را به ايشان و همه محيط زيستيها تبريك گفته و براي دشمنان لطيف و شنگول منگولشان، آرزوي تشتي بزرگ از آب سرد دارم!![]()
مرگ تالابها و موجآفريني وبلاگنويسان - افرا سزاوار
هنوز هم خيليها معتقدند وبلاگ فقط وبلاگ است، يعني فقط و بهخصوص جايي است كه آدمها- آن هم نه همهشان- ميروند و مينشينند و با آب و تاب درددلهايشان را براي هم مينويسند. بعد هم عدهاي ديگر از آدمها ميروند و برايشان <كامنت> ميگذارند و دلداريشان ميدهند، همين. اين ميشود وبلاگ. اما برخلاف نظر اين گروه واقعيات ديگري هم در دنياي مجازي وبلاگها جريان دارد. مثلا وبلاگنويسهايي كه در حوزه محيط زيست مينويسند اخيرا جريانهاي مهم و تاثيرگذاري را در وبلاگستان فارسي به راهانداختهاند.
در يكي از اين جريانهاي اينترنتي كه از شانزدهم تا بيستودوم خردادماه گذشته به راه افتاد، وبلاگنويسان حامي محيط زيست به مناسبت <هفته محيط زيست> در يك اقدام دستهجمعي از پيش تعيينشده همه با هم درباره محيط زيست و درباره ضرورت حفظ و نگهداري آن نوشتند و حتي از وبلاگنويساني كه در حوزههاي ديگري بهجز محيط زيست مينويسند هم دعوت كردند تا در <هفته محيط زيست> هرچند ساده و غيرتخصصي، اما درباره محيط زيست و ديدگاههاي خودشان براي حراست از آن بنويسند تا به اين ترتيب يك موج سبز محيطزيستي در وبلاگستان به راه بيفتد و ساكنان جهان مجازي بار ديگر به ياد ضرورت حفاظت از محيط زيست بيفتند. پس از اين موج سبز و با پايان هفته محيط زيست هم اما وبلاگنويسان محيط زيستي بيكار ننشستند و اين بار به پيشنهاد وبلاگ <آواي محيط زيست> موج سبز وبلاگي ديگر در حمايت از تالابها و اكوسيستمهاي آبي ايران به راه افتاده است. نويسنده اين وبلاگ در رسانه كوچك خود نوشت: <خبر خشك شدن تدريجي قسمت جنوبي تالاب انزلي بيشك تلخترين خبر زيستمحيطي است كه ميتواند محافل محيط زيستي ايران را به سوگ بنشاند. مدتهاست كه كارشناسان و متخصصان محيط زيست نسبت به پيامدهاي خشك شدن و تخريب تدريجي تالاب در نتيجه ساخت جاده هشدار ميدهند اما كو گوش شنوا؟> محسن تيزهوش با اين مقدمه از همكاران و دوستان وبلاگنويس خود خواست تا يك روز مشخص را براي اعتراض به خشك شدن تدريجي <تالاب انزلي> با هم تعيين كنند و به اين وسيله به آيندگان اين سرزمين نشان دهند كساني هم بودهاند كه براي حفاظت از محيط زيست كشورشان دست به هر كاري زدهاند.>
پيش از اين هم وبلاگنويسان محيط زيستي به دليل خشك شدن <تالاب بختگان> تمامي در يك روز مشخص اعلام عزاي عمومي اعلام كردند و به نقض آشكار اصل 50 قانون اساسي اعتراض كردند. به اين ترتيب وبلاگنويسان هواخواه حفاظت از محيط زيست 15 تا 22 تيرماه را <هفته تالابنويسي> اعلام كردند و عده زيادي از اعضاي جامعه مجازي، اين روزها را گذاشتند براي اينكه تنها از تالابها و ضرورت حفظ آنها بنويسند. لابهلاي اين نوشتهها اطلاعات قانوني و عمومي بسيار خوبي درباره حفظ تالابهاي كشور داده شد و جالب اينكه مديريت <پرشينبلاگ> هم از گروه وبلاگنويسان محيط زيستي و تلاششان براي حفظ تالابها و جلوگيري از مرگ آنها حمايت كرد. موج وبلاگي وبلاگنويسان حتي مورد توجه روزنامهها و رسانههاي مكتوب هم قرار گرفت. به اين ترتيب وبلاگنويسان توانستند با استفاده از رسانههاي شخصيشان توجه عمومي را به نابودي تالابهاي مهم كشور از جمله بختگان، اروميه، انزلي، ميانكاله و اميركلايه جلب كرده و ثابت كنند كه وبلاگ تنها وبلاگ نيست و ميتواند جاي خالي بعضي بخشهاي رسانهاي را هم پر كند.
نگراني از تخريب محيط زيست در جهاني كه هر چه از عمر آن ميگذرد بيشتر و بيشتر به اين تخريبها دامن ميزند، براي دوستداران طبيعت به دغدغهاي جدي تبديل شده است. با اين حال بشر در تداوم علايقي كه آن را تحت عنوان يك نام كلي توسعه ميخواند هر چه بيشتر و بيشتر به اين تخريب دامن ميزند. انتشار گزارشهاي متعدد از سوي مراكز تحقيقاتي و نهادهاي بينالمللي نشاندهنده تداوم تخريبها است؛ تخريبهايي كه در نتيجه ادامه آنها جهان به روزي خواهد رسيد كه چيزي به نام حيات وحش و طبيعت براي انسان آينده تداعي معنا نخواهد كرد. اين در حالي است كه بنا بر ارزيابي كارشناسان سازمان ملل، بشر براي مهار تخريب جو زمين تنها 13 سال فرصت دارد.
فرصتي اندك كه در صورت تداوم بيتوجهيها به زودي و سريعتر از آنچه تصور ميكنيم به پايان خواهد رسيد. گزارشهاي به دست آمده نشان ميدهد كه تا پايان سده ميلادي كره زمين گرمايش بيسابقهاي را تجربه خواهد كرد و ميزان متوسط حرارت آن 4/6 درجه سانتيگراد افزايش خواهد يافت. اين يكي از ارزيابيهايي است كه در چهارمين گزارش <شوراي جو زمين>، وابسته به سازمان ملل مطرح شده است. بر اساس اين تحقيقات كه چندي پيش در رسانهها انعكاس يافت، يازده سال از دوازده سال گذشته گرمترين سالها از 1850 به اين سو بودهاند. از سال 1850براي اولين بار بشر شروع به ثبت و ضبط ارقام مربوط به تغييرات جوي و ميزان گرماي هوا كرده است. گزارش اول شوراي جو سازمان ملل ميگويد كه بنا بر ارزيابي روندها و دادههاي موجود و با اتكا به يافتههاي حاصل از شبيهسازيهاي كامپيوتري، زمين تا آخر قرن جاري در بهترين حالت 1/ 1 تا 9/ 2 و در بدترين حالت تا 4 / 2 و يا حتي 4 / 6 درجه گرمتر خواهد شد. در چنين شرايطي و در صورت تداوم بيتوجهيها، افزايش اين روند دور از ذهن نخواهد بود. در اين وضعيت، گفتههاي كارشناسان مبني بر اينكه اگر بشر از توليد گازهاي گلخانهاي نكاهد در دهههاي آتي با حوادث طبيعي بيشتري دست به گريبان خواهد بود، چندان بيراه نيست.
كارشناسان سازمان ملل در مجموع، افزايش گرماي زمين به ميزان 8/1 تا 4 درجه تا پايان قرن حاضر را بسيار محتمل ميدانند. به گفته صاحبنظران 4 درجه افزايش گرماي زمين به معناي آن خواهد بود كه بسياري از مناطق اينك سرسبز اروپا نيز به صحرا بدل خواهد شد.
با تمام اين هشدارها روزي نيست كه خبري از تخريب بخشي از محيط زيست در نقطهاي از دنيا به گوش نرسد. اين وضعيت در كشورهايي كه اشتياق به توسعه و پيشرفت هر چه سريعتر با روشهاي مبالغهآميزي دنبال ميشود گستردهتر است. جهان با تداوم اين وضعيت به كجا خواهد رفت؟ نگاهي به گزارشهاي سازمان ملل نشان ميدهد كه سطح آب درياها و اقيانوسهاي عمده جهان از 1961 تا 2003 سالانه بهطور متوسط 8/ 1 ميليمتر افزايش يافته است. اين افزايش البته در فاصله 1993 تا 2003 سالانه 1/3 ميليمتر بوده است. اين بدان معناست كه جو زمين در دهه گذشته تغييرات شديدتر و شتابناكتري را به خود ديده ا ست. بنا به گفته كارشناسان سازمان ملل افزايش ارتفاع سطح درياها در صد سال آينده بر18 تا 28 و در بدترين حالت بر 59 سانتيمتر بالغ خواهد شد كه علت آن عمدتا ذوبشدن يخ مناطق قطبي خواهد بود. به زير آب رفتن بخشهاي ديگري از كره زمين و در عين حال از آب تهيشدن بخشهاي ديگري از آن، پيامد چنين روندي خواهد بود. ارزيابيها و برآوردهاي تحقيقاتي اين كارشناسان از تغييرات فزاينده جوي اين است كه حوادث زيانبار اقليمي مانند خشكسالي، بارشهاي شديد و سيلساز، بروز امواج كم يا بيسابقه گرما و سرعتگرفتن چرخههاي جوي در مناطق حاره در دهههاي آينده، زندگي بشر و طبيعت را بيش از گذشته تحت تاثير قرار خواهد داد.
خطر گازهاي گلخانهاي
وقتي از تخريب محيط زيست سخن به ميان ميآيد عدهاي تنها به دنبال مشاهده تغييراتي هستند كه در نتيجه دستاندازي بشر بر چهره طبيعت و حيات وحش ايجاد شده است. تخريب جنگلها، خشك شدن رودخانهها، از بين بردن حيات وحش جانوري و موضوعاتي از اين دست به خاطر قابل مشاهده بودن دغدغه بسياري از علاقهمندان به محيط زيست را تشكيل ميدهد. همه اين نگرانيها درست و معقول است. انسان با هجوم بيرحمانه به طبيعت بسياري از اين مظاهر زيباي اكوسيستم را از بين برده يا در آستانه تخريب قرار داده است. نگاهي به چهره طبيعتي كه در اطراف زندگي همه قرار دارد كمابيش اين نكته را ثابت ميكند و نيازي به نشان دادن مصاديق آن نيست. با اين حال جدا از همه اين اتفاقاتي كه بشر با دست خود به وجود آورده يك اتفاق نگرانكننده ديگر نيز در سطح محيط زيست جهاني رخ داده كه ادامه آن به شكل خطرناكتري زندگي همه بشر را تهديد خواهد كرد. اين معضل گسترش انتشار گازهاي گلخانهاي در سراسر جهان است. به گفته كارشناسان تداوم و تشديد پخش و نشر گازهاي گلخانهاي در هوا مهمترين عامل تغييرات جوي خطرناكي است كه در گزارشهاي سازمان ملل نيز به آنها اشاره شده است. علت اصلي90 درصد افزايش اينگونه گازها، مانند دي اكسيد كربن و متان و ... انسان است. استفاده از سوختهاي فسيلي براي توليدات صنعتي يا حمل و نقل و توليد برق و گرما، افزايش بيسابقه شمار ساكنان زمين و فقر كه به تخريب محيط زيست كمك كردهاند و نيز رواج بيسابقه دامداري صنعتي از ديگر عوامل تراكم و تشديد گازهاي گلخانهاي در جو بودهاند. صاحبنظران در بررسي اين وضعيت اصطلاح گلخانهاي را از آن رو به گازهاي يادشده اطلاق كردهاند كه كاركردي مانند ديواره شيشهاي گلخانهها دارند، به اين معنا كه اجازه ورود گرماي خورشيد به جو زمين را ميدهند، اما مانع تبادل حرارتي اين جو با فضاهاي بيرون از آن ميشوند. به اين ترتيب چرخه تبادل حرارتي جو با فضاي بيرونش مختل ميشود كه پيامد آن گرم شدن اقليم زمين است.
بنا به پيمان معروف كيوتو كه اوايل دهه جاري شماري از كشورهاي جهان در مورد آن به توافق رسيدند ميزان پخش گازهاي گلخانهاي تا سال 2012 بايد در قياس با سال 1990، بهطور متوسط 8/5 درصد كاهش يابد، اما آمار و ارقام نشان ميدهد كه اين هدف حتي اگر به نتيجه هم برسد باز هم از سير روزافزون تغييرات جوي به مراتب عقبتر است. به گفته كارشناسان نقش كشورهاي صنعتي در انتشار گازهاي گلخانهاي به مراتب بيشتر از ساير كشورها است. اين وضعيت به جايي رسيده است كه بنا به گفته كارشناسان سازمان ملل بشر تنها تا سال 2020 وقت دارد كه روند تخريب جو را معكوس كند و مانع بروز فجايع محيط زيستي گسترده و بيسابقه در دهههاي آينده شود. با اين همه، اينكه بعد از اتمام مهلت پيمان كيوتو كدام مقررات و معيارها راهنماي كشورهاي جهان در بهبود جو زمين خواهد بود هنوز هم مشخص نيست. اجلاس جهاني كه سال گذشته براي تعيين اهداف حفاظت از جو در سالهاي پس از 2012 برگزار شد بدون حصول توافق پايان يافت . آيا بشر حاضر نيست در اين زمينه به فكر راه چارهاي باشد؟
در حال حاضر آخرين اخبار از جلسات سران گروه 8 نشان ميدهد كه آنها از كاهش 50 درصدي انتشار گازهاي گلخانهاي تا سال 2050 حمايت كردهاند. اين تصميم 8 كشور قدرتمند صنعتي جهان است كه در نشست گروه 8 (جي 8) شركت كردهاند. اين كشورها شامل آمريكا، ژاپن، روسيه، آلمان، فرانسه، انگليس، كانادا و ايتاليا هستند . آنها همچنين از ساير اقتصادهاي بزرگ جهان خواستند تا در تلاش براي مقابله با پديده خطرناك گرم شدن تدريجي زمين شركت كنند. ياسو فوكودا، نخست وزير ژاپن در اين باره گفت: <كشورهاي گروه 8 )8(G- تاييد كردند كاهش 50 درصدي انتشار گازهاي گلخانهاي تا سال 2050 بايد يك هدف جهاني باشد.> با اين حال بيانيه گروه 8 بيشتر به انتشار گازهاي گلخانهاي در جهان اشاره داشت تا به توليد اين گازها در داخل اين 8 كشور صنعتي. آمريكا نيز از اين توافقنامه استقبال كرد و اعلام داشت به همكاري تمامي اقتصادهاي بزرگ جهان مانند چين وهند براي كاهش ميزان گازهاي گلخانهاي نياز است.
<تيم فلانري> استاد دانشگاه در استراليا در گفتوگو با شبكه تلويزيوني الجزيره انگليسي روندجاري جهاني براي محيط زيست را بسيار نگران كننده توصيف ميكند.
وي با بيان اين مطلب كه اگر بتوان با طرح مسائل جديدي در نشست سران گروه 8 جبهه جديدي را بهوجود آورد ميتوان بر روند فعاليت كشورهاي در حال توسعه و نوع پرداختن آنها به معضل گرم شدن كره زمين تاثير گذاشت، ميگويد: <ما فرصت زيادي براي اقدام كردن نداريم. روندي كه در چند سال اخير شاهد آن بودهايم سرعت پيدا كردن شماري از نگرانكنندهترين تحولات در عرصه محيط زيست است. ذوب شدن يخهاي كره زمين و افزايش دماي كره زمين از جمله آثار مشهود اين تغييرات آب و هوايي است كه مشكلات زيادي را براي جهانيان بهوجود آورده است. اين وضع لزوم اقدام فوري در اين عرصه را برجستهتر ميكند.>
اين كارشناس استراليايي افزود: <ترديدي نيست كه مشكلات كنوني جهان در اين زمينه نتيجه اقدامات كشورهاي توسعهيافته است. درعين حال بايد توجه داشت كه نميتوان بدون همكاري و مشاركت كشورهايي كه به سرعت در حال رشد هستند اين مشكلات را حل و فصل كرد. بايد تلاش شود رويكرد كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي توسعهيافته در قبال همديگر تغيير كند. چين و هند ميتوانند نقش مهمي در اين ميان ايفا كنند. نبايد مشكلات را تقسيم كرد بلكه بايد با همكاري يكديگر به مقابله با آن پرداخت.>
حفاظت از محيط زيست در كشور ما نيز وضعيت خوبي ندارد. اگر اخبار چند سال گذشته را مرور كنيم با اين واقعيت تلخ بهتر آشنا ميشويم. بسياري از اكوسيستمهاي طبيعي در معرض دست اندازي بشر قرار گرفته و تالاب و جنگلهاي متعدد در معرض تخريب قرار گرفتهاند. آلودگي هوا در تهران بيداد ميكند و قلمروهاي طبيعي ديگري چون خزر نيز چندان خوشايند نيست. در اين ميان تكليف ما با موضوع مهمي چون گازهاي گلخانهاي چندان معلوم نيست. ادامه اين روند چيزي جز ضرر براي آيندگان اين سرزمين نخواهد داشت. برنامهريزان توسعه در كشور در تلاقي دو مفهوم توسعه و حفاظت از محيط زيست بيشتر جانب توسعه را گرفته و نسبت به حفاظت از طبيعت آنگونه كه بايد و شايد توجه نشان ندادهاند. بايد هشدارها را نسبت به اين وضعيت جدي گرفت.
55 ميليون گاو وقتي فقط در يك كشور جمع شوند، معلومه كه ميتونه تبعات فراواني براي مردمش به همراه داشته باشه! اونقدر كه حالا همه از آرژانتينيها طلبكار شدند و ميخواهند بدونند، اين كشور چقدر در گناه كبيرهاي به نام انتشار گاز متان و گرمتر كردن كره زمين مقصر هستند؟! گازي كه 23 برابر بيشتر از دي اكسيد كربن در فرآيند گرم شدن زمين نقش دارد.

باور نميكنيد، ميتونيد خودتون اصل خبر را در ايرنا بخوانيد تادريابيد كه گوشتخواران تا چه اندازه ميتوانند مرگ كره زمين را به جلو بياندازند!

خبری که روز گذشته سی ان ان و خبرگزاری فرانسه منتشر کردند به اندازه کافی توانسته است تا نگرانی دانشمندان را از شتاب خطرناک آب شدن یخها در قطب شمال افزایش دهد. در حقیقت هم اکنون کار به جایی رسیده که حتی پایگاه روسیه نیز مجبور شده زودتر از موعد بساط خود را برچیده و به همراه ۲۱ محقق و سگهای موجود فلنگ را ببندد و در رود!
با این وجود فکر نکنم در ایران هنوز کسی عمق این خطر را جدی گرفته باشد! چرا؟!

برای اطلاعات بیشتر:
- Polar base evacuated as ice melts early
- Scientists Evacuate Research Station Built on Ice Due to Global Warming
خانم جوادی شرم بر تو باد ... آقای دلاور نجفی اگر نمی توانی جلوی جنایت دولتیان را در جنگل گلستان - نایبند - انزلی - زاینده رود - گاوخونی - خجیر - سرخه حصار و ... بگیری. حداقل استعفا که می توانی بدهی ...
نگاه کنید که چگونه دیده بان محیط زیست ایران از زخمهای چرکین بر وطن ما می گوید و می نالد و اشک می ریزد ...
باز هم درود بر سپهر سلیمی و محسن تیزهوش عزیز که همچنان امیدوارانه و شجاعانه به دفاع از محیط زیست ایران پرداخته و موج جدید دیگری را به راه انداخته اند:
موجی در حمایت از انزلی - گاوخونی - طشک - بختگان و دیگر تالابهای رنجور ایران ... پس شما هم به این دوستان بپیوندید و از تالابهای زیستگاه و شهرتان بنویسید:


اين بانوي استثنايي مديريت حاكم بر كشور - فاطمه جوادی - چند ماه است كه نتوانسته براي طرح جامع آلودگي شهر تهران، يك مدير لايق كه در عين حال دوست احمدينژاد هم باشد و با قاليباف هم دشمن باشد، پيدا كند!
واقعاً به شخصه از تلاشهاي وي قدرداني ميكنم و اميدوارم بقيه مديران نيز از ايشان تبعيت كرده و همينطور الكي براي خود مدير درنوكنند!
حالا جهنم كه سالي 8 هزار نفر در تهران به دليل آْودگي هوا ميميرند! ميخواستند بروند در كوير لوت زندگي كنند كه نه صداي بوق دارد و نه هواي آلوده ...
|
ضمن تبریک به سپهر سلیمی عزیز و همه دوستانی که در نهضت موج سبز شرکت کردند و نیز تبریک ویژه به این دوست اصفهانی بابت دریافت جایزه ای که تا ساعاتی دیگر خواهند گرفت ... توجه دوستان را به تازه ترین مقاله گرمایشی فیگارو جلب می کنم که سامرا قليزاده عزیز آن را به فارسی برگردانده است:
وقتی که فیگارو هم بابت گرمایش زمین به جرج بوش گیر می دهد!
|
|||||||||||
|
آيا نظر جرج بوش در مورد گرم شدن كره زمين تغيير كرده است؟
حال كه دوران رياستجمهوري جرج بوش در حال اتمام است، با اينكه او هميشه با پروتكل كيوتو در جهت كاهش گازهاي گلخانهاي مخالفت كرده است؛ در پايان نشست اتحاديه اروپا آمريكا در اسلووني اظهار اميدواري كرد كه تا قبل از پايان دوره رياستجمهوري خود به نتيجه مطلوبي در مورد گرمايش زمين دست يابد. اين در حالي است كه آمريكا خود مولد يك سوم گازهاي گلخانهاي جهان است و هميشه در اين مورد با اروپا دچار مشكل بوده است. چرا كه اروپاييها هميشه از الگوي «كيوتو» براي كاهش گازهاي گلخانهاي در كشورهاي پيشرفته استقبال كردهاند. از هماكنون تا سال 2012، 38 كشور صنعتي جهان در مقايسه با سال 1999، ملزم به كاهش 2/5 درصد مونواكسيدكربن هستند و اين كار براي آمريكا چندان هم خوشايند نيست، چرا كه اين برنامه ممكن است به اقتصاد اين كشور ضربه زند، هر چند كه دومين توليدكننده اين گاز مضر در جهان يعني چين يا هند هم از اين موضوع گريزان هستند. در نشست روز سهشنبه، رئيسجمهور آمريكا قوه ابتكار خود را بهكار گرفت و خواهان استفاده از تمامي قدرتهاي اقتصادي جهان در اين تلاش همهجانبه شد. برنامه پيشنهادي بوش در جهت كاهش گازهاي گلخانهاي كه هنوز هم بحث بر سر آن بسيار است، برنامهاي دراز مدت است كه كشورهاي در حال توسعه را هم دربر ميگيرد، اما هنوز در مورد چگونگي آن توضيحي داده نشده است. نخستوزير اسلوونيايي «ژانز ژانزا» خاطرنشان كرد كه آمريكا و اتحاديه اروپا نظرهاي متفاوتي در مورد چگونگي مبارزه عليه گرمايش زمين دارند و كاهش توليد مونواكسيدكربن از نظر اتحاديه اروپا امري بسيار ضروري است. اتحاديه اروپا اميدوار است كه تا سال 2020، توليد مونواكسيدكربن 20 درصد كاهش يابد در حالي كه برنامه پيشنهادي بوش به عنوان مثال در كشور آمريكا تنها به توقف توليد اين گاز تا سال 2025 ميپردازد و به دليل همين اختلاف نظر، كشورهاي عضو اتحاديه اروپا تا زمان رخت بستن صاحب فعلي كاخ سفيد، اميد چنداني به پيشرفت در اين زمينه ندارند. آنها بيشتر بر روي جانشين جرج بوش حساب باز كردهاند تا خود او. در حالي كه رئيسجمهوري آمريكا هميشه با حدت فراوان مخالف پروتكل «كيوتو» بوده است، باراك اوباما و جان مككين دو كانديداي رياستجمهوري كاخ سفيد از اين سيستم استقبال كردهاند.
|
|

محيط زيست، همان گونه كه از نامش پيداست، جايگاه و بستر اوليه زيستن است. همه گياهان، همه جانوران و همه انسانها براي صرف درست فعل زندگي، نياز به عرصهاي دارند كه بتوانند در آن ريشه دوانيده، رشد كنند و خاطره بيافرينند. مگر ميشود بدون محيط زيست، بدون طبيعت، بدون آفتاب، بدون باران و بدون چشماندازهاي زيباي طبيعي جهاني قابل سكونت را تصور كرد؟ مگر ميشود كسي را يافت كه حاضر باشد در جهاني خاموش، بدون زمزمهي آشناي رودها، بدون خروش جاودان موج اقيانوسها، بدون آواز چكاوكها و قناريها و پرواز رؤيايي عقابها و بدون ريزش اهورايي آب رودخانهها از كوهساران و آفرينش آبشارها، بدون گام نهادن بر ذرات بلورين و نرم ماسههاي شفاف بيابانها و ... زندگي كند؟

راستي با وجود آنكه ميدانيم كه حفظ طبيعت يعني حفظ زندگي، چرا آن طور كه شايسته است براي حفاظت و حمايت از طبيعت انرژي به خرج نميدهيم و چرا جوابي دندانشكن به طبيعتستيزان دولتي و غير دولتي نميدهيم؟
مشكل كجاست؟
ما مردم چرا آنجا كه بايد به خيابان بريزيم و فرياد برآوريم و تحصن كنيم، اغلب ساكت و خاموش مينشينيم و درعوض، آنجا كه ميتوان با گفتگو مشكل را حل كرد، به سنگ و چماق و گلوله روي آورده و استمداد ميطلبيم؟!

اميد كه روزي همه ما ياد بگيريم كه چگونه بايد از محيط زيست حمايت كنيم.
ممنون از سپهر سليمي، مهدي اشراقي، محمد مجابي، محمد درويش، مژگان جمشيدي، مهدي بوترابي، شاهين سپنتا، ناصر كرمي، هومن روانبخش، روشنك شهبازي، ماندانا آيينه چيان، محسن تيزهوش، مريم خزايلي، محمد خسروشاهي، شكوه ميرزادگي، سيامك معطري، مهدي زارع، معصومه ابتكار، اسدالله افلاكي، مونا قاسميان، مريم سادات گوشه، مهين گرجي و ... ديگر دوستان و عزيزاني كه اين موج سبز را به راه انداخته يا از آن جانانه حمايت كردند.

و سرانجام سپهر سلیمی و مهدی اشراقی عزیز به قول خود وفا کردند و موج سبزشان را استارت زدند. البته هر چند این استارت اندکی دیر خورد ... ولی از قدیم گفته اند: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است ...
پس پیش به سوی سبزترین خرداد همه این سالها ...
ليلا از محيط زيست دماوند برايمان خواهد نوشت و از رنجي كه توسط آدم ها مي كشد و البته زيبايي هاي منحصر به فرد اين ستيغ جاودان ايران زمين.
براي ليلاي عزيز در راه سبزي كه پيش گرفته است آرزوي موفقيت و البته دوام در وبلاگ نويسي دارم.
وبلاگ های زيست محيطی در يکی دو سال اخير به شکل قابل توجهی در ميان وبلاگ های فارسی گسترش یافته ،و اکنون به يکی از ژانرهای وبلاگ نويسی در ايران تبديل شده و طرفداران بسياری دارد.
شمار وبلاگ های فعال اين بخش بيش از ۵۰۰ وبلاگ است.وبلاگ نويسانی که در مورد محيط زيست می نويسند توانسته اند دستکم در دو حوزه تاثير گذار باشند؛اول فرهنگ سازی زيست محيطی و ديگر اطلاع رسانی در مورد بسياری از اقدامات ضد محيط زيستی برخی از مسئولان اعم از مسئولن دولتی،شهرداری ها يا حتی بخش خصوصی.
بعضی توجه گسترش این وبلاگ ها را واکنشی به برنامه های ضد محیط زیستی مسئولان و پدیدار شدن علنی عوارض چنین اقداماتی عنوان می کنند،و بعضی دیگر محدودیت رسانه های سنتی در مورد انتشار اخبار زیست محیطی را علت آن می دانند.
اهميت وبلاگ های زيست محيطی بيشتر به خاطر آن است که در رسانه هايی چون راديو و تلويزيون،روزنامه ها و مطبوعات دولتی يا حتی مطبوعات نيمه مستقلی که در ايران منتشر می شوند جايی برای محيط زيست نیست.
رادیو و تلویزیون دولتی تقریبا تا کنون هیچ برنامه ویژه ای برای فرهنگ سازی زیست محیطی یا حتی انتشار اخبار این بخش نداشته است.عمر انتشار صفحه ای در روزنامه ها با رويکرد زيست محيطی هم در ايران بسيار کوتاه است و از سال های ۸۰ به بعد در برخی از روزنامه ها و از جمله روزنامه همشهری و پس از آن در روزنامه های اعتماد و شرق و اخيرا در روزنامه اعتماد ملی چنين صفحه ای منتشر شده است.
همين رويکرد در روزنامه ها نيز مستمر نبوده و به نظر می رسد که بيشتر تفننی يا ويترينی است.تعداد خبرنگاران تخصصی محيط زيست هم در کشور اندک شمار است که اخيرا اعلام شد که از تعداد انگشتان يکدست نيز تجاوز نمی کند.
در چنين فضايی است که وبلاگ های زيست محيطی به ارگان محيط زيست در ايران تبديل شده اند و صدای پلنگ ها و درخت های رو به انقراض،صدای جنگل ها و باغ ها،صدها گونه گياهی و جانوری،مناطق حفاظت شده،درياچه ها و رودخانه هایی که بر اثر سیاست های نا همگون توسعه یا برنامه های تبلیغی - سیاسی مدیران دولتی و محلی و سودجوئی ها در حال نابودی است،از اين وبلاگ ها به گوش می رسد.
حالا اين وبلاگ های زيست محيطی،رفته اند يک وبلاگ خوان خودکار درست کرده اند به اسم: گرين بلاگ .
گرين بلاگ يا «وبلاگ سبز» در واقع يک يک خبر خوان آنلاين است که در فواصل يک ساعته به طور خودکار آخرين مطالب وبلاگهای زيست محيطی را دريافت و به صورت خلاصه نمايش میدهد.هرکس هم خواست يکی از مطالب را بيشتر و مفصل تر بخواند،تنها با يک کليک روی مطلب مورد نظر در گرين بلاگ به وبلاگ مورد نظر می رود و پست کامل را در آن جا می خواند.
مشهورترين وبلاگ نويسان زيست محيطی محمد درويش با وبلاگ مهار بيابان زدايی و مژگان جمشيدی است که در وبلاگ ديده با محيط زيست می نويسد.اما هر يک از ديگر وبلاگ های های زيست محيطی نيز جذابيت خودشان را دارند.
گرين بلاگ هم يک فهرست از ۱۵۰ وبلاگ زيست محيطی فعال را هم فراهم کرده که خودش می تواند محل مراجعه دوستداران محيط زيست و اطلاع از رويدادها و بحث های محيط زيستی باشد.
گرين بلاگ را مهدی اشراقی دانش آموخته جغرافيای طبيعی، مدرس دانشگاه و علاقمند به مسائل محيط زيست با همکاری حر منصوری فعال محيط زيست و نویسنده وبلاگ ديدهبان ميانکاله در قالب يک فعاليت داوطلبانه راه اندازی و اداره می کنند.
حتی اگر بحران هايی مثل خشکسالی ، وارونگی و آلودگی هوای تهران و برخی از ديگر شهرهای بزرگ ايران ، يا آنچه در هفته های اخير پديده غبار آلودگی استان های جنوبی و به خصوص در خوزستان هم رخ نمی داد ، وبلاگ های زيست محيطی فارسی جايگاه خود را داشتند اما با اين پديده ها و عوارض زيست محيطی ديگر و از جمله گرم شدن زمین و ده ها عارضع دیگر زیست محیطی که زمین را تهدید می کند، خواندن وبلاگ های زيست محيطی واجب تر شده است.
توجه: خواندن این گزارش ممکن است فشار خون برخی از مرزنشینان بین اسپانیا و پرتقال را ببرد بالا![]()
بنابراین برای حفظ سلامتی هم که شده فعلاْ با همان بالاترین خوش باشید البته در مناطق مرزی که بلاگفا خط نمی ده![]()
محدودیتهای رسانهای، وبلاگهای زیستمحیطی را گسترش داد
همزمان با روز جهانی زمین، نخستین نشست هماندیشی وبلاگنویسان زیستمحیطی با حضور جمع قابل توجهی از وبلاگنویسان طرفدار محیطزیست، در سالن همایش ستاد كارآفرینی شهر تهران برگزار شد. این نشست كه با همت مركز صلح و محیطزیست برگزار میشد از این نظر حائز اهمیت است كه این روزها وبنویسان زیستمحیطی سر و صدای زیادی را در دنیای مجازی و در بین بیش از 3 میلیون وبلاگ فارسی زبان ایجاد كردهاند. تعدد وبلاگهای زیستمحیطی و رشد روزافزون آنها در یكی دو سال اخیر كه توجهات زیادی را به خود جلب كرده باعث شده تا رخدادهای تلخ زیستمحیطی و اقدامات ضد محیطزیستی برخی مسوولان كه عموما از زیر تیغ تیز سانسور رسانهها میگذرد، دیگر پنهان نمانده و به راحتی اطلاعرسانی شود. هر چند شكلگیری بیش از 500 وبلاگ تخصصی و روزنوشت زیستمحیطی در بلاگستان در نوع خود بسیار قابل توجه است و میتواند در ارتقای آگاهیهای زیستمحیطی جامعه بسیار موثر باشد اما دلایل تولد ناگهانی این تعداد وبلاگ نیز بیانگر ضعفها و كاستیهایی است كه بخشی از آن به تكرار فجایع زیستمحیطی برمیگردد و بخش دیگر به ناتوانی رسانهها در ارائه اخبار و گزارشهای زیستمحیطی. این دو موضوع تقریبا موضوعات مهمی بود كه اكثر سخنرانان از جمله معصومه ابتكار، عضوشورای شهر تهران، سید محمد مجابی عضو هیات مدیره مركز صلح و محیطزیست و خانم فولادزاده مدیر وابط عمومی پرشین بلاگ به آنها اشاره كردند. ابتكار فقدان ابزارهای دموكراتیك در جامعه و محدودیتهای رسانهای به ویژه در رسانه ملی را باعث گرایش نخبگان محیطزیست به سمت وبلاگنویسی عنوان كرد و تاكید كرد دولتهایی كه نگرشان به محیطزیست محدود است همیشه منابع راقربانی توسعه كردهاند. متاسفانه در حالی كه همه روزه شمار فجایع زیستمحیطی رو به افزایش است، اما هنوز هم در هیچ یك از روزنامههای كشور، صفحه روزانهای برای انعكاس رخدادهای زیستمحیطی وجود ندارد. تعداد روزنامهنگاران محیطزیستی به تعداد كل انگشتان یك دست هم نمیرسد و هیچ خبرگزاری برای انعكاس اخبار طبیعت ایران وجود ندارد. دراین میان بیشترین بایكوت خبری در انتشار اخبار مربوط به فجایع زیستمحیطی در رسانه ملی و روزنامههای دولتی دیده میشود درحالی كه بیشترین بودجهها و بیشترین مصرف كاغذ كه مستلزم نابودی بیشتر جنگلهاست، مربوط به همین روزنامههای دولتی است ! ناتوانی سازمان محیطزیست و سازمان جنگلها و مراتع در حفاظت از طبیعت كشور، مظلومیت منابع طبیعی در نظام تصمیمگیری و برنامهریزی كشور و كمرنگ شدن نقش NGOهای محیطزیستی در چند سال اخیر نیز نیز مزید بر علت شد تا طرفداران محیطزیست به دنیای مجازی گرایش پیدا كنند. در این میان میتوان از محمد درویش، مدیر تارنمای مهار بیابانزایی و عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع به عنوان پرچمدار نهضت وبلاگنویسان سبز درایران نام برد. او اندیشه کاستن از روند شتابناك افت کارایی سرزمین و مهار جریان ویرانگر بیابانزایی در ایران را در دنیای مجازی ترویج میكند. «مهار بیابانزایی» چنان جای پای خود را در دنیای مجازی محكم كرده كه به گفته مدیر روابط عمومی پرشین بلاگ، سال گذشته این وبلاگ موفق شد در نظرسنجی سایت پرشین بلاگ برای انتخاب بهترین وبلاگهای سال بیش از 43 درصد آرا را به خود اختصاص داده و صاحب عنوان دوم شود. بدین ترتیب بعد از گذشت بیش از دو سال از فعالیت مهار بیابانزایی به تدریج تعداد وبلاگهای زیستمحیطی افزایش یافت تا جایی كه به گفته مهدی اشراقی، مدیر سایت گرین بلاگ، امروز بیش از 500 وبلاگ زیستمحیطی در فضای مجازی مشغول فعالیت شده است. دراین میان تراژدی غمبار آبگیری سد سیوند و نابودی بیش از 8 هزار درخت 500 ساله بنه و مرگ بیش از 2000 جوجه فلامینگو در دریاچه بختگان هم مزید بر علت شد و وبنویسان را به حفظ محیطزیست حساس كرد. این رخدادها و انتشار تصاویر تلخ از نابودی دریاچه بختكان چنان تكاندهنده بود كه بسیاری از وبلاگنویسان را بر آن داشت تا روز 30 مرداد را به عنوان عزای عمومی برای فلامینگوهای بختگان اعلام كنند (قابل توجه کسانی که جوجه فلاکینگو می نویسند
). در این روز بیش از 50 وبلاگ غیر زیستمحیطی هم به این فراخوان پیوست و با سبزنویسان همراه شدند. بعد از آن در فاصله كمتر از 5 روز، در یك حركت خودجوش و مردمی بیش از یكصد نفر از وبلاگنویسان زیستمحیطی در اعتراض به فجایع رخ داده، مقابل سازمان محیطزیست تجمع كردند. اعتراض به مرگ و میر فلامینگوهای دریاچه بختگان، اعتراض به برپایی سیرك و نمایش آزار حیوانات در محل سازمان محیطزیست، اعتراض به تخریب گسترده پارك ملی خجیر توسط شركت ملی گاز و تخریب پارك جنگلی خرگوشدره توسط شهرداری تهران از پرسرو صداترین نوشتههای وبلاگرهای زیستمحیطی بود كه در فضای مجازی با استقبال گستردهای مواجه شد.
تقدیر از بهترینهای سبز
نشست هماندیشی وبلاگنویسان زیستمحیطی روز دوشنبه با تقدیر از 5 نفر از وبلاگنویسان سبز همراه بود. مدیر تارنمای فرزند ایران كه كارشناس در رشته جنگل و مرتع است چندی قبل اقدام به یك نظرسنجی اینترنتی برای انتخاب بهترین وبلاگها در سال 86 زد. دراین نظرسنجی 5 تارنما به عنوان برترینها در سال 86 انتخاب شدند. محسن ادیب مدیر تارنمای «كویرهای ایران»، سام خسروی، مدیر تارنمای «آتش نوشت»، مژگان جمشیدی «مدیر تارنمای دیدهبان محیطزیست ایران»، محمد درویش مدیر تارنمای «مهار بیابانزایی» و سیدمحمد مجابی، مدیر تارنمای «روزنوشتهای سیدمحمد مجابی» به ترتیب به عنوان برترین وبلاگنویس محیطزیستی انتخاب شدند. جوایز برگزیدگان نیز از سوی مدیریت تارنمای فرزند ایران، مدیریت سایت پرشین بلاگ، مركز صلح و محیطزیست، كمیته محیطزیست شورای شهر تهران، مدیریت اكسیژن تدارك دیده شده بود.
این را هم بخوانید:
شهریار صیامی گویا از جانش سیر شده و به حوالی مرز پرتقال و اسپانیا هم توجهی ندارد
... جایی که بلاگفا کار نمی کند ... اما بالاترین کار می کند![]()
خبر خوش او را با هم بخوانیم:
ديدهبان محيط زيست ايران كه اين روزها بيشتر از هر زمان ديگري نشان داده كه نهتنها چيزي از همتايان مذكر خود در حوزه ژورناليسم سبز كم ندارد، بلكه از مشهورترين آنها مثل جناب افلاكي در همشهري و پوريا ناظمي در جام جم فرسنگها پيش است، اين بار نيز آس برنده خود را رو كرده تا مشاور سبز سردار قاليباف را بيش از پيش شرمنده سازد تا ديگر ياد بگيرد از واژه شايعه درست استفاده كند.

براي يگانه شيرزن محيط زيست ايران آرزوي بهروزي و كامروايي بيشتر دارم.![]()

استاد ناصر كرمي امروز در مقالهاي شورانگيز و با اشاره به حجم خاكي كه سالانه به دليل ندانمكاري و نابخردي مديريت حاكم بر سرزمينمان از دست ميدهيم، اين پرسش را طرح كرده: آيا ميدانيد ايرانيان سالانه به اندازه حجم سه جزيره مشهور خود در خليج فارس (تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي) خاك از دست ميدهند؟ چگونه است كه براي ادعاي ارضي شيخنشين دبي بر آن سه جزيره رگ گردنمان ميزند بيرون، ولي براي نابودي معادل آن سه جزيره كه هر سال به دست خودمان انجام ميدهيم، كسي ككش هم نميگزد؟!
سؤال خوبي است ...
گفت بر آتش تو نشستيم و دود شوق برآمد، تو ساعتي ننشستي كه آتشي بنشاني
امروز تنها روز درختكاري در همه سال است. تنها روز از اين جهت كه ديده نشده و شنيده نشده كه در روز ديگري اينقدر از درخت صحبت شود. اما شگفت است كه آنچه در اين تنها روز انجام ميشود نيز هرگز از يك نمايش فرمايشي فراتر نرفته است.
اين همه هياهو و تبليغ و شعار نتوانسته حتي گروهي اندك از مردمان را برانگيزد براي اقدامي داوطلبانه و خودجوش براي درختكاري. پولي است كه بايد هزينه شود، نهالهايي هستند كه شتابناك اينسو و آنسو بر زمين نشانده ميشوند، نهالهايي كه تجربه ساليان قبل نشان داده خيلي فرق است مابين انگيزه كاشتن و قصد نگهداشتن و آب دادنشان.
آنچنانكه اگر يك به 10 آنچه در همه اين ساليان در اين روز نهال بر زمين نشاندهاند سبز شده بود و برگ و باري مييافت... اكنون ايران چه گلستاني بود! و شگفت است كه زادآوري ذاتي و طبيعي را از زمين بازميستانند آنگاه بهزور بر آن نهال مينشانند.
برگرديم به تاريخ.كجاست اكنون جنگلهاي انبوه ري و ورامين كه حتي سياحاني كه 300 سال پيش به اين خطه آمده بودند از آن روايت ميكنند؟ كجايند درختزاران انبوه زاگرس؟
كجاست آن جنگلهايي كه به گفته ناصرخسرو از شعاع هفتفرسخي (42كيلومتري) كرمان را دربر گرفته بود؟ چرا هنوز ايران در شمار 5 كشور نخست رودررو با پديده مرگبار فرسايش خاك قرار دارد؟
فرسايش خاك... كه رمق را از ايران بازميستاند و بهتدريج آنرا از حيات تهي ميكند. آنقدر خاك ايران كه هر سال از دست ميرود. ميدانيد چه حجمي و چهقدري دارد؟
براساس يكي از برآوردهاي انجام شده، اين مقدار دقيقا برابر است با مجموع حجم 3 جزيره ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي (براساس گزارش ارائه شده از سوي مؤسسه توسعه پايدار مناطق طبيعي) يعني اگر اين خاكي را كه بهدليل از دست رفتن حفاظ طبيعي سالانه شسته شده و با هرز آبها و بادها از دسترس طبيعت خارج ميشود جمع كرده و فشرده كنيم حجمي معادل 3 جزيره پيش گفته بهدست ميآيد.
خاكي كه سرچشمه حيات است و تشكيل هر سانتيمتر از آن در شرايط اقليمي ايران نيازمند دستكم هزار سال زمان است.
ما البته در برابر ادعاهاي فزونطلبانه آن همسايه جنوبي درباره جزاير فوقالذكر رگ گردن سفت ميكنيم، تا آخر تاريخ هم اگر آن ادعاها ادامه داشته باشد همچنان بايد رگ گردن سفت كنيم و چنين نيز خواهيم كرد، اما فراموش ميكنيم كه اين خاكي كه بهواسطه فرسايش همهساله از دست ميرود اگر نه بسيار بيشتر، اما دستكم اينكه همانقدر مهم است.
طرفه است كه متوجه نيستيم هر سال معادل آن 3 جزيره را از بخش مرغوبتر و حياتيتر و مهمتر كشور داريم از دست ميدهيم.
ظاهرا شماري از طرفداران محيطزيست معترض شدهاند به قطع شماري درخت دستكاشت در خرگوشدره. شوري كه آن اعتراض را برانگيخته البته قابل ستايش است... اما، شگفت است كه از اين شورها براي جنگلهاي چند ميليون ساله هيركاني و چند صد هزارساله زاگرس برانگيخته نميشود.
شگفت است كه كسي شمار نهالهاي كاشته شده در روزهاي درختكاري اين همه سال را نميشمارد و در شگفت نميشود كه چرا اين همه درختكاري كفدستي از كشور را سبز نكرده است.
فرزند عزيز ايران – كه گويا اخيراً از پاريس برگشته است – در تازهترين پست نگاركها با نمايش چند عكس زيبا از محوطه برج ايفل و پاركهاي پاريس، به نكته جالبي اشاره كرده و سؤال خوبي را مطرح كرده است، لطفاً آن عكسها و آن پرسش را دريابيد!

درود بر بينش انساني و نگاه تيز بين فرزند عزيز ايران
هميشه از اين موضوع ناراحت بودم كه چرا بايد كشور بزرگي مثل ايران، با اين همه وزير و وكيل و مدير جان بر كف و ايثارگر و مكتبي و ذوبشده در ولايت - بخصوص در بخش كشاورزي و محيط زيست و منابعطبيعي - هنوز نتوانسته حايز رتبه نخست در نرخ فرسايش خاك در بين همه ممالك جهان شود و چرا بايد كشور مفلوكي چون چين با اون چشمهاي باداميشكلشان، از ايران جلو بزنند؟!
كه خوشبختانه جناب آقاي دكتر اميني رنجبر، از صاحبمنصبان عاليرتبه وزارت جهاد كشاورزي، ما را به آرزوي ديرينهمان رساند و خبر خوش فرسايشي را بعد از خبر خوش ايدزي و هستهاي و ... به گوشمان چسباند كه ايهاالناس! چه نشستهايد كه ايرانيان در تخريب و جابجايي خاك، گوي سبقت را سرانجام از همه كشورهاي عالم خاكي (و احتمالاً عالم بالا!) ربودند.
صميمانه اين موفقيت عظيم و غرورآفرين را كه همزمان با بيست و نهمين سالگرد جشنهاي پيروزي انقلاب، اعلام شد را به همه علاقهمندان به محيط زيست وطن تبريك و تسليت عرض ميكنم.
حالا اگر حوصله داريد، اصل ماجرا را در ادامه بخوانيد:

پس از هشدارهاي جدي برخي از صاحبنظران و دلسوزان محيط زيست (مانند كامبيز بهرامسلطاني، ناصر كرمي، محمّد درويش، باقرزاده كريمي، مژگان جمشيدي و ...) در مورد عواقب خطرناك و جبرانناپذير سندرم «سدسازي» در كشور و اثرات مرگبار آن بر جلوههاي ناب طبيعت وطن، اينك دانشمند نامي، استاد اسماعيل كهرم نيز به فغان آمده و در يادداشتي كه در صفحه 22 از شماره 4472 روزنامه همشهري (سوم بهمنماه 1386) به چاپ رسانده، آشكارا به اين سياست نابخردانه دولتي حمله كرده است. ايشان مينويسند: «در پنجاهمين سالگرد تأسيس بانك جهاني اعلام شد كه هشتاد درصد سدهايي كه از سوي اين بانك احداث شده از نظر زيستمحيطي نبايد احداث ميشد.»
و كيست كه نداند بيشتر اين سدها در چه كشورهايي احداث شده و ميشوند.
واي بر سياستمداران خودخواهي كه براي استمرار حكومت خويش، به عوامفريبي دست زده و با ترويج و حمايت از چنين پروژههاي حياتبراندازي، ننگ و نفرين جاويدان نسل آينده را براي خود ميخرند و واي بر ما كه اين حكمرانان ابله و خودخواه را ميپذيريم و تحمل ميكنيم.
يادداشت اسماعيل كهرم را دگر باره و دگرباره بخوانيد و براي طشك و كمجان و بختگان اشك بريزيد تا دريابيد كه چه مديران فاسد و ناداني در صدر سازمان محيط زيست كشور داريم؛ مديراني كه علناً در برابر دوربينهاي تلويزيوني از ساخت سد سيوند دفاع هم ميكرده و ميكنند ...
محمد قوچاني در هفتهنامه مشهورش، گزارش مشروحي از فيلم بحثبرانگيز «يك حقيقت ناخوشايند» را منتشر كرده تا يادمان نرود به قول صفورا زواران حسيني عزيز، سرماي اين روزهاي ايران و دبي، خود گواه ديگري بر تاييد محتواي اين فيلم ارزشمند است.
با هم، مقاله «ال گور و يك حقيقت ناخوشايند» را در شهروند امروز ميخوانيم ...
بخوانيد و ببينيد گزارش فرزند ايران را
بسیار خوشحالم که یک بانوی ایرانی در بین ۵۰ نجات دهنده زمین جای گرفته است ... آن هم بانویی چون معصومه ابتکار که برایش بسیار احترام قائلم.
مژگان جمشيدي عزيز در كامنتدوني وبلاگ "به كجا پناه ببريم" حرفهاي حقي را به آن گروه از عاشقان طبيعت گفته كه احساس ياس كرده اند ... حرفهايش را بخوانيم:
دوست خوبم ،درود می فرستم بر شما که در این سرمای استخوان سوز رفتی و ثابت کردی که هنوز زنده ای و می شنوی ، هر چند من خودم بر خلاف دفعه اوا نتونستم حضور بیابم اما می خوام بگم که ناامیدی این روزها مثل بختک داره به جون همه ما می افته !ولی ما باید مقابله کنیم ،تعجب نکن اگر تعداد بچه ها کم بود ،مگه دفعه اول چقدر بود ؟ با همیشه در اقلیت بودیم و هستیم و باید بپذیریم . اگر قرار بود این تجمع با حضور ۲۰۰ نفر برگزار بشه که حالا دیگه ما اینقدر حرص نمی خوردیم و نگران انزلی و ارومیه و شادگان و بختگان و گلستان و حیات وحش مظلوم و دربند نبودیم ،ما حق نداریم ناامید بشیم و حق نداریم به خاطر اینکه در الیت هستیم کنار بکشیم ،اطلاع رسانی و آگاهی دادن به مردمی که کاملا با محیط زیست بیگانه هستند ،وظیفه اول ما است . اینقدر اطلاع رسانی می کنیم و اینقدر می نویسیم تا یه روز بالاخره یه جبهه متحد از طرفداران محیط زیست تشکیل بدیم . فقط باید هدف ها یکی باشه ،اختلاف های ریز درشت را باید کنار بگذاریم و فقط به محیط زیست بیاندیشیم ،
دوست خوبم ،گلایه کن اما دلگیر نباش ، همه آنها که در طول تاریخ نامشان جاودانه شده ،از حمایت برخوردار نبودند ،تنها بودند و به تنهایی مبارزه کردند ،مگر کسی فردوسی را در آن زمان درک کرد ،مگر کسی حقانیت فلسفه اسلامی و اعتقادات ابوعلی سینادر باب دین را درک کرد ،مگر کسی حسین و علی را درک کرد ،ملاصدرا و امیر کبیر و قائم مقام فراهانی و مصدق و ... .آنها هم تنها بودند . به تنها ترین سردار محیط زیست ایران ،شهید یحیی شاهکو محلی بیاندیش که تا وقتی زنده بود به تنهایی جلوی همه غول ها ایستاد ،مگه کسی فهمید که او چی میگه ؟ شاهکو محلی رفت ،ناصر پیروی رفت اما چراغی که آنها روشن کردند ،روشنایی اش هر روز بیشتر می شود ،چراغ آنها من و تو هستیم ،امثال منو تو ،و اونهایی که از منو تو درس می گیرند ،پس باور کن که افروختن یک شمع در تاریکی بهتر از نفرین کردن تاریکی است ،
تو را درک می کنم و می دونم تو هم مثل من و خیلی های دیگه خسته شدی ،اما من بعد از یکسال و اندی خستگی ،دارم دوباره خودمو و روحم را می سازم ،ما اینقدر فرصت نداریم که بخواهیم خسته شیم ،چون قطار توسعه کشور ترمز بریده و داره طبیعت سرزمین مان را نابود می کنه.
پس قدری نفس عمیق بکش ، مدیتیشن بکن یا لحظاتی را در طبیعت بگذران تا انرژی از دست رفته دوباره به تو بازگردد . اینقدر فریاد می زنیم تا بالاخره گوشی بشنود .
پس با هدف تشکیل جبهه متحد طرفداران محیط زیست ،تلاش می کنیم .
شايد اين هم از عجايب زندگي آدمزمينيهاي تنپرور باشد كه بر اين باور است: زحمت استخراج نفت از اعماق زمين و با مشقت و هزينه فراوان، انتقال آن به پالايشگاه، تبديل آن به پلاستيك، شكلدهي آن، حملش به فروشگاه، خريدنش و آوردنش به خانه .... كمتر است از زحمت شستشوي همون قاشقهاي معمولي و زيبايي كه پيش از اين براي صرف غذا مورد استفاده قرار ميداديم!
راس راسي كه عجب موجودي هستيم ما![]()
ببينيد اين تصوير گويا را ...
برای اعتراض مستقیم به پهلوان (!) خلیل عقاب می تونید به نشانی های زیر مراجعه کنید:

نشانی اینترنتی سیرک خلیل عقاب: www.eaglecircus.com/fa
نشانی پستی و تلفن پهلوان (!) خلیل عقاب:
|
آدرس: تهران – ستارخان- خیابان سازمان آب –خیابان پردیس- کوچه پردیس 5- پلاک 18 تلفکس: 02144245442 موبایل: 09121220281 - 09121131038 - 09123369831 | |||
نباید بترسیم که ممکن است شمارمان کم باشد ... باید حرف حق خود را فریاد بزنیم و ایمان داشته باشیم پژواک شایسته آن را دریافت خواهیم کرد ... و اینک دومین گردهمایی در اعتراض به برپایی سیرک پردیسان در جوار سازمان حفاظت محیط زیست ایران
این هم شاهدی دیگر از قدرت روزافزون مافیایی طبیعت ستیز که به جان محیط زیست ایران افتاده است ... اینبار در دیار فارس ... استانی که گویا همه چیز در آن اهمیت دارد جز محیط زیست و میراث فرهنگی و تاریخی وطن.
دو مقاله آتشین و طناز از غول سبز پایتخت: دکتر ناصر کرمی
بخوانید و لذت ببرید و البته اندکی اشک و آه و حسرت و ...
|
| ||
|
| ||
|
ال گور، معاون سابق رياست جمهوری آمریکا كه به تازگی به دليل سالها تلاش برای حفظ محیط زیست جهان جایزه صلح نوبل را به طور مشترک با سازمان ملل متحد دریافت کرد ، اکنون جذب جنبه های اقتصادی مشکل تغییر آب و هوا شده است.
فن آوری هایی که این برنده جایزه صلح نوبل در نظر دارد بسیار متنوع و نوین است: از کشت میکروب هایی که می توانند حکم نظافت چی چاه های قدیمی نفت را داشته باشند گرفته تا مدل هاي جدید و پیشرفته تر پانل های تولید کننده انرژی خورشیدی. به نظر ال گور مبتکاران فن آوری های آینده نگر به دليل کمبود حمایت های مالی حتی فرصت ارائه طرح هاي خود را در بازارهای داخلي و بین المللی نمی یابند.
اما نکته قابل توجه این است شرکتی که حاضر شده با گور در این زمینه همکاری کند یکی از اولین شرکت های آمریکایی بود که حاضر شد در جستجوگر گوگل زمانی که کاملا بی نام نشان و نوپا بود سرمایه گذاری کند. |
هشدار در مورد تغییر وضعیت آب و هوایی زمین
بی اعتنایی به تغییر وضعیت آب و هوایی زمین می تواند مشکلات متعددی را برای مردم بوجود آورد. یک گزارش جدید در مورد تغییر وضعیت آب و هوایی زمین که برای دولت بریتانیا تهیه شده نشان می دهد که در صورت پرهیز دولت ها از اقدامات جدی در مقابله با این مشکل، جهان با بحران اقتصادی بزرگی مواجه خواهد شد و تا سال 2050 بخش های بزرگی از دنیا غیر قابل سکونت خواهد شد. این گزارش که توسط "سر نیکولاس استرن"، اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی تهیه شده، خواهان آن شده که سران کشورها، هر چه سریعتر به اقدام برای حل این مشکل بپردازند. نیکولاس استرن در گزارش خود هشدار داده که در صورت ادامه بی توجهی به این مشکل، مردم دنیا باید عواقب شدید آن را پذیرا باشند. این گزارش می گوید که بی اعتنایی به تغییر وضعیت آب و هوایی زمین می تواند به مشکلات زیر منجر شود:
سیل ناشی از بالا رفتن سطح آب دریاها به بی خانمان شدن حدود 100 میلیون نفر منجر می شود.
در نتیجه ذوب شدن یخچال های قطبی، یک ششم جمعیت کره زمین دچار کمبود آب خواهد شد.
حیات وحش به خطر می افتد و در بدترین وضعیت 40 درصد انواع موجودات حیات وحش منقرض می شوند.
خشکسالی منجر به بوجود آمدن میلیونها "پناهده آب و هوایی" خواهد شد.
آقای بلر در کنفرانسی در لندن گفته است که این گزارش باید به سکون و بی تحرکی در برخورد با این مشکل پایان دهد. آقای استرن گفته است که شکست در مواجهه با تغییر وضعیت آب و هوایی زمین می تواند به فروپاشی اقتصادی و اجتماعی منجر شود . سر نیکولاس استرن، در گزارش خود گفته است که شکست در مواجهه با تغییر وضعیت آب و هوایی زمین می تواند به فروپاشی اقتصادی و اجتماعی در جوامع انسانی منجر شود و خساراتی مانند دو جنگ جهانی بر جای گذارد. طبق این گزارش، ادامه روند موجود می تواند به کاهش رشد اقتصادی در جهان تا 20 درصد منجر شود، در حالی که مقابله با مشکل تغییر وضعیت آب و هوایی زمین در حال حاضر تنها یک درصد تولید ناخالص داخلی کشورها را به خود اختصاص خواهد داد. گزارش جدید تغییر وضعیت آب و هوایی، از سران تمام کشورها می خواهد که به وضع مالیات و قوانینی بپردازند که باعث کاهش تولید گازهای گلخانه ای شود. آقای استرن گفته است که حرکت به سوی دنیایی که در آن از سوخت های فسیلی کمتری استفاده شود، به معنای اندکی فقیرتر بودن است اما اگر این اقدام به تعویق بیفند، هزینه های آن برای مردم دنیا بسیار بیشتر خواهد بود. سر نیکولاس استرن همچنین در مصاحبه با بی بی سی گفته است که دمای زمین در صورت ادامه روند فعلی طی 100 تا 150 سال آینده با 5 درجه افزایش روبرو خواهد شد که عواقب آن مانند وضعیت آخرین دوره عصر یخی خواهد بود. این گزارش می گوید که بدون اقدام جهانی، حدود 200 میلیون نفر از مردم زمین به علت خشکسالی یا سیل مجبور به آوارگی خواهند شد. آقای استرن در گزارش خود ابراز خوش بینی کرده که جامعه جهانی در صورت اقدام قوی و یکپارچه، در حالی که زمان و دانش کافی در این مورد دارد می تواند بر مشکل موجود فائق آید. دولت بریتانیا بر این امید است که گزارش 700 صفحه ای آقای استرن بتواند آمریکا و اروپا را به لزوم مقابله با مشکل تغییر وضعیت آب و هوایی متقاعد کند. این اولین گزارشی است که درباره تغییر وضعیت آب و هوایی زمین توسط یک اقتصاددان و نه یک دانشمند انجام می گیرد.
جالب آنکه گوردون براون، "ال گور"، معاون سابق رییس جمهوری آمریکا در زمان بیل کلینتون را به عنوان مشاور محیط زیستی خود به کار گرفته است و دیوید میلیبند، وزیر محیط زیست بریتانیا نیز در حال بررسی وضع مالیات هایی برای تغییر رفتار مردم در زمینه تولید گازهای گلخانه ای است.
در همین باره:
- نيمکره شمالی زمين طی 1200 سال گذشته هرگز گرمايی با شدت و يکدستی دوره کنونی را تجربه نکرده است.

دولت بوش با تعیین سقف بر میزان تصاعد گازهای گلخانه ای مخالف است. دیوان عالی آمریکا حکم داده است که ادعای دولت دایر بر اینکه قوه مجریه حق ندارد میزان تصاعد گاز اتومبیل ها و کامیون های نو را تحت نظارت و مقررات قرار دهد، اشتباه است. دوازده ایالت آمریکا و 13 گروه فعال محیط زیست علیه سازمان دولتی "آژانس حفاظت محیط زیست" (EPA) به دیوان عالی شکایت کرده بودند. شاکیان پرونده از قضات دیوان عالی خواسته بودند این موضوع را که آیا دی اکسید کربن باید به عنوان یک آلاینده شناخته شده و در نتیجه مشمول قانون نظارت بر تصاعدها قرار گیرد نظر دهند. گروه های طرفدار محیط زیست و 12 ایالت که این دعوی را اقامه کردند گفتند دولت آمریکا براساس "قانون هوای پاکیزه" وظیفه ای قانونی برای محدود کردن تصاعد گازهای گلخانه ای بر دوش دارد. میزان گازهای گلخانه ای موجود در جو - که در طبیعت وجود دارند اما همچنین از اگزوز اتومبیل ها متصاعد می شوند - طی یک قرن گذشته به شدت افزایش یافته است و بسیاری دانشمندان بر این باورند که همین عامل گرمایش زمین است.
ناظران می گویند این یکی از مهمترین پرونده های مربوط به محیط زیست طی چند دهه اخیر است که تصمیم گیری در مورد آن به دیوان عالی محول می شد. ریچارد بلک، خبرنگار امور محیط زیست بی بی سی، می گوید این حکم به جدالی 8 ساله که قدمت آن به پیش از دوران ریاست جمهوری جورج بوش می رسد خاتمه می دهد. حکم می گوید که "ای پی اِی" باید مقرراتی را در مورد سطح دی اکسید کربن وضع کند مگر آنکه بتواند ثابت کند دی اکسید کربن نقشی در گرمایش زمین که آثار آن در سراسر جهان دیده می شود ندارد. خبرنگار ما می گوید حتی اگر "ای پی اِی" سعی کند دلیل بیاورد که دی اکسید کربن نقشی در این فرآیند ندارد به سختی خواهد توانست دیوان عالی را راضی کند.با این حال وی می افزاید که این حکم به خودی خود به معنی تغییر رویکرد دولت بوش در مورد تغییرات جوی نخواهد بود.اما این حکم توام با چرخشی در نگرش اعضای کنگره از زمان انتخابات میاندوره ای نوامبر، و تحولات مشابه در سطح ایالتی و حتی اتخاذ طرح "مراقبت اقلیمی" (Climate Care) از سوی کلیساهای اِوَنجلیکال، احتمال اقدامات چشمگیر در سطح ملی ظرف چند سال آینده را بسیار بالا می برد. دولت بوش همواره از تعیین سقف بر تصاعد گازهای گلخانه ای خودداری کرده است زیرا می گوید این اقدام برای اقتصاد زیانبار خواهد بود. اقدام دادگاه عالی همچنین با مخالفت شدید شرکت های اتومبیل سازی و ایالاتی که این صنایع در آن نقش بزرگی دارند روبرو بود. با این حال حکم با استقبال فعالان محیط زیست، که برای وضع مقررات در کشوری که ربع گازهای گلخانه ای جهان را تولید می کند می جنگند، روبرو شده است.
در همين ارتباط :
اقیانوس ها از دی اکسید کربن 'اشباع می شوند'
'دو سوم خرس های قطبی تا نیمه قرن نابود می شوند'
'توافق' در گفتگوهای تغییرات جوی سازمان ملل
تغییرات آب و هوایی 'به فقرا زیان می رساند'
رد پای غفلت از خطر گرمایش زمین در این گزارش بهت آور کاملاْ مشهود است ... بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد در مقدمه ای بر این گزارش نوشته است: این تهاجم به محیط زیست جهان خطر تضعیف بسیاری از پیشرفت های جامعه انسانی که در دهه های اخیر حاصل شده است را در بر دارد.این وضع مبارزه ما با فقر را تضعیف می کند. و حتی می تواند صلح و امنیت جهان را تخریب کند.

انتشار «چشم انداز محیط زیست جهان» یا ( ژئو-4 ) مصادف است با بیستمین سالگرد انتشار گزارش برانتلند توسط کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه (یا کمیسیون برانتلند) که ایده توسعه پایدار را در کانون برنامه های سازمان ملل متحد قرار داد.
اين گزارش نتیجه گیری می کند که از آن زمان تاکنون بیشتر نشانگرهای زیست محیطی به وخامت گراییده اند. ذخایر آبزیان كاهش يافته است، زمین های قابل کشت (به ويژه در آفریقا) به تدریج غیرقابل استفاده می شوند، تعداد افرادي که با کمبود آب سالم مواجه هستند از هر زمان دیگر بیشتر است، تراکم گازهای گلخانه ای افزایش یافته و نابودی تنوع زیستی شتاب گرفته است.
آخيم استاینر گفت: از زمان کنفرانس برانتلند تاکنون به دفعات کافی زنگ هاي خطر به صدا درآمده اند. من واقعا امیدوارم که (ژئو-4) آخرین آنها باشد.

مژگان جمشيدي گرامي با وجود همهي ناملايمتها و مشكلاتي كه به برخي از آنها در مصاحبه با راديو زمانه اشاره كرده بود، دوباره به دنياي وبلاگستان بازگشت ... چرا كه غم مرگ خاموش دلفينها در خليج فارس ايران برايش مهمتر از مصلحتهايي بود كه سزاوارانه به او اجازه ميداد در دنياي مجازي سكوت كند.
درود بر عشق پاك همه انسانهايي كه عاشقانه به همه موجودات اين جهان عشق ميورزند.
دولفينها همچنان در خليج فارس ميميرند!
برای دومین بار در یک ماه گذشته، 72دلفین در جنوب ایران در حاشیه خلیج فارس خود را به ساحل شنی رسانده و در ساحل تلف شدهاند.لاشه این دلفینها در دهانه خور کنگان در نزدیکی شهر جاسک در 300 کیلومتری شهر بندرعباس پیدا شده است. بر اساس گزارشها این دلفینها در روز چهارشنبه 24 اکتبر (دوم آبان) به صورت نیمه جان در ساحل پیدا شدند و اهالی منطقه تعدادی از آنها را به دریا انداختند اما دوباره این دلفین ها به ساحل بازگشتند. یک ماه پیش نیز لاشه 79 دلفین در سواحل شهرستان جاسک پیدا شده بود که البته گفتند مقصر ابزارآلات ماهيگيري بوده است!!
ببينيم اين بار مسئولين عزيز چه دارند كه بگويند.
معصومه ابتکار در آخرین پستش از مدخل جالبی به گرمایش زمین و انکارکنندگانش نگریسته و موضوع جالبی را به بحث کشانده است. او می نویسد:

ریچارد فولتز وقتی درباره نگرانی هایش از آینده حیات بر روی زمین و حال و هوای دنیای امروز می گفت مثال زد: مانند این است که سوار کشتی تایتانیک در هر حال غرق شدن باشی و با مسافران بر سر تصاحب صندلی دعوا کنی.
مثال جالبی بود که این استاد دانشگاه کونکوردیای مونترال چندی پیش در جمع اعضای مرکز صلح و محیط زیست و تعدادی از سازمان های غیردولتی زیست محیطی بیان کرد و همگان را به اهمیت مسئله تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین توجه داد. او گفت در شرایطی که دنیا با چنین بحران هایی روبروست عده ای ترجیح می دهند سر خود را و البته بقیه را با مسایل کم اهمیت و بی ارزش گرم کنند.

دانشمندان در صريحترين و تكاندهندهترين هشدار خود به سران كشورهاي جهان اعلام كردهاند: «با توجه به ابعاد گسترده عوارض خطرناكي كه به واسطه تغييرات آب و هوايي در سطح زمين در حال ظهور است، اگر اقداماتي عاجل و فوري از سوي همه دولتها و نيز اتباع آنها براي متوقف ساختن اين روندهاي نابودكننده به عمل نيايد، فرصت كوتاهي كه براي نجات سياره زمين و ساكنان آن باقيمانده از دست خواهد رفت.»
در حال حاضر شرايط خسارت باري كه در اثر تغييرات آب و هوايي بوجود ميآيد نظير خشكسالي، سيل، و توفانهاي دريايي، تا ميزان سه برابر بيشتر از عوامل خسارت باري مانند زمين لرزه در ايجاد تحولات فاجعه بار در سطح سياره زمين دخالت دارند ...