تبليغاتX
همنهاد
گزيده وبلاگهاي مورد علاقه و البته بيشتر زيست محيطي



آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که سامانه‌ي اگو یا فاضلاب را براي تخلیه‌ي آب شهری به بیرون از شهر اختراع کرد، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که اسب را به جهان هدیه کردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که حیوانات خانگی را تربیت کرده و مورد استفاده قرار دادند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که مس را کشف کردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که آتش را در جهان کشف کردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند، ایرانیان بودند (در شهر سیلک در اطراف کاشان)؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که کشاورزی را براي کاشت و برداشت کشف کردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که عطر را برای خوش‌بو شدن بدن ساختند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که کشتی یا زورق را ساختند، ایرانیان بودند(به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی)؛
آیا مي‌دانيد : نخستين ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند، ایراینان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که مقیاس سنجش اجسام را کشف کردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که به کرویت زمین پی بردند، ایرانیان بودند؛
آیا مي‌دانيد : نخستين مردمانی که قاره آمریکا را کشف کردند ایرانیان بودند و کریستف کلب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتاب‌های ایرانی که در کتابخانه واتیکان بوده به فکر قاره پیمایی افتادند؛
آیا مي‌دانيد : کلمه شاهراه از راهی که کورش کبیر بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است؛
آیا مي‌دانيد : کورش کبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام کورپولیس که خجند امروزی نام دارد؛
آیا مي‌دانيد : کورش پس از فتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد؛
آیا مي‌دانيد : نخستين هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش کبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد؛
آیا مي‌دانيد : دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد؛
آیا مي‌دانيد : نخستين سامانه استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دايم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد؛
آیا مي‌دانيد : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد؛ اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان نكرد؛
آیا مي‌دانيد : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر تهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج‌ترین پول‌های جهان شد؛
آیا مي‌دانيد : داریوش کبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید)؛
آیا مي‌دانيد : داریوش در پایئز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد .
آیا مي‌دانيد : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد ..
آیا مي‌دانيد : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت؛
آیا مي‌دانيد : نخستين بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس 3 سال طول کشید و کل ساخت کاخ 15 سال به طول انجامید؛
آیا مي‌دانيد : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز یکبار یک سکه طلا (داریک) می‌داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر می‌داده است و هر 10 روز یکبار استراحت داشتند؛
آیا مي‌دانيد : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران‌ترین کاخ دنیا محسوب می‌شده. این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده‌اند، بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است؛
آیا مي‌دانيد : تقویم کنونی (ماه 30 روز) به دستور داریوش پایه‌گذاری شد و او هیأتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است؛
آیا مي‌دانيد : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند؛
آیا مي‌دانيد : داریوش برای نخستين بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک - سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف (چاپارخانه) را بنیان نهاد؛
آیا مي‌دانيد : نخستين راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد؛
آیا مي‌دانيد : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد؛
آیا مي‌دانيد : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دايم شد؛
آیا مي‌دانيد : در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت.
و با كلامي از داريوش بزرگ اين پست را به پايان مي‌برم:
«داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم.»
یاد او گرامی ... باشد كه ما ذره‌ای میهن‌دوستي واقعي را از او و نسل او بیاموزیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 1:15  توسط فرداد دولتشاهي  | 

    محمدرضا معتمدي ـ کارشناس زبان‌هاي باستاني ـ در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: دروازه‌ي شرقي کاخ آپادانا شوش، دو ته‌ستون دارد که در سه طرف آن‌ها، نوشته‌هايي به خط ميخي به سه زبان پارسي باستان، اکدي و ايلامي بوده‌اند. مضمون نوشته‌هاي اين ته‌ستون‌ها يکسان است و گفته‌اي از خشايارشاه هخامنشي است که ترجمه آن به اين گونه است: گويد خشايارشاه به خواست اهورامزدا اين درگاه را داريوش‌شاه که پدر من [است] ساخت.

او بيان كرد: ترجمه‌ي يادشده از روي متن پارسي باستان است که در متن اصلي آن، افتادگي‌هايي جزيي وجود داشته‌اند. اين ترجمه به قرينه‌ي ديگر نوشته‌ها‌ي مربوط به خشايارشاه آورده شده است.

اين كارشناس با ابراز تاسف از اين‌كه در سال‌هاي اخير، آسيب‌هاي جدي و فراواني به اين ته‌ستون‌ها، بويژه نوشته‌هاي آن وارد شده‌اند، ادامه داد: اكنون خواندن سنگ‌نوشته‌ها با دشواري همراه و حتا در برخي موارد غير ممکن شده است.

معتمدي درباره‌ي آسيب‌هايي که به سنگ‌نوشته‌هاي دو ستون وارد شده‌اند، توضيح داد: سنگ‌نوشته‌ي ته‌ستون جنوبي از متن فارسي باستان، 22 نشانه‌ي الفبايي داشته است كه ميان رفته‌اند. متاستفانه اين آسيب‌ها، گاه واژه‌هايي را کاملا از ميان برده‌اند كه به‌عنوان مثال، واژه‌ي Thatiy (گويد) و duvarthim (درگاه) را مي‌توان ذکر کرد. از متن ايلامي، شش نشانه از سطر اول از ميان رفته‌اند و سطر دوم آن کاملا تخريب شده است. از متن آکدي، 16 نشانه‌ي الفبايي از ميان رفته‌اند. از سنگ‌نوشته‌ي ته‌ستون شمالي از متن پارسي باستان، 15 نشانه‌ي الفبايي محو شده‌اند. از متن ايلامي، شش نشانه از سطر اول و از سطر دوم دو نشانه تخريب شده‌اند. از متن آکدي، پنج نشانه از سطر اول و 11 نشانه از سطر دوم از بين رفته‌اند.

وي در ادامه افزود: در مجموع، مي‌توان گفت كه فقط با توجه به نوشته‌هايي که باستان‌شناسان فرانسوي در هنگام کاوش و تحقيق به‌جا گذاشته‌اند، آگاهي کاملي از نوشته‌هاي اين ته‌ستون‌ها مي‌توان به‌دست آورد.

به باور اين كارشناس، آنچه در نگاه نخست به‌نظر مي‌رسد، نشان مي‌دهد که مسبب آسيب و تخريب‌ها علاوه بر عوامل طبيعي تا اندازه‌ي زيادي عوامل مخرب انساني‌اند.

عضو هيات مديره‌ي انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش گفت: براي حفظ و نگهداري اين اثر مهم و ارزشمند ازسوي انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش در سال‌هاي گذشته به‌صورت مستمر به کارشناسان و مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي استان تذکرهاي لازم داده شده‌اند؛ با اين حال، متاسفانه در اين زمينه اقدام مهم و کارسازي تاکنون انجام نشده است.

معتمدي تصريح كرد: ستون‌هاي يادشده در محوطه‌ي متمرکز و اصلي کاخ آپادانا قرار دارند. با اين وجود، به دلايل زيادي از جمله محصور نبودن کامل محوطه‌ي باستاني و نيمه‌کاره رها شدن ديوارکشي در سال‌هاي گذشته، ورود احشام به محوطه‌هاي باستاني و عبور و مرور افراد غير مجاز و علاوه بر آن در معرض شديد و مستقيم عوامل طبيعي قرار گرفتن پايه‌ستون‌ها، اصلي‌ترين دلايل آسيب‌هاي وارده هستند.

او در پايان پرسيد: آيا مدفون شدن دوباره‌ي دروازه شرقي کاخ آپادانا و ته‌ستون‌هاي آن براي در امان ماندن از برخي از عومل مخرب يادشده بديهي به‌نظر نمي‌رسد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 14:40  توسط فرداد دولتشاهي  | 

     اخيرا برخی از افراد، به عنوان متخصص، در مجالس و محافل اعلام می کنند که اين حرف ها که، رطوبت سد سيوند سبب تخريب منطقه و يا ارامگاه کوروش بزرگ می شود، حرفی بيهوده است، يا آبگيری سد سيوند اثری در محيط زيست آن منطقه نمی گذارد، و يا در تنگه بلاغی که به زير آب می رود چيزهای مهمی وجود ندارد و يا....
    ما بی آن که بخواهيم به دنبال قصد و يا دلايل ابراز اين گفته ها و نظريات گمراه کننده باشيم، بهتر می دانيم که برخی از گفته های متخصصين امور مربوط به سد سازی، باستانشناسی، زيست شناسی را که همه از افراد معتبر در رشته های خودشان هستند را در اين جا بياوريم:
گفته های يک باستانشناس و کاوشگر در مورد ويرانی آرامگاه کوروش پس از آبگيری
http://www.savepasargad.com/Destruction%20News/Damage-july06.htm
 
اگر سد آبگيری شود آرامگاه کوروش را آب خواهد گرفت از ديد  يک هیئت مهندسی
http://www.savepasargad.com/aa.from%20091806/AV/Zaim.htm
 
 درباره تخريب محيط زيست از ديد متخصصين
http://www.savepasargad.com/aa.from%20091806/destruction/sad%20esivand%20va%20mohit%20zist-10.06.htm
 
اهميت  تنگه بلاغی از ديد يک باستانشناس و کاوشگر
http://www.savepasargad.com/aa.from%20091806/news/bolaghi-)Oct.1.06.htm
 
نظر يک کارشناس و مرمت کار در مورد خطر تخريب آرامگاه کوروش
http://www.savepasargad.com/aa.from%20091806/March/aramgaah%20kourosh.htm
 
احتمال وقوع زلزله پس از آبگيری سد، از يک متخصص ژئو مورفولوژي (زمين ريخت شناسي)
http://www.savepasargad.com/Articles/mojgan%20mirmohamadi.htm
 
خطرات آبگيری برای تمام منطقه از ديدی کارشناسانه
http://www.savepasargad.com/aa.from%20091806/April/kurosh%20zaim.htm
 
 ضمنا ماجرا آنقدر جدی است که حتی مسئولين دولتی هم که موافق آبگيری بوده اند از خطر تخريب و رطوبت گفته اند که نمونه ای از آن اعتراف خود رييس سازمان ميراث فرهنگی است .
http://www.savepasargad.com/sanadi%20digar-29.1.htm

 
البته شما می توانيد ده ها مطلب از متخصصين ديگر و در تاييد اين گفته ها را  در سايت نجات پاسارگاد بخوانيد:

کميته بين المللی نجات پاسارگاد
www.savepasargad.com

لطفا اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 11:23  توسط فرداد دولتشاهي  | 

کوروش در حال صدور اجازه بازگشت یهودیان تبعیدی به وطن شان، ژوزف فلاویوس، نقاش فرانسوی قرن پانزدهم

      روزنامه ایتالیایی "لا ریپوبلیکا" روز گذشته یک صفحه کامل خود را به بررسی پرونده سد سیوند در ایران و کاوش‌های باستان شناسی دره بلاغی اختصاص داده است. این روزنامه در گزارش جامعی که با عنوان "آخرین یورش به کوروش کبیر" تهیه کرده است ضمن انعکاس نظریات گوناگون در این مورد اشاره می‌کند: سد سیوند که آبگیری آن به تازگی آغاز شده است بیش از ١٣٠محوطه باستان شناسی در تنگه بلاغی را در آب غرق خواهد کرد. همچنین گذرگاهی که در گذشته راه اتصال پاسارگاد (اولین پايتخت هخامنشیان) به تخت جمشید( مکان آیینی آنها ) بود نیز در دریاچه سد غرق خواهد شد. در ضمن به دلیل آهکی بودن سنگ‌های مقبره کوروش و سایر تاسیسات پاسارگاد احتمال این که در اثر رطوبت به آنها آسیب برسد نیز وجود دارد.
اعتراض نهادهای مدنی
    لاریپوبلیکا در ادامه گزارش خود به اعتراضات گسترده دانشجویان اشاره می‌کند و همچنین از شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل نام می‌برد که دادخواستی با بیش از سه هزار امضاء علیه رحیم مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و پرویز فتاح وزیر نیرو تهیه کرده است. این روزنامه در گزارش خود می‌نویسد که دانشجویان معترض به آبگیری سد سیوند، مسئولان وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی را که به این کار رضایت داده‌اند با اسکندر و چنگیزخان که باعث نابودی بخش‌های وسیعی از ایران شدند مقایسه می‌کنند.
     همچنین از قول "محمدعلی دادخواه" وکیل دادگستری و کسی که شکایت علیه وزارت نیرو و میراث فرهنگی را به دادگستری تسلیم کرده است می‌نویسد:" ما باید با خردمندی تمام از یک طرف بین سدی که می‌تواند برای یک دوره محدود مفید و قابل استفاده باشد و از طرف دیگر بین میراث فرهنگی که متعلق به گذشته، حال و آینده این سرزمین است دست به انتخاب بزنیم. مطالعات متخصصان نشان می‌دهد که آب دریاچه سد به طور گسترده باعث تغییر در اقلیم و محیط زیست منطقه می‌شود و همچنین به مقبره کوروش نیز آسیب می‌رساند".
مشکل کم آبی در ایران
    این روزنامه می‌نویسد پروژه سیوند پروژه‌ای است پانزده ساله اما در این اواخر ناگهان شتاب فراوانی به خود گرفت.
    با این حال گزارش لا رپوبلیکا به این نکته نیز اشاره می‌کند که ایران کشوری است که همیشه با مشکل کم آبی رو به رو بوده است اما در عین حال به دلیل جمعیت فراوان و در حال رشد آن مجبور است زمین‌های فراوانی را به کشاورزی اختصاص دهد. در حال حاضر بیش از صد پروژه سدسازی در ایران وجود دارد و وزیر نیرو از افتتاح هجده سد در ماه‌های آینده خبر داده است. سد سیوند در منطقه‌ای ساخته شده که زمین آن با خطر شوره زدن رو به روست اما از طرف دیگر خطر نابودی آثار باستانی و میراث فرهنگی نیز در میان است. به همین دلیل در سال ٢٠٠۴ دولت ایران درخواست کمک جهانی برای انجام کاوش‌های باستان شناسی را مطرح کرد و هفت هیئت باستان شناسی به مدت دو سال در تنگه بلاغی به فعالیت و مطالعه مشغول بودند.
     دست آورد هیئت‌های خارجی
    هیئت باستان‌شناسان آلمانی موفق به کشف دخمه‌ها و غارها و محوطه‌هایی با بیش از شش هزار سال قدمت تاریخی شد. فرانسوی‌ها توانستند کاخ یا کوشکی متعلق به داریوش را پیدا کنند که به احتمال زیاد اقامتگاه او در منطقه به هنگام شکار بوده است. ماموریت هیئت ایتالیایی به سرپرستی پروفسور "پیرفرانچسکو کاللیری" (Pierfrancesco Callieri) از دانشگاه بولونیا (Bologna) به کشف روستایی با خانه‌های سنگی منجر شد. اهمیت این کشف استثنایی از آن روست که تا این زمان اعتقاد بر این بود که مردم عادی دوران هخامنشی چادرنشین بوده‌اند. اکتشاف این روستا با خانه‌های سنگی، عملیات آبگیری سد را که برای ابتدای سال ٢٠٠۶ آماده بود یک سال دیگر نیز به تاخیر انداخت تا تحقیقات ادامه پیدا کند.
     مصاحبه با سرپرست هیئت ایتالیایی
    لاریپوبلیکا همچنین مصاحبه کوتاهی با پروفسور کاللیری، سرپرست هیئت باستان‌شناسان ایتالیایی در تنگه بلاغی انجام داده است. او معتقد است:" محوطه‌های بسیار مهم این منطقه در امان خواهند بود و برای سایر محوطه‌ها آن چه که مهم است انجام مستندنگاری و ثبت اطلاعات آنهاست. تمام ما سرپرستان گروه‌ها در کنفرانسی که در ماه ژانویه در تهران برگزار شد به این نکته اشاره کردیم که نمی‌توان همیشه تمام شواهد و آثار تاریخی را نجات داد و حفظ کرد. این امر در هرجای جهان اتفاق می‌افتد، حتا در ایتالیا. دانشجویان خیلی مخالف این امر بودند و مباحث بسیار داغی به صورت مدنی در گرفت. نکته مهم آنست که جوانان ایرانی بسیار نگران و مراقب میراث فرهنگی و محیط زیست خودشان هستند."
    کاللیری در پاسخ به سئوال لا ریپوبلیکا که آیا این نظریه درست است که دولت ایران چندان به تاریخ پیش از اسلام اهمیت نمی‌دهد به این روزنامه می‌گوید:" من چنین چیزی نمی‌گویم. آنها که در کار حفاظت از میراث فرهنگی در ایران هستند امکانات کمی دارند اما هر چه که از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند".
    در این گزارش همچنین به شخصیت کوروش کبیر اشاره شده و ضمن تجلیل از او به عنوان کسی که بردباری و رواداری فراوانی در برابر ادیان و اقوام مختلف داشت، یک نقاشی قرن پانزدهمی از یک نقاش فرانسوی به نام ژوزف فلاویوس (Josèphe Flavius ) به چاپ رسیده که کوروش را در تخت شاهی و در حالی نشان می‌دهد که جازه بازگشت یهودیان را به اورشلیم صادر می‌کند.

بيژن روحانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 10:54  توسط فرداد دولتشاهي  | 


بيانيه فارغ التحصيلان و دانشجويان رشته باستانشناسي

    جمعي از دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته باستانشناسي در مورد وضعيت نگران کننده ميراث فرهنگي کشور و مشخصا مناطق باستاني پاسارگاد که با آبگيري سد سيوند مورد تهديد قرار گرفته اند بيانيه اي صادر کردند.

     صادرکنندگان "بيانيه‌ شماره يک اتحاديه انجمنهاي علمي دانشجويان باستان شناسي سراسر کشور"، با تاکيد بر اين که "به عنوان فرزندان اين سرزمين با توجه به وظيفه دانشجويي خود و رشته و تخصص مان لازم دانستيم تا گوشه اي ازدغدغه هاي خود را با ملت ايران، مسوولان و مديران کشور در ميان گذاريم" آورده اند: "اکنون روند غارت، ويران سازي و جعل ميراث فرهنگي اين مرز و بوم -در كنار دستبرد به تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياکان ما- صورت ديگري به خود گرفته و پر شتاب تر از گذشته پيش ميرود. از يک سو، نابود شدن و در خطر قرار گرفتن محوطه ها و مجموعه هاي ثبت شده در فهرست ميراث ملي و جهاني، محوطه هاي پيش از تاريخ، محوطه هاي تاريخي، محوطه هاي اسلامي، بافت هاي تاريخي شهرها و حراج ميراث فرهنگي ايران را هر روز در خبرها ميشنويم، و از ديگر سو بي توجهي به ميراث معنوي (همچون عدم توفيق در برگزاري سال مولانا عارف بزرگ پارسي گوي ايراني، و ثبت ميراث معنوي برجاي مانده از او به نام ايران و نيز کوتاهي در ثبت "نوروز" و "تعزيه" به نام ايران در فهرست ميراث معنوي جهان) همچنين تهاجم برنامه ريزي شده به ريشه هاي تاريخ ايران چه در سطح جهاني و چه متاسفانه در درون کشور از جمله مصاديق تخريب و جعل تاريخ و ناتواني ما در دفاع از ميراث مادي و معنوي مان است."

    صادرکنندگان بيانيه با خاطرنشان کردن اين که: "عدم هماهنگي وزارتخانه ها و دستگاه ها اجرايي كشور با سازمان ميراث فرهنگي، آسيب هاي هولناکي را به تاريخ و تمدن ايراني و اسلامي ما وارد آورده و خواهد آورد" نوشته اند: "به عنوان نمونه هم اکنون وزارت نيرو برنامه احداث نزديک به 400 سد را در نقاط گوناگون ايران در دست دارد که در حال طراحي، ساخت و آبگيري اند. بينديشيم آيا با وضع موجود تمام اين نقاط مورد بررسي باستان شناسانه قرار گرفته اند؟ آيا مسوولين باستان شناس ما از اجراي طرح هاي مختلف وزارت راه با خبر بوده اند و يا از طرح هاي جديد مطلع مي شوند. در مقام کارشناسان و دانشجويان باستانشناسي و ميراث فرهنگي اين سرزمين اعلام مي کنيم برنامه هاي عمراني به شكلي كه هم اكنون در كشور اجرا مي شود، لطمات جبران ناپذيري به ميراث فرهنگي ما وارد آورده است."

     دانشجويان و فارغ التحصيلان رشته باستانشناسي آورده اند: "يکي از مهمترين موضوعاتي که در اين روزها دوستداران ميراث فرهنگي را نگران ساخته موضوع آبگيري سد سيوند است. مسوولان وزارت نيرو به گواه مصاحبه هاي متعدد خود آبگيري سد سيوند را مشروط به ارايه نظر باستانشناسان کرده اند و اکنون با موافقت "سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري"، سد سيوند واقع در شمال شهر شيراز در منطقه تنگِ بُلاغي -ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت- ‏‏ افتتاح شده است. در مقام کارشناسان و دانشجويان باستان شناسي اين مرز و بوم اعلام مي کنيم، به خلاف مسووليتهاي سنگين که در ماههاي اخير به شانه باستانشناسي کشور نهاده شد، مطالعات تنگ بلاغي منحصر به فعاليتهاي باستانشناسي نميتواند باشد. هر چند باستان شناسان که در نجات بخشي آثار تنگ بلاغي بودند، به بهترين شکلي وظايف شان را به انجام رسانده اند. اما متاسفانه هنوز سندي مبني بر انجام مطالعات حفاظتي، زمين شناسي، ژئومورفولوژي، مردم شناسي، مطالعات اجتماعي، اقتصادي و بويژه زيست محيطي در اختيار متخصصان و پژوهشگران قرار نگرفته است. دستور آبگيري سد سيوند در حالي صادر شده است که "پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاريخي" هيچ مطالعه اي درباب تبعات منفي آبگيري اين سد بر مجموعه آثار پاسارگاد انجام نداده و سکوت غيرمسوولانه اي در پيش گرفته است. آيا طرح اين موضوع که در صورت بروز آسيبهاي رطوبتي بر مجموعه آثار پاسارگاد، درياچه سد سيوند خشکانده مي شود، پاسخ قابل قبولي است؟"

    در ادامه اين بيانيه آمده است: "تاکنون ادله چندي از سوي پژوهشگران در باب نادرست بودن آبگيري سد سيوند بيان شده است: مواردي همچون رطوبت و تهديد پاسارگاد، بحث منابع طبيعي بلاغي، مباحث زمين شناسي اما با توجه به فعاليت هاي جديد باستان شناسانه صورت گرفته، تنگ بلاغي جزئي از يک مجموعه بزرگ هخامنشي است. کاوشهاي باستانشناسي منجر به کشف يک روستايي هخامنشي و يک کاخي هخامنشي (مربوط به دوره داريوش اول) شده است. بررسيهاي اخير باستان شناسي نيز حاکي از آن است که سد سيوند بر روي يک "بند" دوره هخامنشي احداث شده است. اين يافته ها نشان مي دهند که تنگ بلاغي زنجيره ناگسستني دو مجموعه جهاني تخت جمشيد و پاسارگاد است. تنگ بلاغي همچنين شاهراه باستاني دو مرکز عمده دوره هخامنشي يعني پاسارگاد و تخت جمشيد است. مدفون کردن اين محوطه در زير خروارها آب و رسوب در واقع وارد آوردن آسيب جدي به "منظر فرهنگي" آن دو مجموعه جهاني است. متاسفانه مسوولان وزارت نيرو بدون آنکه منتظر انتشار نتايج پژوهشها باشند، بلافاصله شروع به آبگيري اين سد نموده اند. در اولويت نخست بايد به مساله "حريم منظري" و "منظر فرهنگي" تنگ بلاغي انديشيد، و بعد درباره آسيبهاي رطوبتي مجموعه آثار پاسارگاد -که البته بسيار هم مهم و جدي است- بحث کرد. مسوولان وزارت نيرو بر اين امر که کاخ هخامنشي تنگ بُلاغي در 100 متري درياچه سد قرار دارد و زير آب نمي رود، اصرار مي کنند. اما آيا سازندگان اين اثر تنها تا صد متري آن رفت و آمد داشته اند؟ تنگ بُلاغي ميراثي پايان¬ناپذير است، اما کارکرد سد سيوند بيش از چهل سال نميتواند باشد. سازمان ميراث فرهنگي مي تواند از تنگ بلاغي به عنوان نقطه درخشان کارنامه خود سود جويد و اين منطقه مهم تاريخي، زيبا و خوش آب و هوا را به يکي از مهمترين محوطه هاي گردشگري ايران مبدل کند. يافته شدن آثاري از هزاره پنجم پيش از ميلاد مسيح، وجود يک روستاي هخامنشي که به اعتقاد کاوشگران اهميت زيادي براي اطلاع از وضع زندگي توده مردم اين دوره دارد، فرضيه "شکارگاه" و "پرديس" بودن تنگ بلاغي، يافته شدن چند ساختار مهم معماري از دوره هخامنشي، يافته شدن سازه هاي متعددي از توليد نوعي اشربه و موارد ديگر بر غناي مدارک باستان شناسي اين منطقه تاکيد مي نمايد. مي توان با مطالعه گسترده تر و با بازسازي برخي از آنها، علاوه بر تكميل مطالعات باستان شناسي در فرصت مناسب، رونق گردشگري اين منطقه را تضمين کرد. در مقام کارشناسان و دانشجويان باستانشناسي و ميراث فرهنگي اين سرزمين، آبگيري سد سيوند را کاري غيرکارشناسي مي دانيم که با منافع ملي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ما در تضاد است."

    بيانيه با اين تاکيد پايان مي يابد که: "در سالي که ضربات سنگيني به فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي ما وارد شده و مسوولان کشور نيز اعتراض و نگراني خود را اعلام داشته اند، در سالي که مقام معظم رهبري، آن را "سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي" نام داده اند، نابود کردن بخش مهمي از تاريخ و ميراث فرهنگي اين مرز و بوم گناهي نابخشودني و ناشي از بي خبري از تاريخ ملتي بزرگ است. سيوند هنوز يک سد است تا فرصت هست از تبديل آن به لکه ننگي در تاريخ مان جلوگيري کنيم."

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 11:32  توسط فرداد دولتشاهي  | 

دكتر دادخواه

آيا بايد حرف دكتر دادخواه را باور كرد؟ يعني هنوز اميدي هست؟ يعني واقعاً سد سيوند هنوز آبگيري نشده است؟!

بخوانيد مصاحبه ايشان را در اعتماد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 18:55  توسط فرداد دولتشاهي  | 

  • براساس يک روايت تاريخي جايي در کنار مقبره «کوروش» بر يک لوح به خط ميخي نوشته شده بوده که؛
    «اي انسان، هر که باشي، از هر جا که بيايي، چون مي دانم که مي آيي؛ من کوروشم، به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک مبر...»
    همچنين گفته شده است که از بيم مهاجمان، غارتگران و کينه ورزان آينده، جنازه کوروش کبير در سقف اين بنا نهاده شده يا مخفي نگه داشته شده، تا لااقل بقاياي جسم اش هتک حرمت نشود، يا که خاک تنش گل کوزه گران نشود.
    اگر اين روايت ها مستند هم نباشند، اما وجودشان و نقل شان نمادهايي هستند از وحشت هميشگي ما ايرانيان از آينده و نمادهايي هستند از پيش بيني هاي واقعي درباره هجوم هايي که در آينده به کمين اين سرزمين نشسته اند. همين وحشت و پيش بيني به دل شاهي چون داريوش هم بوده، چنان که انگار به خوبي مي دانسته که کاخي که ساخته زماني به دست مهاجمان و غارتگران ويران و غارت خواهد شد و مي دانسته که حتي به چهره نقش سنگي وي هم رحم نخواهد شد. و به همين دليل هم دستور داده بوده که بر دو لوح طلا تاريخچه ساخت «تخت جمشيد» و نام دستور او را حک کنند و اين الواح را در شالوده کاخ پنهان سازند، تا محفوظ بماند براي آيندگاني که سوزاندن نمي دانند، ويران کردن نمي شناسند، غارت نمي کنند و ميراث باستاني سرزمين شان را نمي دزدند. اين الواح در اکتشافات باستان شناسي تخت جمشيد کشف شدند و سند گرانبهايي از تاريخ سانسورزده و بي سند ايران بودند. که اما کاش هرگز يافته نمي شدند و هنوز در شالوده کاخ داريوش پنهان و امن بودند تا زماني که «موزه ايران باستان» لياقت حفظ آن يکي را که داشت بيابد.

    «... به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک مبر»

    آن دسته از شاهان ايران که خردمندي داشتند، به روشني مي ديده اند که امپراتوري عظيمي که ساخته و يا برساخته اند، در آينده يي نزديک يا دور تسخير خواهد شد، غارت خواهد شد و روزگار ادباري را خواهد گذراند، تا باز ايرانيان مهاجمان حاکم را متمدن کنند، يا بيرون بيندازند، به همين دليل هم مقبره هاي «نقش رستم» در سينه ديواره کوهي دور از دسترس آدميزادگان حفر شده اند و انگار به همين دليل هم بوده که بعضي از کتيبه ها هم بر ارتفاعات و دور از چشم بدخواهان نقر شده اند...
    اما انگار فرزانگي و آينده بيني اين شاهان آينده نگر ايران تا آن حد نبوده که بدانند زماني و زمان هايي خواهد آمد که خود ايرانيان به دست خود ميراث باستاني شان را غارت مي کنند يا باد خواهند داد و به آب. تخيل آنها به اين قد نمي داده که زماني مي رسد که دستگاه هاي کشف فلز، آزادانه در کشورشان فروخته شوند، تا هر ناکس و نباشي بتواند با آن گنجينه هايي را که تا حال خاک اين سرزمين در خود حفظ کرده، کشف کند و غارت کند، غارتي شبيه- اما طولاني تر از - غارت عربانه ي موزه ي «بغداد».
    استعاره و نماد دردناکي است که سنگ هاي تراش خورده بسياري از آثار باستاني ايران را روستاييان فقير نزديک به آثار براي احداث خانه، استفاده کرده اند.نمونه اش «تخت ابونصر» در حومه شيراز... همين استعاره درباره روستاييان اطراف «سد سيوند» که گويا چشم به راه آبگيري اين سدند تا مگر با آب آن، از بلاي خشکسالي رهايي بيابند صادق است. آنها حق دارند. کوروش مرده، راه شاهي تخت جمشيد و پاسارگاد را خاک پوشانده، اما آنها زنده اند و حق رفاه و حق داشتن آب جزء حقوق اوليه آنهاست. اما آيا آنها به ميراث فرهنگي شان فکر مي کنند يا اصلن چنين چيزي برايشان مهم است؟ اجداد همين ساکنان اطراف پاسارگاد و سد سيوند بوده اند- به گونه همان دهقانان خردمندي که «فردوسي» بارها از آنها نقل قول مي کند- که آرامگاه کوروش را «مقبره مادر سليمان» نام نهادند، تا بدين وسيله از ويران شدن برهانندش و با هاله يي از تقدس آن را تطاول روزگاران محفوظ بدارند... دورانديشي قرناقرني آن دهقانان فرزانه تا زمان حال رسيده و عجيب است اگر فرزندان آنان امروزه فقط تا آينده يي چند ساله را ببينند و در نظر نياورند که همين مقبره کوروش همان ويرانه هاي کاخ کوروش، و همه آنچه که فعلن زير خاک دشت نزديک شان نهفته، مي توانند هزاران و هزاران توريست را به اين منطقه بکشانند و مانند صف هديه آورندگان که نقش شان بر پلکان هاي تخت جمشيد پايدار مانده، چنان ثروتي هديه آورند که در مقابلش اميدهايي بسته شده به يک سد، بسيار ناچيز خواهند بود.

    سوال اين است که اگر توجيه اقتصادي و هدف ساختن سد سيوند ايجاد امکانات بيشتري براي رفاه اهالي اين منطقه است، آيا نمي شد با ايجاد چند کارخانه در اين منطقه بازار کار مناسب فراهم کرد، تا فرزندان روستاييان منطقه - که زمين هاي محدود و تکه تکه شده بعد از دو اصلاحات ارضي را پس از پدران باز هم ميان خود خرد و تقسيم مي کنند، و بعضن هم مي فروشند و به شهرها مي کوچند- تضمين بهتري براي آينده داشته باشند.

    چرا به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک مي بري؟

    خرابه تخت جمشيد تا قرن بيستم باقي مانده بود، زيرا پلکان هايش با نقش برجسته هاي مشهورشان و حتي تا کمر ستون هايش زير خاک بوده، چنان که وقتي يک شاهزاده قجري- که خاندانش استاد بودند در بر باد دادن و غارت ايران- قبل از پروفسور «هرتسلفد» در آن کاوش هايي کرد و معلوم نيست چه ها به دست آورد، باز هم سرپا ماند و ماند تا طبق معمول غربي ها از راه رسيدند و اين اثر باستاني را از خاک آزاد کردند- و سهمشان را هم بردند- ظاهرن، توجه و علاقه آنان به ميراث باستاني و تاريخي ما، بيشتر از ما ايرانيان است، مثلن مثل همان ارتشي مخابرات چي که کارش ارسال پيام به رمز و کشف رمز بود، و با ديدن کتيبه هايي که رمز و راز خط آنان دو هزار سال جلوي چشم ما ايرانيان معمولن کاهل و قدرناشناس بود، همت و مغز صرف کرد و از خط آنها رمزگشايي کرد، تا به ما گفته شود که گذشتگان مان چه ها گفته اند. اگر غير از اين و غير از اينها بود- حتي با وجود آن که ارزشمندترين گنج ها و سالم ترين سرستون هاي تخت جمشيد در موزه هاي غربي است- حالا همين ستون هاي باقي مانده تخت جمشيد هم ستون هايي بودند براي سقف خانه هاي روستايي، که همه عمر در وحشت زلزله مي لرزند تا زماني که به قول عبيد بر سر صاحبخانه و مهمانش به «سجده بيفتند».

    به اين مشتي خاک که تن مرا مي پوشاند رشک خواهي برد...

    اما مانند يک راز است، بلکه، عجيب، جالب و يک پند تاريخي است که آرامگاه کوروش، برخلاف کاخش، در همان نزديکي ها، همچنان سرپا مانده است. اين آرامگاه با معماري ساده اما هنرمندانه اش، از چنگ آتش کينه «اسکندر»، از پس حمله ديگري که چهره نقش برجسته هاي شاهان در تخت جمشيد را تيشه تراش کردند، و حتي سرب بست هاي ابتکاري «دم چلچله يي» سنگ هاي تخت جمشيد و احتمالن همين آرامگاه را به طمع طلاي سفيد بيرون کشيدند؛ همچنين پس از بسياري ديگر هجوم و ويرانگري مغول و تاتار و ترک و افغان، سرپا مانده. اين آرامگاه در زماني که «لرد کرزن» اعلام مي کرد که تماميت ارضي ايران به اندازه استخوان پوسيده يک سرباز انگليسي هم ارزش ندارد، و سربازان هندي ارتش انگلستان چشم نقش برجسته هاي تخت جمشيد را هدف تمرين تيراندازي قرار مي دادند، بدون چنين آسيب هايي سرپا مانده و مانده تا امروز. ظاهرن کوروش بزرگ آنقدر به آيندگان بدبين نبوده و يا در مخيله اش نمي گنجيده که زماني مسير جاده شاهي، مانند هزاران هزار کتاب که در تاريخ ايران به آب شسته شده اند، به آب بسته مي شود و آرامگاهش هم در معرض آسيب جدي قرار مي گيرد، وگرنه دستور مي داده تا آن را مانند مقبره هاي فراز تخت جمشيد، يا حفره هاي دست نايافتني «نقش رستم» بالاي کوه، يا در صخره يي ديوارمانند بسازند. و يا شايد بدبختانه بايد آرزو مي کرديم که کوروش- که آن منشور انساني افتخارآميزش درباره حقوق انسان هايي که در قلمروهايش مي زيسته اند، حالا در مقابل آشغال هايي مثل فيلم «سيصد» سند پاسخگويي ما و مقابله با بسياري جوسازي ها عليه ايران مي شود- کاش صاحب چنان فرزانگي مي شد که هيچ آرامگاهي براي خود نخواهد، يا دستور مي داد تا آرامگاهش را در سرزمين غريبان بسازند.

    اي انسان... بر اين مشتي خاک که نام نيک مرا و مردمان ايران را مي پوشاند، رشک مبر...

    آيا آرامگاه کوروش سرپا مانده که به ما ايرانيان حرفي را بفهماند؟ آيا سرپا مانده که به ما ايرانيان يادآوري کند که در اکثر مواقعي که مهاجمان به سرزمين ما حمله کرده اند، دروازه هاي ما از درون به روي دشمن باز شده اند؟ آيا سرپا مانده که به ما ايراني ها يادآوري کند که از ماست که برماست؟ آيا هنوز سرپا مانده تا به ما بفهماند که انگار از پس قرن ها قرن کنار هم زيستن، کنار هم جنگيدن، با هم رنج کشيدن، با همه باران هاي اندوهان که بر خاکمان باريده و با همه باران هاي يک ساعته شادي که بر خاک تشنه مان باريده، هنوز نتوانسته ايم اشتراکي و تعريفي از هويت خويش و خويشانمان، تاريخ مان، بود و نبودمان در اين جهان و آينده مان به دست آوريم...
    اي انسان، هرکه هستي و از هر کجا که مي آيي، بر اين تکه خاکي که زير پاي ماست و تن تاريخ مان را مي پوشاند، رشک مبر.
  • ---
  • - متاسفانه يکي از اين الواح زرين نزديک دو دهه پيش از موزه به سرقت رفت و با تمام تلاش صورت گرفته هنوز يافت نشده است.

دکتر ارنست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 8:20  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

     آقاي رحيم مشائي؛ شما يك اصولگرا هستيد و با سابقه‌اي كه همفكران شما دارند، بسياري از مسائل و پيش‌فرض‌ها براي من روشن است. يعني من تا حدود زيادي مي‌دانم كه شما درباره مسائل مهمي نظير دين، مذهب، مليت، تاريخ و... چگونه فكر مي‌كنيد و اولويت‌ها را به كدام مي‌دهيد اما در مورد اسلاف شما (يعني رؤساي قبلي اين سازمان) اين مسائل روشن نبود و معلوم نبود كه فلان رئيس اين سازمان فيلسوف است يا تكنونكرات يا سياستمدار يا ايده‌آل‌گرا يا تاجر؟ و اولويت را به فرهنگ مي‌دهد يا افكار عمومي يا سياست يا مذهب يا سودآوري؟ به همين دليل اين نامه و درخواست را نمي‌شد براي آنها فرستاد و به طور منطقي برايشان استدلال كرد و اِلّا اين پيشنهاد بايد سال‌ها پيش مطرح و از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اجرا مي‌شد. اين توضيح را از آن جهت نوشتم تا بدانيد چرا شما مخاطب اين نامه‌ايد و نه مثلا آقاي مرعشي يا آقاي بهشتي.
    جناب آقاي رحيم مشائي؛ اميدوارم حتي يك لحظه هم با خودتان فكر نكنيد كه درخواست نابودي مجموعه تخت‌جمشيد از سوي كسي مطرح شده كه آدمي عصبي و عجول است و ميهن و مليت برايش اهميت كمي دارد. اتفاقا دقيقا برعكس اين است و اينجانب پس از بيست سال آزگار تأمل و تفكر صبورانه، به اين نتيجه رسيده‌ام كه بهترين و ميهن‌دوستانه‌ترين كاري كه مي‌تواند با اين مجموعه كرد، آن است كه كار چند ساله را چند روزه انجام دهيم و پروژه بلندمدت را در كوتاه‌مدت تمام كنيم ...

پيشنهاد دلسوزانه يك شهروند به ميراث فرهنگي

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 18:10  توسط فرداد دولتشاهي  | 

       از سوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی شهرستان شوش، کشف آثارباستانی سنگی و سفالی از روستای بیت‌زیدان بخش شاوور گزارش شد که پس از پیگیری‌های انجام شده گروهی متشکل از هیأت مدیره انجمن و کارشناسان اداره میراث فرهنگی و گردشگری شوش به منطقه اعزام شدند.براساس این گزارش، در بررسی‌های نخستین، یک محوطه باستانی که متاسفانه به‌طور کامل طی عملیات کشاورزی تخریب شده بود، مورد شناسایی قرار گرفت.خاطرنشان می‌شود به گفته لقمان احمدزاده باستان‌شناس و کارشناس انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش، مشاهدات و سفال‌های گردآوری شده گویای یک دوره استقرار مربوط به دوره ایلام میانه (1300 تا 1400 سال پیش از میلاد) در این محوطه است. همچنین بقایای اسکلت های انسانی پراکنده، احتمال وجود یک گورستان مربوط به این دوره را تقویت می‌کند.
گفتنی است، به علت نبود امکانات کافی و نیروی انسانی لازم، با توجه به گستردگی مکانی محوطه‌های باستانی شوش، همواره در این منطقه شاهد تخریب‌های فراوانی بوده و هستیم.در حال حاضر پیگیری‌‌های لازم از سوی اداره میراث فرهنگی و گردشگری شوش در این خصوص ادامه دارد.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 تیر1385ساعت 11:23  توسط فرداد دولتشاهي  | 

... كتاب  تاريخ بيداری ايرانيان تاليف مرحوم ناظم الاسلام كرمانی يكي از كتاب های معتبر در تاريخ معاصر ايران و در بيان چگونگی وقوع انقلاب مشروطه است .
نويسنده با زبانی ساده و ادبيات خاص زمان خود آنچه را به چشم ديده يا از منابع موثق دريافت كرده است ، پيش روی خواننده قرار داده است .
مطالب فوق الذكر تنها برگرفته از گوشه ای از اين كتاب هستند تا خواننده شباهت وضع كنونی جامعه ما را با 100 سال پيش مقايسه كند .
مشكلات و مسائلی كه در حال حاضر پيش روی ماست ، حدود 100 سال پيش هم بين علماء ،روشنفكران و اهل قلم وجود داشته و شگفت انگيز تر اينكه هنوز هم تلاش برای اصلاحات و رفع اين معضلات كمتر به نتيجه می رسد .
به راستی اگر صد سال ديگر هم اين مسائل و مشكلات وجود داشته باشند،چه كسی مقصراست ؟

محمد مالی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 1:47  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

آتش افروختن شب چهارشنبه آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد، براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد. 

تاریخ و فرهنگ ایران

+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1384ساعت 11:27  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

       ... ایران، ملتی است با فرهنگ، و تاریخی دارد سرشار. پرسش این است که آیا ما ملتی آگاه و خودآگاه به هویتمان نیز هستیم؟ و پس در نتیجه مجبوریم به این پرسش دردناک نیز بیاندیشیم که: آیا ما ملتی با شخصیتیم؟ پاسخ این پرسش را بایستی در مقایسۀ وضعیت فعلی‌مان با هویت تاریخی‌مان دریابیم.

آتوسا

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 16:17  توسط فرداد دولتشاهي  | 

 

 
کدام ملتی را در دنیا دیده اید که به این راحتی افتخارات خود را به تمسخر بگیرد؟؟؟
 
 حتما  می گویید که این کارها کار عده کمی است و  عموم مردم  در آن دخالتی ندارند  . بدترین کاری که در این شرایط مردم می کنند این است که سکوت می کنند و  یا با پوزخندی از کنار این مسائل می گذرند.
 
چرا دولت چاپ کنندگان این برگه های ننگین(پول برره ای )را به جرم توهین به افتخارات ملی و تشویش اذهان عمومی محاکمه نمی کند؟ چرا مردم سکوت کرده اند؟
 
هویت ملی , وحدت ملی ,میراث فرهنگی ؟؟؟
 
بخنديم يا گريه کنيم؟
 
ما کی هستيم؟
 
آتوسا ايراني
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 20:28  توسط فرداد دولتشاهي  |