همهي كساني كه شب گذشته برنامهي ويژه صداي آمريكا را در مورد خطرات آبگيري سد سيوند، شنيده و ديدند، فكر كنم با فرداد دولتشاهي هم نظر باشند كه «چرا گرهاي را كه ميتوانستيم با دست باز كنيم، آن هم به راحتي! حالا به جايي رساندهايم كه ديگر به دشواري بتوان با دندان هم گشود؟!» به راستي چرا اين سردمداران قدر شوكت حكومتي، اندكي بيشتر از فسفرهاي مغزشان استفاده نميكنند تا بفهمند:
1- ميراث ملي يك كشور را نميتوان با ريال محاسبه كرد؛
2- حتا اگر چنين هم بود، به اعتراف اغلب صاحبنظران، احداث سد نميتواند در اين منطقه مشكل معيشت پايدار مردم را حل كند. بحران اصلي در كاربرد شيوههاي نخنما شده و هرزدهندهي انرژي و آب در منطقه است.
3- استان فارس ميتواند، تنها به واسطهي برخورداري از بيشترين، كهنترين و مشهورترين آثار تاريخي، همچنين وجود آرامگاه سعدي و حافظ و سرانجام برخورداري از بهترين مناطق حفاظتشدهي جذاب كشور، به يكي از قطبهاي اصلي گردشگري ايران و منطقه بدل شود؛ چرا همه چيز را از زاويهي تنگ كشاورزي مينگريد؟! به خدا سوگند اگر يك صدم مزيتهايي را كه در فارس وجود دارد، همان عربهاي ملخخور!! در دبي ميداشتند، ديگر حتا حاضر نبودند با جرج بوش هم فالوده بخورند، چه رسد به اينكه پذيراي خوانندگان درپيت لسآنجلسي باشند. واي بر ما كه قدر اين فرصتها را نميدانيم ...
آخرين حرفم اين است:
دولتي كه از هيچي معضل و بحران ميسازد (مثل تعيين ساعت شروع به كار بانكها و يا تغيير ساعت در ششماههي دوم سال و يا زمان تحويل بودجه به مجلس و يا يارانهي بنزين و يا آتشسوزي 405 و يا ...)، طبيعي است كه نميتوان از او انتظار داشت در مواقع بحراني به شكلي عمل كند كه بحران را ريشهكن ساخته يا دست كم آرام كند. براي همين است كه در مسألهي حق مسلم هستهاي هم داريم يواش يواش به سوي سركشيدن يك جام زهر ديگر پيش ميرويم و يا در مسأله سد سيوند هم آنقدر ناداني و لجبازي به خرج داديم كه حالا تمام دنيا دارند به ريش ما ميخندند! آخر مگر چند ملت و دولت را سراغ داريم كه اينگونه آسان شاهد تخريب تاريخ خود باشند و دم برنياورند؟!
اما نسل امروز بايد بداند:
كاري كه مردم شريف مرودشت در ابتداي انقلاب كردند و در برابر بولدوزرهاي خلخالي ايستادند تا تختجمشيد ويران نشود، ما داريم با سكوت در مقابل آبگيري سد سيوند انجام ميدهيم ... واي بر ما اگر بيش از اين خاموش بمانيم ...
آقاي رحيم مشايي! بيا و براي يكبار هم كه شده، نشان بده كه برايت «ايراني بودن» بيشتر از «احمدينژادي شدن» اهميت دارد و نگذار تا سد سيوند آبگيري شود. سيوند را با يك دهم آبگيري به يك درياچهي گردشگري تبديل كن و در كنارش موزهاي برپا دار و به جهانيان ثابت كن: براي ايراني آنقدر ميراث ملياش ارزش دارد كه با شجاعت از پول گذشته و اين سد پرخرج را به بايگاني عبرت آيندگان ميسپارد.
يا علي ...