
عباس محمدی عزیز در آخرین یادداشتش، با اشاره به مجازات ناچیز فردی که یک الاغ را زنده زنده سوزانده است! گلایه کرده که چرا حقوق حیوانات در جامعه ما آنقدر ناچیز است.
زیتون سبز وبلاگستان اما یادمان انداخته که همین مجازات اندک را هم باید قدر بدانیم! چرا که کافی بود برای قاضی محترم دادگاه شهرستان فسا، ثابت نمیشد که آن الاغ زبان بسته صاحب دارد و یا بدتر از آن، جناب قاضی از آن دسته علما تبعیت میکردند که گوشت الاغ را نه تنها حلال نمیدانند که مکروه هم ندانسته و حرام برمیشمرند. آنگاه مطابق قوانین موجود، به راحتی میشد در شهر و دیار الاغ سوزان راه انداخت و ککی هم بر تومبان نینداخت! به عبارت سادهتر، ظاهراً قوانین ما در برابر مجازات افرادی که به آزار و اذیت حیوانات حرام گوشت (اغلب حیوانات وحشی) بی صاحب مشغول شوند، کاملاً سوراخ است.![]()
منتها برای آن که همچنان کورسوی امید را برای مبارزه با حیوانسوزی روشن نگه دارم، مجبورم بر این نکته انگشت نهاده و بگویم: باز هم خوش به حال آن الاغ! حداقل مانند آن جانباز بیپناه که هفته گذشته و از فرط استیصال و فقر مجبور به خودسوزی در برابر صحن بهارستان شد، رییس مجلس مملکت که از قضا فیلسوف هم هستند، به ایشان انگ معتاد بودن نزد و با کمال احترام و آبرو در بین همنوعان خود دفن شد!
خلاصه این که ای بابا! در مملکتی که برای آدمسوزی کسی، جز همان بختبرگشتهی جزغاله شده را مقصر نمیدانند، باز هم دم آن قاضی شیرازی گرم که 50 ضربه شلاق برای آن الاغ سوز نادان درنظر گرفت.
تکمله:
حضور یک حقوقدان عاشق طبیعت در بین گرینبلاگیها واقعاً غنیمت است ها ...![]()
دیگر عکس العمل ها:
- 50 ضربه شلاق بهخاطر مرگ یک الاغ!